پیشنهادهای عاطفه (١١٤)
منجر شدن ، انجامیدن
!Hang on طاقت بیار، صبر کن
چیزها دست به دست هم دادن
Twist ending ( داستان ) پایان غیر منتظره
. I didn't see that coming انتظار این را نداشتم. این را دیگه پیش بینی نکرده بودم.
شناختن افراد با وقت گذراندن با آنها
!Nonsense داری چرت میگی، چرت نگو
صدای عقل، صدای حقیقت
( در هنگام عصبانیت ) بسه دیگه. خودشه.
. I'm not one to brag من اهل لاف زدن نیستم.
. You're light on your feet تو خیلی چالاکی. تو خیلی فرز هستی.
سخت نگیر، آشتی کنیم، ناراحتی دیگر بین ما نیست
آمار و ارقام، اطلاعات دقیق
( برای هشدار در هنگام خطر ) پناه بگیرید
Come back to fashion دوباره مد شدن
من هستم. من پایه ام.
?Isn't that something جالب نیست؟
از قرار معلوم
خوب که چی؟ فایده اش چیه؟ کی چی بشه؟
برای نجات جانتون فرار کنید.
. It's just a matter of time فقط مساله زمان مطرح است . دیر و زود داره سوخت و سوز نداره.
( محاوره، غذا ) به بدن /زدن ?Wanna go grab a few beers میخوای بریم یک چند تا آب جو بزنیم؟
در معرض
گرایش پیدا کردن، پیوستن
. Keep your eyes peeled چشم هاتون را باز نگه دارید.
کنترل شونده
. It's for the best این طوری بهتره.
روحیه دادن، سر حال آوردن
. What a rip - off عجب کلاه برداری ای.
سر کسی کلاه ءگذاشتن، کسی را تیغ زدن.
!Easy آرام باش
( در هتل، رستوران ) پیشخدمتی که ماشین ها را پارک کرد.
دقیقا ، درست بعدی Very next day دقیقا روز بعد
. We're off to Africa داریم میریم آفریقا.
تصویر نگاشت:بیان یک جمله به کمک تصاویر به طوری که با نگاه اول معنی تصویر مشخص شود مانند علائم مختلف در مکان های عمومی.
( روحیه ) داغون، افسرده
( عامیانه ) کافه ، بار
یک نوع تشک فنری برای تمرین حرکات پرشی
( درخت و غیره ) مجنون
( زمین ، مزرعه ) از بین بردن ، تخریب کردن
خشونت، بی حرمتی، عصبانیت شدید، عصبانی کردن
مقدر ، در نظر گرفته شده
سفارشات هاتون حاضره.
( ورزش ) 180 زدن
ترس به دل کسی انداختن
نگینی خرد شده
کیک فنجانی، کلوچه
دزدکی نگاه نکن!
. Okay granted باشه قبوله. باشه درست است که. . . .
I put in the blood, sweat and tears to raise them من برای بزرگ کردن آنها خون دل خوردم.
?Are you nuts دیوانه شده ای؟ عقلت را از دست داده ای؟
!Off you pop فرار کنید!
!Chop یالا، بجنب.
( انگلستان، عامیانه ) باردار
عقل، درایت، زیرکی
لبه پرتگاه بودن، در وضعیت بحرانی بودن
!Period والسلام، همین که گفتم.
Single file پشت سر هم به صف شدن.
. Now you're talking این شد حرف حساب.
( هوانوردی ) کمک
!Don't be so dramatic زیادی شلوغش نکن. خیلی مته به خشخاش نذار.
دقیقاً. درسته.
زود برگرد!
گل مهمونی آمد/از راه رسید.
هیچ وقت تکراری /قدیمی نمیشود.
بحث پولش نیست. ربطی به مسائل مالی ندارد.
( بیانگر خوشحالی ) خوبه. خوبه دیگر.
چند روزی.
Calm down = آرام باشید
نوعی ماساژ با استفاده از سنگ های گرم.
خیلی افراطی است. زیاده روی است.
دارم یک مهمونی میگیرم/برگزار میکنم.
خفه شو دیگه.
خودم بهش رسیدگی میکنم.
الان برمیگردم پیشتون.
برو دیگه. حرکت کن دیگه.
=okay
اجازه/فرصت/توانایی انجام کاری را داشتن Why do you work at home? I get to spend a lot of time with you and the kids. چرا تو خانه کار میکنی؟ ( زیرا ) ...
خوشحالم تونستی بیای. خوشحالم توانستی انجامش بدی.
عالی ، معرکه
=i really want or need sth I could really use some silence . right now =الان واقعا به کمی سکوت احتیاج دارم.
پیش /همراه کسی ماندن
سرویس شستشوی لباس . لباس را از درب منزل تحویل می گیرند وشسته و اتو شده پس می آورند.
سفر کردن، به جاده زدن
عقلت را از دست دادی؟ دیوانه شده ای؟
برای انجام کاری کلی به زحمت افتادن/کلی تلاش کردن/کلی سختی کشیدن
فرصت یا توانایی انجام کاری را داشتن. Why do you work at home? I get to spend a lot of time with you and the kids. چرا درخانه کار میکنی؟ ( زیرا ) م ...
قصدم توهین نیست . بهت بر نخوره.
تحمل/تجربه کردن. You have no idea what I'm going through. تو نمی دونی من دارم چی میکشم.
( به اسپانیایی ) خداحافظ
آفرین
( اصطلاحی که در رقابت یا مسابقه به رقیب گفته میشود ) بیا جلو
( در بریتانیا ) بر و بچه ها، رفقا
=To sit down and relax استراحت کردن
خیلی. . It's way too good=خیلی خوب است.
=it's your decision تصمیمش با توست، تو تصمیم بگیر
با یک تیر دو نشان زدن
( الان ) بهش رسیدگی می کنم.
=for one whole month each time هر ماه، ماهی یک بار
( در انجام یک عمل ) من هم هستم، من را هم حساب کن، من پایه ام.
انتظار این را نداشتم، این را پیش بینی نکرده بودم.
=awful مزخرف، افتضاح
ناگهانی و سریع باز کردن
صبرم داره تمام میشه.
( تفنگ ) آماده تیر اندازی ، ( سرباز ) در حالت آماده باش
خدا می داند . الله اعلم.
=have to , must . باید، مجبور بودن I got to go. باید بروم.
کی پایه است؟
طی الارض کردن ( انتقال یک ماده از یک نقطه به نقطه دیگر بدون عبور از فضای فیزیکی ما بین آن ها است )
زودتر از کسی به جایی رسیدن، از کسی جلو زدن
حریف کسی نبودن، از پس کسی بر نیامدن.
مواظب باش!
زیادی مته به خشخاش گذاشتن، زیادی شلوغش کردن
جایگزینی برای کلمه damn است. برای بیان عصبانیت یا ناراحتی.