🔸 معادل فارسی:
• دست کم، حداقل، لااقل
• در کم ترین حالت، اگر هیچ چیز دیگر نباشد
• از این کمتر که نمی شود، حداقلش این است که
• ( تأکیدی ) حتی اگر هیچ کار دیگری نکنیم، این کار را باید بکنیم
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• "At the very least, you should apologize to her. "
→ دست کم باید از او عذرخواهی کنی.
• "The hotel was small, but at the very least it was clean. "
→ هتل کوچک بود، اما دست کم تمیز بود.
• "At the very least, we need to finish this report by Friday. "
→ حداقلش این است که باید این گزارش را تا جمعه تمام کنیم.
• "He didn't get the job, but at the very least he gained some valuable experience. "
→ آن شغل را به دست نیاورد، اما دست کم تجربه ی ارزشمندی به دست آورد.
• "If you can't attend the meeting, at the very least send an email explaining your absence. "
→ اگر نمی توانی در جلسه شرکت کنی، حداقلش این است که ایمیلی بفرستی و غیبتت را توضیح بدهی.
• دست کم، حداقل، لااقل
• در کم ترین حالت، اگر هیچ چیز دیگر نباشد
• از این کمتر که نمی شود، حداقلش این است که
• ( تأکیدی ) حتی اگر هیچ کار دیگری نکنیم، این کار را باید بکنیم
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
→ دست کم باید از او عذرخواهی کنی.
→ هتل کوچک بود، اما دست کم تمیز بود.
→ حداقلش این است که باید این گزارش را تا جمعه تمام کنیم.
→ آن شغل را به دست نیاورد، اما دست کم تجربه ی ارزشمندی به دست آورد.
→ اگر نمی توانی در جلسه شرکت کنی، حداقلش این است که ایمیلی بفرستی و غیبتت را توضیح بدهی.
کم کمش. .
در کم ترین حالتِ ممکن
حداقل
کم کم
لااقل
___________به نقل از هزاره
کم کم
لااقل
___________به نقل از هزاره
در حداقلی ترین حالت
به طور خلاصه
کمِ کمِش، حداقل حداقل
در بدترین حالتِ ممکن، فارغ از همه ی مسائل، جدا از هرچیز
در هر صورت، دستکم