تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیفون توالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرقت فرهنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آیین بت پرستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار یا تعداد زیادی. had she decided to join a rival, she would doubtless be earning a shedload of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی محاوره ای: مقدار یا تعداد زیادی "the government had ploughed truckloads of money into this land"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صفحات زمین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Traffic: ترافیک، رفت و آمد، داد و ستد، معامله Trafficking: قاچاق Terrific: مهیب، ترسناک، فوق العاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جذابیت بصری، جذابیت ظاهری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Sew: دوختن، خیاطی کردن Sewer: کانال فاضلاب، شبکه ی فاضلاب Sewage: فاضلاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درد ناگهانی در بدن که معمولا موقع دویدن یا خندیدن زیاد رخ می دهد. a sudden, brief pain that can happen anywhere on the body.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجمن مصرف کنندگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انتخاب هوشمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Unable: ناتوان، عاجز Enable: قادر ساختن، توانمند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Round out: گرد کردن اعداد Round up: گرد کردن به سمت بالا Round down: گرد کردن به سمت پایین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنجد، oleaster, silverberry

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آداب و رسوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زودتر ( پیش از موعد ) تماس گرفتن؛ phone somewhere, like a restaurant, before your appointment or before you go there.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایده ی بکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تضعیف روحیه کردن/ تو ذوق کسی زدن/ make someone less enthusiastic about something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

dealing with people or problems in a severe or harsh way�: too strict or controlling. For example: If you are heavy - handed with an ingredient, yo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کیسه فریزر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Start doing sth in a determined or enthusiastic way

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نداشتن حس بویایی. having no sense, or a limited sense, of smell.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درآمد اصلی، main source of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایه بودن، fostering communication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرایش کردن. Wear makeup, put on makeup

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی را سرمشق خود قرار دادن. If you follow someone's example, you behave in the same way as they did in the past, or in a similar way, especially beca ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take sb on a tour of a place

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گیاهی خشک و کوهستانی که برگ های نازک، برنزی و بوی خاصی دارد. این گیاه در مناطق خشک غرب آمریکا متداول است و به عنوان یکی از مهمترین گونه های گیاهی در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظاهر کهنه، قدیمی، فرسوده و مندرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

نشانه های غیر کلامی؛ non - verbal cues are types of communication using facial expressions, hand gestures or tone of voice, rather than speech, to sh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام رمانی از چارلز دیکنز، آرزوهای بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Fence: نرده، حصار Hedge: پرچین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطع کردن تلفن، to end a telephone connection

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مدت کوتاهی، خیلی زود، in the near future

پیشنهاد
١

اظهار نظر در مورد چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخراج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you say that the �joke� is on a� particular �person, you �mean �that that� person� has �tried� to make someone� else� look� silly �but has made hi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شوخی کردن با کسی A playful or lighthearted remark or comment made towards someone in a friendly or humorous manner; teasing or making fun of someone ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تقلید کردن از کسی برای خنداندن مخاطب، ادای کسی را در آوردن An attempt at copying another person's manner and speech, etc. , especially in order to ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شانسی ، وابسته به شانس Depend on chance or luck, rather than any skill or effort you make.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی ارتباط برقرار کردن

پیشنهاد
١

اطلاعات جدیدی در مورد یک موضوع خاص به شخصی دادن. Tell somebody what he/she needs to know about something.

پیشنهاد
١

تفاوت ناجیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در ابتدا، اول از همه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختلال تمرکز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برند برتر، محبوب، پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازیکن پارالمپیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وزیر ارشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legacy media: رسانه های قدیمی