تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Truck: کامیون، مبادله، مبادله کردن Trunk: تنه، تنه درخت، کنده درخت، خرطوم، صندوق

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Venue: محل برگزاری Avenue: خیابان اصلی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Float: شناور، معلق، شناور بودن، معلق بودن، مطرح کردن ایده یا پیشنهاد Flute: فلوت، فلوت زدن Flout: نادیده گرفتن قانون، قانون را زیر پا گذاشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

It's used for obligations or formal announcements. Obligation: You're to get those reports written before Friday! Formal announcement: The factory ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Be on the verge of = be on the point of در آستانه ی چیزی بودن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خط کش از پشت؛ نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت عضلات سرینی، همسترینگ، ساق پا، به چالش کشیدن قدرت دست ها و قسمت جلوی مفصل شانه ها.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خط کش از جلو، نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس. The Leg Pull Front Press is� a Pilates exercise designed to enhance� core strength, upper body stabi ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

فریب یا حقه طنز آمیز. "it was nothing more than an elaborate leg - pull"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت تعادل و ثبات عضلات مرکزی بدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بازار سرپوشیده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

روش تحقیق

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Insure: بیمه کردن Insurance: بیمه، حق بیمه Ensure: مطمئن شدن Assure: اطمینان دادن، خاطر جمع کردن، تضمین کردن Reassure: قوت قلب دادن، اطمینان دادن، خا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

لوله کش گاز a person trained to connect, disconnect, and service gas fittings and appliances.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مواردی که یک شخص برای انجام شغل خود به آن ها نیاز دارد. The skills and equipment that you need in order to do your job.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

زندان بان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دفترچه سوالات

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

تغییر شکل دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

درخواست کردن، تقاضا کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

احمق

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

Merry: شاد، خوشحال Marry: ازدواج کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

ترجیح دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مین گذاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پس از تامل کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شکوه، جلوه، جذابیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

ایده آل گرایانه؛ داشتن نگرش مثبت به وقایع بدون توجه به نکات منفی و واقعیت های ناخوشایند. Rose - tinted �means seeing only the positive parts of some ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

ایده و نظر متخصص

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مکمل گیاهی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ثبت شکایت کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وظیفه شناسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کودکان تحت سرپرستی بهزیستی و نهاد های دولتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نظر گیاه شناسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرقه مذهبی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگرش انتقادی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

uninterested، بی علاقه، بی میل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوشش دادن، شامل شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پمپاژ خون

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحت تاثیر قرار گرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤

می توان استدلال کرد که

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سریع نگاه کردن به چیزی

پیشنهاد
٢

فرصت دادن به دیگران برای اظهار نظر در یک جلسه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تضعیف اعتماد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقداری، کمی a small amount of something that is added to something else, especially a food

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زمینه، بستر، زمینه ساز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تثبیت بازار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقض حریم خصوصی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دوران استعمار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییر سیاست

پیشنهاد
١

الزامات رشد اقتصادی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشورهای درحال توسعه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشورهای توسعه یافته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون زباله، عاری از زباله

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دفاع پایان نامه

پیشنهاد
٥

خلاف جریان رایج در جامعه عمل کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

واحد خدمات مشتری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

متقاعد کردن مشتری به خرید بیشتر محصول یا خرید محصول گرانتر. Encouraging a customer to purchase a higher - end or more expensive product, or addition ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معرفی و ارائه یک محصول برای متقائد کردن مشتری به خرید آن. Present or promote a product to potential customers with the goal of convincing them to bu ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Contact a client again after a previous interaction to ensure progress or address any questions.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Attract or create potential customers who have shown interest in a company’s products or services.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

The manosphere consists of online communities and influencers that promote the idea that emotional control, material wealth, physical appearance and ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مذاکرات فشرده/ important and urgent discussions

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از درد چهره درهم کشیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موضوعی برای تامل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رضایت دادن. Users must opt in to receive promotional emails from the company. کاربران باید برای دریافت ایمیل های تبلیغاتی از شرکت رضایت بدهند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سه ماه آتی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دید کلی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

متر نواری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آجر کاری شده، دیواره آجری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیفون توالت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سرقت فرهنگی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آیین بت پرستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار یا تعداد زیادی. had she decided to join a rival, she would doubtless be earning a shedload of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی محاوره ای: مقدار یا تعداد زیادی "the government had ploughed truckloads of money into this land"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صفحات زمین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Traffic: ترافیک، رفت و آمد، داد و ستد، معامله Trafficking: قاچاق Terrific: مهیب، ترسناک، فوق العاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جذابیت بصری، جذابیت ظاهری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Sew: دوختن، خیاطی کردن Sewer: کانال فاضلاب، شبکه ی فاضلاب Sewage: فاضلاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درد ناگهانی در بدن که معمولا موقع دویدن یا خندیدن زیاد رخ می دهد. a sudden, brief pain that can happen anywhere on the body.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجمن مصرف کنندگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انتخاب هوشمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Unable: ناتوان، عاجز Enable: قادر ساختن، توانمند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Round out: گرد کردن اعداد Round up: گرد کردن به سمت بالا Round down: گرد کردن به سمت پایین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجد، oleaster, silverberry

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آداب و رسوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زودتر ( پیش از موعد ) تماس گرفتن؛ phone somewhere, like a restaurant, before your appointment or before you go there.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایده ی بکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تضعیف روحیه کردن/ تو ذوق کسی زدن/ make someone less enthusiastic about something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

dealing with people or problems in a severe or harsh way�: too strict or controlling. For example: If you are heavy - handed with an ingredient, yo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کیسه فریزر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Start doing sth in a determined or enthusiastic way

