turns out

پیشنهاد کاربران

آشکار شدن
متوجه شدن
از قرار معلوم
ظاهرا
بنده برا این کلمه، این مترادف ها ر پیشنهاد میکنم:
Result ● Outcome ● end ● eventuate ● ensue
لذا؛
می تونیم این ترجمه ها ر برای این کلمه برگزینیم:
1_ حاصل از این قرار بود 2_ نتیجه این بود که 3_ پی امد این مسئله این است که 4_ ثمره ی آزمایشات این بود که 5_ سرانجام معلوم شد که 5_ منتهی شد به 6_ تهش به این ختم شد که 7_ سرانجام به. . . . . . رسیدیم که
مثال:
Turns out that if you kill a starfish, it'll just come back to life.
ثمره ی آزمایشات این بود که اگر یک ستاره دریایی را بکشید، دوباره زنده می شود.

کاشف به عمل آمد
کاشف به عمل آمدن
مشخص شدن
معلوم شدن
Come out
مشخص شد. معلوم شد که حقیقته. . . .
Discover
معلوم شد. . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما