follow your nose

پیشنهاد کاربران

باید اشاره کرد که شکل درست comply with است. مثال:
Instead of complying with everyone's wishes, follow your nose and do what feels right to you
به جای اینکه همیشه مطابق خواسته همه رفتار کنی، به حس درونی خودت اعتماد کن و راه خودت را انتخاب کن
🔸 معادل فارسی:
• از روی غریزه عمل کردن / حرفِ دلت را زدن
• مستقیم به سمتِ مقصد رفتن ( معمولاً با دنبال کردنِ بو یا نشانه )
• به حسِ درونی ات اعتماد کن
🔸 مثال ها:
• "I didn't have a map, so I just followed my nose and eventually found the address. "
...
[مشاهده متن کامل]

نقشه نداشتم، پس مستقیم به سمتِ مقصد رفتم و در نهایت آدرس را پیدا کردم.
• "When it comes to writing poetry, she just follows her nose and lets the words flow. "
وقتی به نوشتنِ شعر می رسد، او فقط به غریزه اش اعتماد میکند و می گذارد کلمات جاری شوند.
• "The detective had no solid leads, so he decided to follow his nose. "
کارآگاه سرنخِ محکمی نداشت، پس تصمیم گرفت به حسِ درونی اش اعتماد کند.
• "In a crisis, sometimes you have to follow your nose rather than wait for orders. "
در بحران، گاهی باید به غریزه ات عمل کنی به جای اینکه منتظرِ دستور بمانی.

Go straight forward, without turning;
Do what you feel is right in a particular situation, although you are not certain
راه را بگیر و راست برو
اصطلاح follow your nose یعنی به غریزه و احساسات درونی خود اعتماد کردن نه به عقل و منطق.
I should follow my nose instead of complying people's desires.
باید بجای براورده کردن خواسته های مردم به غرایز درونی خودم گوش کنم.
مستقیم برو
صاف برو
ادامه بده