🔸 معادل فارسی:
• شوخی، دست انداختن، گول زدن دوستانه
• کلک زدن ( به قصد شوخی )
• جوک عملی، قلابی ( عامیانه )
• کسی را پایین کشیدن ( طنزآمیز )
🔸 مثال ها:
"When he said he'd won the lottery, everyone thought it was a leg pull – but it turned out to be true. "
... [مشاهده متن کامل]
وقتی گفت لاتاری برده، همه فکر کردن شوخیه – اما بعداً معلوم شد راست می گفت.
"The story about the ghost in the attic was just a leg pull to scare the new students. "
داستان روح توی شیروانی فقط یه شوخی بود برای ترسوندن دانشجوهای جدید.
"I've had enough of your leg pulls – just tell me the truth!"
از شوخی هات خسته شدم – راستش رو بگو!
"He's known for his harmless leg pulls, no one gets offended. "
او به شوخی های بی آزارش معروف است، کسی دلخور نمی شود.
• شوخی، دست انداختن، گول زدن دوستانه
• کلک زدن ( به قصد شوخی )
• جوک عملی، قلابی ( عامیانه )
• کسی را پایین کشیدن ( طنزآمیز )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
وقتی گفت لاتاری برده، همه فکر کردن شوخیه – اما بعداً معلوم شد راست می گفت.
داستان روح توی شیروانی فقط یه شوخی بود برای ترسوندن دانشجوهای جدید.
از شوخی هات خسته شدم – راستش رو بگو!
او به شوخی های بی آزارش معروف است، کسی دلخور نمی شود.
فریب یا حقه طنز آمیز.
"it was nothing more than an elaborate leg - pull"