تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

منجر شدن ، انجامیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

!Hang on طاقت بیار، صبر کن

پیشنهاد
٢١

چیزها دست به دست هم دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

Twist ending ( داستان ) پایان غیر منتظره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

. I didn't see that coming انتظار این را نداشتم. این را دیگه پیش بینی نکرده بودم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

شناختن افراد با وقت گذراندن با آنها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

!Nonsense داری چرت میگی، چرت نگو

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

صدای عقل، صدای حقیقت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

( در هنگام عصبانیت ) بسه دیگه. خودشه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

. I'm not one to brag من اهل لاف زدن نیستم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

. You're light on your feet تو خیلی چالاکی. تو خیلی فرز هستی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سخت نگیر، آشتی کنیم، ناراحتی دیگر بین ما نیست

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٩

آمار و ارقام، اطلاعات دقیق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

( برای هشدار در هنگام خطر ) پناه بگیرید

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

Come back to fashion دوباره مد شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

من هستم. من پایه ام.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

?Isn't that something جالب نیست؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

از قرار معلوم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

خوب که چی؟ فایده اش چیه؟ کی چی بشه؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

برای نجات جانتون فرار کنید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

. It's just a matter of time فقط مساله زمان مطرح است . دیر و زود داره سوخت و سوز نداره.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

( محاوره، غذا ) به بدن /زدن ?Wanna go grab a few beers میخوای بریم یک چند تا آب جو بزنیم؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

در معرض

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

گرایش پیدا کردن، پیوستن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

. Keep your eyes peeled چشم هاتون را باز نگه دارید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنترل شونده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

. It's for the best این طوری بهتره.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

روحیه دادن، سر حال آوردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

. What a rip - off عجب کلاه برداری ای.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

سر کسی کلاه ءگذاشتن، کسی را تیغ زدن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

!Easy آرام باش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

( در هتل، رستوران ) پیشخدمتی که ماشین ها را پارک کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

دقیقا ، درست بعدی Very next day دقیقا روز بعد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

. We're off to Africa داریم میریم آفریقا.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

تصویر نگاشت:بیان یک جمله به کمک تصاویر به طوری که با نگاه اول معنی تصویر مشخص شود مانند علائم مختلف در مکان های عمومی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

( روحیه ) داغون، افسرده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

( عامیانه ) کافه ، بار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

یک نوع تشک فنری برای تمرین حرکات پرشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

( درخت و غیره ) مجنون

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

( زمین ، مزرعه ) از بین بردن ، تخریب کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

خشونت، بی حرمتی، عصبانیت شدید، عصبانی کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

مقدر ، در نظر گرفته شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

سفارشات هاتون حاضره.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( ورزش ) 180 زدن

پیشنهاد
٥

ترس به دل کسی انداختن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

نگینی خرد شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کیک فنجانی، کلوچه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

دزدکی نگاه نکن!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

. Okay granted باشه قبوله. باشه درست است که. . . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

I put in the blood, sweat and tears to raise them من برای بزرگ کردن آنها خون دل خوردم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

?Are you nuts دیوانه شده ای؟ عقلت را از دست داده ای؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

!Off you pop فرار کنید!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

!Chop یالا، بجنب.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

( انگلستان، عامیانه ) باردار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

عقل، درایت، زیرکی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لبه پرتگاه بودن، در وضعیت بحرانی بودن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

!Period والسلام، همین که گفتم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

Single file پشت سر هم به صف شدن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

. Now you're talking این شد حرف حساب.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

( هوانوردی ) کمک

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٧

!Don't be so dramatic زیادی شلوغش نکن. خیلی مته به خشخاش نذار.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

دقیقاً. درسته.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

زود برگرد!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

گل مهمونی آمد/از راه رسید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

هیچ وقت تکراری /قدیمی نمیشود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بحث پولش نیست. ربطی به مسائل مالی ندارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

( بیانگر خوشحالی ) خوبه. خوبه دیگر.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

چند روزی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

Calm down = آرام باشید

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

نوعی ماساژ با استفاده از سنگ های گرم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی افراطی است. زیاده روی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارم یک مهمونی میگیرم/برگزار میکنم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

خفه شو دیگه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

خودم بهش رسیدگی میکنم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

الان برمیگردم پیشتون.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

برو دیگه. حرکت کن دیگه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

=okay

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

اجازه/فرصت/توانایی انجام کاری را داشتن Why do you work at home? I get to spend a lot of time with you and the kids. چرا تو خانه کار میکنی؟ ( زیرا ) ...

پیشنهاد
١

خوشحالم تونستی بیای. خوشحالم توانستی انجامش بدی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

عالی ، معرکه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

=i really want or need sth I could really use some silence . right now =الان واقعا به کمی سکوت احتیاج دارم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پیش /همراه کسی ماندن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرویس شستشوی لباس . لباس را از درب منزل تحویل می گیرند وشسته و اتو شده پس می آورند.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

سفر کردن، به جاده زدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

عقلت را از دست دادی؟ دیوانه شده ای؟

پیشنهاد
١٣

برای انجام کاری کلی به زحمت افتادن/کلی تلاش کردن/کلی سختی کشیدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

فرصت یا توانایی انجام کاری را داشتن. Why do you work at home? I get to spend a lot of time with you and the kids. چرا درخانه کار میکنی؟ ( زیرا ) م ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

قصدم توهین نیست . بهت بر نخوره.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

تحمل/تجربه کردن. You have no idea what I'm going through. تو نمی دونی من دارم چی میکشم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

( به اسپانیایی ) خداحافظ

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

آفرین

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

( اصطلاحی که در رقابت یا مسابقه به رقیب گفته میشود ) بیا جلو

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣١

( در بریتانیا ) بر و بچه ها، رفقا

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

=To sit down and relax استراحت کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣١

خیلی. . It's way too good=خیلی خوب است.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

=it's your decision تصمیمش با توست، تو تصمیم بگیر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

با یک تیر دو نشان زدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤١

( الان ) بهش رسیدگی می کنم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

=for one whole month each time هر ماه، ماهی یک بار

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

( در انجام یک عمل ) من هم هستم، من را هم حساب کن، من پایه ام.

پیشنهاد
٢٣

انتظار این را نداشتم، این را پیش بینی نکرده بودم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

=awful مزخرف، افتضاح

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

ناگهانی و سریع باز کردن

پیشنهاد
٥

صبرم داره تمام میشه.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

( تفنگ ) آماده تیر اندازی ، ( سرباز ) در حالت آماده باش

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خدا می داند . الله اعلم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

=have to , must . باید، مجبور بودن I got to go. باید بروم.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

کی پایه است؟

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

طی الارض کردن ( انتقال یک ماده از یک نقطه به نقطه دیگر بدون عبور از فضای فیزیکی ما بین آن ها است )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

زودتر از کسی به جایی رسیدن، از کسی جلو زدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

حریف کسی نبودن، از پس کسی بر نیامدن.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

مواظب باش!

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیادی مته به خشخاش گذاشتن، زیادی شلوغش کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦٩

جایگزینی برای کلمه damn است. برای بیان عصبانیت یا ناراحتی.