تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطع کردن تلفن، to end a telephone connection

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مدت کوتاهی، خیلی زود، in the near future

پیشنهاد
١

اظهار نظر در مورد چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخراج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you say that the �joke� is on a� particular �person, you �mean �that that� person� has �tried� to make someone� else� look� silly �but has made hi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شوخی کردن با کسی A playful or lighthearted remark or comment made towards someone in a friendly or humorous manner; teasing or making fun of someone ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تقلید کردن از کسی برای خنداندن مخاطب، ادای کسی را در آوردن An attempt at copying another person's manner and speech, etc. , especially in order to ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شانسی ، وابسته به شانس Depend on chance or luck, rather than any skill or effort you make.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی ارتباط برقرار کردن

پیشنهاد
١

اطلاعات جدیدی در مورد یک موضوع خاص به شخصی دادن. Tell somebody what he/she needs to know about something.

پیشنهاد
١

تفاوت ناجیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در ابتدا، اول از همه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختلال تمرکز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برند برتر، محبوب، پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازیکن پارالمپیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وزیر ارشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legacy media: رسانه های قدیمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Comic genius: نابغه ی طنز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

like a cow dancing the twist on a rooftop: برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که کاملا نا به جا، بی معنی و غیر منتظره به نظر می رسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Have a damped down immune system: سیستم ایمنی ضعیفی داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Short - term storage: حافظه کوتاه مدت Long - term storage: حافظه بلند مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چرت زدن، taking a nap

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دی اکسید گوگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Statue: مجسمه، تندیس Status: وضعیت، حالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Extinct: منقرض، منقرض شده Instinct: غریزه Insect: حشره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیماری پوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm heading off now:دارم میرم دیگه.

پیشنهاد
٥

کسی رو توی رودربایستی قرار دادن. If you put someone on the spot, � you cause them embarrassment or difficulty by forcing them at that moment to answ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

We had a wild time: زمان معرکه ای داشتیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Alien feeling: حس بیگانه، حس غریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Pinch to zoom in: فشار دادن برای بزرگنمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Badger sb into sth: پیله کردن به کسی، مدام از کسی بخوای یه کاریو انجام بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Ingrain in sb's mind: در ذهن کسی نهادینه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشدید نیر وهای پلیس:Additional police enforcement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دید ضعیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Be the same league as: در سطح کسی یا چیزی بودن، مشابه کسی یا چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Being attached to sb: به کسی وابسته بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلید سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ماهیت ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Camping outdoors without a tent

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهم چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشوری با مشکل کم آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Write all the necessary information on a cheque, etc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take a dive into sth:پرداختن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارش برف به صورت افقی به جای عمودی، در هنگام وزش باد و طوفان شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Digestive process: فرآیند گوارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Impressionist painting: نقاشی امپرسیونیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Most banks charge interest: بیشتر بانک ها سود دریافت می کنند.