🔸 مثال ها:
• The job was his for the asking.
آن شغل فقط با درخواست کردن، مال او بود.
• All the information you need is yours for the asking.
همه ی اطلاعاتی که نیاز داری، فقط با درخواست کردن در دسترس توست.
... [مشاهده متن کامل]
• The opportunity was there for the asking, but he never took it.
فرصت حاضر و آماده بود؛ فقط کافی بود درخواستش کند، اما هیچ گاه از آن استفاده نکرد.
آن شغل فقط با درخواست کردن، مال او بود.
همه ی اطلاعاتی که نیاز داری، فقط با درخواست کردن در دسترس توست.
... [مشاهده متن کامل]
فرصت حاضر و آماده بود؛ فقط کافی بود درخواستش کند، اما هیچ گاه از آن استفاده نکرد.
اگه فقط بخوای، کافیه لب تر کنی
The information is available for the asking.
✍️ با یه لب تر کردن
✍️ به یه درخواست ساده
✍️ به یه درخواست ساده
یعنی چیزی در اختیار ما باشه، در دسترس ما باشه، هر وقت بخوایم بتونیم داشته باشیم اش