تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Comic genius: نابغه ی طنز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

like a cow dancing the twist on a rooftop: برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که کاملا نا به جا، بی معنی و غیر منتظره به نظر می رسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Have a damped down immune system: سیستم ایمنی ضعیفی داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Short - term storage: حافظه کوتاه مدت Long - term storage: حافظه بلند مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چرت زدن، taking a nap

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دی اکسید گوگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Statue: مجسمه، تندیس Status: وضعیت، حالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Extinct: منقرض، منقرض شده Instinct: غریزه Insect: حشره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیماری پوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm heading off now:دارم میرم دیگه.

پیشنهاد
٥

کسی رو توی رودربایستی قرار دادن. If you put someone on the spot, � you cause them embarrassment or difficulty by forcing them at that moment to answ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

We had a wild time: زمان معرکه ای داشتیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Alien feeling: حس بیگانه، حس غریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Pinch to zoom in: فشار دادن برای بزرگنمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Badger sb into sth: پیله کردن به کسی، مدام از کسی بخوای یه کاریو انجام بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Ingrain in sb's mind: در ذهن کسی نهادینه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشدید نیر وهای پلیس:Additional police enforcement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دید ضعیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Be the same league as: در سطح کسی یا چیزی بودن، مشابه کسی یا چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Being attached to sb: به کسی وابسته بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلید سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ماهیت ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Camping outdoors without a tent

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهم چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشوری با مشکل کم آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Write all the necessary information on a cheque, etc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take a dive into sth:پرداختن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارش برف به صورت افقی به جای عمودی، در هنگام وزش باد و طوفان شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Digestive process: فرآیند گوارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Impressionist painting: نقاشی امپرسیونیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Most banks charge interest: بیشتر بانک ها سود دریافت می کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

مبصر کلاس: in some schools in the UK, an older student who controls the activities of younger students and helps them to obey the rules

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

The joy of giving: لذت بخشش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

With a twinkle in eye: با برقی در چشمان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Telecommunications company: شرکت مخابرات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

We roll into the winter: داریم وارد زمستون می شیم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوباره جمع آوری کردن، باز جمع آوری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Highly likely: به احتمال خیلی زیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معلق ماندن در هوا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

the girl on the half - shell: این عبارت برای توصیف زنی زیبا و جذاب استفاده می شود .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Stray into sb's arms: در آعوش کسی پرت شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

BC onwards:قبل از میلاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه موقت برای گذران وقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارچه جناغی: پارچه ای در دوخت لباس های معمولی استفاده می شود.

پیشنهاد
١

اشک در چشم حدقه زدن، به سبب احساساتی شدن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مشارکت عمومی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Striking a balance: برقراری تعادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

On - the - spot fine: جریمه در محل