tip up


بلندشو

پیشنهاد کاربران

Of an object have one end move upwards, especially because something heavy has been put at the other end; turn a container upside down so that the things inside it come out.
1. برعکس شدن، واژگون شدن
...
[مشاهده متن کامل]

The boat tipped up in the rough water.
2. بالا بردن، خم کردن چیزی به سمت بالا
He tipped up the glass to drink.

با tie up اشتباه گرفته نشه!
به صندلی های گفته میشه که تو سینماها هست. قسمت نشیمنگاه زمانی که کسی روی صندلی ننشسته به سمت بالا تا میشه تا ملت بتونن راحتتر از کنارش رد بشن.
یه وسیله ماهی گیری هم هست.
tip up
خوب بستن و کامل بستن از معانی پر کاربردشه و در این صورت این اصطلاح فعلی =جداشونده میباشد و میتوان حرف اضافه هم بلافاصله بیاید و هم مابینشان اشم بیاید، ولی اگر ضمیر مفعولی داشته باشیم حتما باید بین فعل و حرف اضافه بیاید