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نداشتن حس بویایی. having no sense, or a limited sense, of smell.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درآمد اصلی، main source of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایه بودن، fostering communication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرایش کردن. Wear makeup, put on makeup

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی را سرمشق خود قرار دادن. If you follow someone's example, you behave in the same way as they did in the past, or in a similar way, especially beca ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take sb on a tour of a place

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گیاهی خشک و کوهستانی که برگ های نازک، برنزی و بوی خاصی دارد. این گیاه در مناطق خشک غرب آمریکا متداول است و به عنوان یکی از مهمترین گونه های گیاهی در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر کهنه، قدیمی، فرسوده و مندرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشانه های غیر کلامی؛ non - verbal cues are types of communication using facial expressions, hand gestures or tone of voice, rather than speech, to sh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام رمانی از چارلز دیکنز، آرزوهای بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Fence: نرده، حصار Hedge: پرچین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطع کردن تلفن، to end a telephone connection

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مدت کوتاهی، خیلی زود، in the near future

پیشنهاد
١

اظهار نظر در مورد چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخراج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you say that the �joke� is on a� particular �person, you �mean �that that� person� has �tried� to make someone� else� look� silly �but has made hi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شوخی کردن با کسی A playful or lighthearted remark or comment made towards someone in a friendly or humorous manner; teasing or making fun of someone ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تقلید کردن از کسی برای خنداندن مخاطب، ادای کسی را در آوردن An attempt at copying another person's manner and speech, etc. , especially in order to ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شانسی ، وابسته به شانس Depend on chance or luck, rather than any skill or effort you make.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی ارتباط برقرار کردن

پیشنهاد
١

اطلاعات جدیدی در مورد یک موضوع خاص به شخصی دادن. Tell somebody what he/she needs to know about something.

پیشنهاد
١

تفاوت ناجیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در ابتدا، اول از همه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختلال تمرکز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برند برتر، محبوب، پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازیکن پارالمپیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وزیر ارشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legacy media: رسانه های قدیمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Comic genius: نابغه ی طنز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

like a cow dancing the twist on a rooftop: برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که کاملا نا به جا، بی معنی و غیر منتظره به نظر می رسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Have a damped down immune system: سیستم ایمنی ضعیفی داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Short - term storage: حافظه کوتاه مدت Long - term storage: حافظه بلند مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چرت زدن، taking a nap

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دی اکسید گوگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Statue: مجسمه، تندیس Status: وضعیت، حالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Extinct: منقرض، منقرض شده Instinct: غریزه Insect: حشره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیماری پوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm heading off now:دارم میرم دیگه.

پیشنهاد
٥

کسی رو توی رودربایستی قرار دادن. If you put someone on the spot, � you cause them embarrassment or difficulty by forcing them at that moment to answ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

We had a wild time: زمان معرکه ای داشتیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Alien feeling: حس بیگانه، حس غریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Pinch to zoom in: فشار دادن برای بزرگنمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Badger sb into sth: پیله کردن به کسی، مدام از کسی بخوای یه کاریو انجام بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Ingrain in sb's mind: در ذهن کسی نهادینه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشدید نیر وهای پلیس:Additional police enforcement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دید ضعیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Be the same league as: در سطح کسی یا چیزی بودن، مشابه کسی یا چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Being attached to sb: به کسی وابسته بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلید سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ماهیت ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Camping outdoors without a tent

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهم چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشوری با مشکل کم آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Write all the necessary information on a cheque, etc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take a dive into sth:پرداختن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارش برف به صورت افقی به جای عمودی، در هنگام وزش باد و طوفان شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Digestive process: فرآیند گوارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Impressionist painting: نقاشی امپرسیونیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Most banks charge interest: بیشتر بانک ها سود دریافت می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مبصر کلاس: in some schools in the UK, an older student who controls the activities of younger students and helps them to obey the rules

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The joy of giving: لذت بخشش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

With a twinkle in eye: با برقی در چشمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Telecommunications company: شرکت مخابرات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

We roll into the winter: داریم وارد زمستون می شیم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوباره جمع آوری کردن، باز جمع آوری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

Highly likely: به احتمال خیلی زیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معلق ماندن در هوا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

the girl on the half - shell: این عبارت برای توصیف زنی زیبا و جذاب استفاده می شود .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Stray into sb's arms: در آعوش کسی پرت شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

BC onwards:قبل از میلاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه موقت برای گذران وقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارچه جناغی: پارچه ای در دوخت لباس های معمولی استفاده می شود.

پیشنهاد
١

اشک در چشم حدقه زدن، به سبب احساساتی شدن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مشارکت عمومی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Striking a balance: برقراری تعادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

On - the - spot fine: جریمه در محل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Global reach: دسترسی جهانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پلیس راهنمایی رانندگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به صورت عامیانه معنی در برخی متون معنی "بستر" می تواند داشته باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ناقص، سطحی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نفاست در هنر، به معنای بکارگیری خلاقیت و دقت در ایجاد تناسب بین اجزای مختلف هنر و اجرا، برای ایجاد تأثیر دل نشین در بین تماشاگران است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرهم کردن. در هنر، کلاژ به استفاده از قطعات مختلفی از مواد مانند کاغذ، پارچه، چوب و غیره برای ساختن نقاشی یا تصویری جدید اشاره دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارتیتور شامل نمادهای موسیقی مانند نت ها است که با کمک آن می توان قطعه های موسیقی را اجرا کرد. پارتیتور در تئاتر جزئیات اجرای عوامل مختلف نمایش را ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درک و فهم شعور و احساسات دیگران

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پِست، در مقابل عالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مربوط به سنت نژادگرایی چینی است. اشاره به تبعیض نژادی دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Come to grip with sth: کنار آمدن با چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تاول

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

عاری از طنز و شوخ طبعی