cultural appropriation

پیشنهاد کاربران

استفاده نامناسب از نمادها، هنر، موسیقی یا لباس فرهنگ دیگر بدون درک معنای آن. مثلاً پوشیدن لباس سنتی بومیان به عنوان لباس مبدل، یا استفاده از سبک موی سیاهان بدون احترام به پیشینه فرهنگی آن.
منبع:
West, B. ( Ed. ) . ( 2024 ) . Margin & Text: Amplifying diverse voices in architecture. Princeton Architectural Press.
...
[مشاهده متن کامل]

سرقت فرهنگی
🔸 معادل فارسی:
تصاحب فرهنگی / مصادره ی فرهنگی / بهره برداری فرهنگی بدون اجازه
در زبان انتقادی یا اجتماعی:
برداشتن عناصر فرهنگی دیگران بدون احترام یا اجازه، تقلید غیراصیل، استفاده ی نابه جا از نمادهای قومی یا سنتی
...
[مشاهده متن کامل]

________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ( اجتماعی – انتقادی ) :
وقتی فرد یا گروهی از عناصر فرهنگی ( لباس، زبان، موسیقی، نمادها، آیین ها ) متعلق به گروهی دیگر استفاده می کنه—بدون درک، احترام، یا اجازه
مثال: Wearing a Native American headdress at a party is considered cultural appropriation.
پوشیدن تاج بومی آمریکایی در مهمانی، نوعی تصاحب فرهنگی محسوب می شه.
2. ( هنری – نظری ) :
در هنر یا مد، استفاده از سبک ها یا نمادهای فرهنگی اقلیت ها توسط گروه های غالب، به گونه ای که اصالت یا زمینه ی فرهنگی نادیده گرفته می شه
مثال: The designer faced backlash for cultural appropriation of African prints.
طراح به خاطر مصادره ی فرهنگی طرح های آفریقایی با واکنش منفی روبه رو شد.
3. ( سیاسی – استعاری ) :
در گفتمان سیاسی، اشاره به رفتارهایی که قدرت غالب از فرهنگ های حاشیه ای بهره برداری می کنه، بدون مشارکت یا اعتباردهی
مثال: Cultural appropriation can reinforce colonial dynamics.
تصاحب فرهنگی می تونه دینامیک های استعمارگرانه رو تقویت کنه.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
unauthorized borrowing – exploitative use – cultural theft – disrespectful imitation – aesthetic colonization
________________________________________
🔸 ریشه شناسی:
از ترکیب *culture* ( فرهنگ ) *appropriation* ( تصاحب، بهره برداری ) ساخته شده.
در دهه های اخیر، به ویژه در نظریه های پسااستعماری، مطالعات فرهنگی، و نقد اجتماعی، کاربرد گسترده ای پیدا کرده.

در معنای منفی و انتقادی اصطلاح، صراحتاً به معنای �غصب و تصرف فرهنگی� است.
ازآن خودسازیِ فرهنگی
پذیرش آداب ، رسوم ، عقاید و غیره از آداب و رسوم ، شیوه ها ، عقاید و غیره یک فرد یا جامعه توسط افراد معروف تر مثلا غلبه فرهنگی خانواده جیم کاردین بر کل جامعه.