انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• مین ریزی / کارگذاری مین
• استقرار مین های دریایی در آب ها
• عملیات کارگذاری مین ( در دریا )
🔸 مثال ها:
• "Iran's mine - laying in the Strait of Hormuz has effectively halted 20% of global oil traffic. "
... [مشاهده متن کامل]
مین ریزی ایران در تنگه هرمز، عملاً ۲۰ درصد از ترافیک نفت جهان را متوقف کرده است.
• "Mine - laying is fast and cheap, but clearing the same mines can take months. "
مین ریزی سریع و ارزان است، اما پاکسازی همان مین ها می تواند ماه ها طول بکشد.
• مین ریزی / کارگذاری مین
• استقرار مین های دریایی در آب ها
• عملیات کارگذاری مین ( در دریا )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مین ریزی ایران در تنگه هرمز، عملاً ۲۰ درصد از ترافیک نفت جهان را متوقف کرده است.
مین ریزی سریع و ارزان است، اما پاکسازی همان مین ها می تواند ماه ها طول بکشد.
مین گذاری