cling together
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• به یکدیگر چسبیدن / کنار هم ماندن
• متحد شدن / همبستگی داشتن ( در شرایط سخت )
• حمایت کردن از یکدیگر
🔸 مثال ها:
• "In times of crisis, families tend to cling together. "
... [مشاهده متن کامل]
در زمان بحران، خانواده ها معمولاً به یکدیگر می چسبند و همبستگی نشان می دهند.
• "The opposition parties clung together to challenge the government. "
احزاب مخالف برای مقابله با دولت، متحد شدند و به هم چسبیدند.
• "The survivors clung together for warmth and safety. "
بازماندگان برای گرمی و امنیت به یکدیگر چسبیدند.
• به یکدیگر چسبیدن / کنار هم ماندن
• متحد شدن / همبستگی داشتن ( در شرایط سخت )
• حمایت کردن از یکدیگر
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
در زمان بحران، خانواده ها معمولاً به یکدیگر می چسبند و همبستگی نشان می دهند.
احزاب مخالف برای مقابله با دولت، متحد شدند و به هم چسبیدند.
بازماندگان برای گرمی و امنیت به یکدیگر چسبیدند.
بهم چسبیدن