پیشنهاد‌های غزال سرخ (١,٣٨٦)

بازدید
٦,٢١٩
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به نقل از هزاره: 1. ( نیز صفت گونه ) پیش کسوت، قدیمی، کهنه کار، کارکشته، کارآزموده؛ ( نظامی ) سربازِ قدیمی 2. ( در آمریکا ) سرباز قدیمی، کهنه سرباز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

equipment جمع بسته نمی شود و s نمی گیرد، بنابراین equipments غلط است. protective equipment را هم بهتر است به تجهیزات ایمنی برگرداند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

صاحب قدرت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ایمیل ورودی ایمیل وارده نامه ورودی نامه وارده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

به لطفِ به پشتوانه ی به مددِ به یاریِ به واسطه ی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بدفهمی سوء فهم سوء برداشت به نقل از هزاره: تصویر غلط فکر غلط پندار نادرست برداشت غلط اشتباه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

منع عبور و مرور منع رفت و آمد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

هزاره: بی هیچ تعجبی بدون هیچ تعجبی همان طور که انتظارش می رفت تعجب ندارد که

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

قیمت ارزان تر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

کسری از ثانیه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

With this said is a way of saying In the light of what has been said what I have said what you have said what he/she has said and then something ev ...

پیشنهاد
١٢

اطلاعات محرمانه اطلاعات سِرّی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ناخوانا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

خرد و خاکشیر کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مملو لبریز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

به علاوه، علاوه بر این، مضاف بر این، همچنین،

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

به نقل از میریام وبستر: to understand مثال: "Yes we're late, but it was raining, then we got a flat tire …" "All right, I get the idea" فهمیدن متوج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیش تنظیمات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

برگرداندن فایل حذف شده ( در کامپیوتر )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

نامرئی رؤیت ناپذیر مشاهده ناپذیر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: غیرموجه نالازم ناموجه بی دلیل غیرضروری غیرلازم غیرمجاز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

به نقل از آکسفورد: not providing encouragement or emotional help مثال: "the family environment is unsupportive" ناپشتیبان غیرحامی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

به نقل از هزاره: مطابق موافق مساوی برابر همانند نظیر شبیه مشابه ( ریاضی ) متناظر، متقابل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

برنامه گاهشمار برنامه روزشمار برنامه تقویم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

تعمداً عامدانه از روی غرض و مرض

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تلاش ناکام تلاش ناموفق تلاش شکست خورده اقدام ناکام

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

در موقعیت اضطراری در شرایط اضطراری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

سابقه تماس ها پیشینه تماس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: خوشبینانه با خوشبینی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

به نقل از هزاره: [شخص] خوشبین [نظر] خوشبینانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به نقل از هزاره: 1. بهترین، مناسب ترین، مطلوب، مناسب 2. حد مطلوب، بهترین حد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

به نقل از هزاره: ( رسمی ) بهینه ساختن بهینه کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

به نقل از هزاره: ( رسمی ) بهینه ساختن بهینه کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: خطای باصره

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: هنر بصری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: ( محاوره ) بیرون آمدن، شرکت نکردن، کناره گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

به نقل از هزاره: انتخاب کردن اختیار کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: تصمیم گرفتن ( که )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به نقل از هزاره: داستانی خیالی تخیلی غیرواقعی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

توضیح دهنده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

تبیین کننده تبیین گر مُبین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه نامه فهرست لغات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

عامل تعیین کننده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: اول اولاً نخست آنکه در درجه ی اول

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

به نقل از هزاره: 1. غیررسمی، خصوصی، محرمانه 2. به طور غیررسمی، به طور خصوصی، به طور محرمانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

به نقل از میریان وبستر a thorough examination of a subject or topic بررسی جامع بررسی عمیق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

under the hood. ( figurative ) Beneath the surface; in its internal workings

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

به نقل از هزاره: برخلاف انتظار دور از انتظار خلاف شمّ مغایر شمّ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

به نقل از هزاره: تا حدودی نسبتاً تا اندازه ای تا حدی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از میریام وبستر: informal. : hold —usually used in phrases like get ahold of to mean "take hold of, " "get possession of, " "get in contact wi ...