برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

غزال سرخ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سطح زمین ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

2 از طرف کسی
از جانب کسی

١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

3 به کسی مربوط نبودن ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

4 تعدادی از افراد
اشخاص معدودی
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

5 به نقل از فرهنگ پویا:
سرجای اول برگشتن
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

6 بخت به تو رو می‌کند
بخت با تو یار می‌شود
شانس می‌آوری
١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

7 به نقل از فرهنگ پویا و فرهنگ هزاره:
در نظر داشتن

١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

8 به نقل از فرهنگ پویا:
1. دیوانه‌وار، شتابزده، سراسیمه
2. از روی استیصال
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

9 به نقل از فرهنگ پویا:
بی‌نتیجه
بی‌فایده
بیهوده
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

10 دوباره روشن کردن
باز روشن کردن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

11 به نقل از فرهنگ پویا:
بی‌خبر
ناگهان
یک‌دفعه
بدون هشدار قبلی
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

12 به نقل از فرهنگ پویا:
(به چیزی) ادامه دادن
(چیزی را) دنبال کردن
پشت (چیزی را) گرفتن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

13 به نقل از فرهنگ پویا:
ریسک حساب‌شده
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

14 عادت داشتن به
آشنا بودن با
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

15 ریسک کردن
خطر کردن


١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

16 ظاهراً
گویا
انگار
مثل اینکه
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

17 به نقل از کالینز دیکشنری:
When you scan a place or group of people, you look at it carefully, usually because you are looking for something or
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

18 به نقل از فرهنگ پویا:
1. با شتاب (از جایی) خارج شدن
2. [بیماری] شایع شدن
3. [جنگ] درگرفتن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

19 طغیان کردنِ [رودخانه] ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

20 زدن زیر خنده ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

21 به نقل از فرهنگ پویا:
1- [در و غیره] یک‌دفعه باز شدن
2- [تشتک، درپوش و غیره] پریدن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

22 همه‌ی شرایطِ [مندرج در تقاضانامه‌ای، درخواستی، کاری و غیره را] داشتن ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

23 به نقل از The Free Dictionary:
.To be particularly noteworthy, remarkable, interesting, special, or impressive
مثال:
!Wow, this new car of ...
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

24 به نقل از هزاره:
1- (عکاسی) داروی ثبوت
2- (محاوره) کارچاق‌کن، دلال
3- (عامیانه) ساقی، دلال موادمخدر
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

25 به نقل از فرهنگ پویا:
1- بهت‌انگیز، حیرت‌آور، باابهت
2- ترسناک، مخوف
3- عالی، محشر، معرکه
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

26 به نقل از هزاره:
خاطرجمع که،
خاطرآسوده که...
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

27 به نقل از هزاره:
1- امنیت عبور؛ اجازه‌ی عبور، حق عبور
2- جواز عبور، پروانه‌ی عبور
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

28 به نقل از هزاره:
صحیح و سالم
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

29 دزد گاوصندوق ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

30 نگهداری کسی را برعهده‌ی کس دیگری گذاشتن ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

31 به نقل از هزاره:
برای نگهداری در جای امن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

32 به نقل از هزاره
نگهداری چیزی را بر عهده‌ی کسی گذاشتن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

33 به نقل از هزاره:
جانب احتیاط را رعایت کردن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

34 به نقل از هزاره:
امنِ امن
حسابی امن
کاملاً مطمئن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

35 مسلم است که...
یقیناً
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

36 می‌توان با اطمینان فرض کرد که...
این فرض درستی است که...

به نقل از هزاره:
منطقی است که فرض کنیم...
معقول است که بپذیریم...
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

37 به نقل از هزاره:
کار مطمئن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

38 منطقی است که بگوییم
معقول است که بگوییم
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

39 به نقل از هزاره:
در جای امن
پیش آدم مطمئن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

40 تاییدیه ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

41 به نقل از هزاره:
(محاوره) به کسی چراغ سبز نشان دادن
به کسی اجازه‌ی کاری را دادن
دست کسی را باز گذاشتن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

42 به نقل از هزاره:
(محاوره) به کسی چراغ سبز نشان دادن
به کسی اجازه‌ی کاری را دادن
دست کسی را باز گذاشتن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

43 (محاوره) اجازه‌ی کاری را گرفتن ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

44 چراغ سبز
اجازه
مجوز
[به کسی] چراغ سبز [نشان دادن]

به نقل از هزاره:
اجازه‌ی کار
مجوز ادامه کار
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

45 خاطرجمع


به نقل از فرهنگ پویا:
آسوده
آسوده‌خاطر
راحت
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

46 به نقل از هزاره:
1- [قطار، اتوبوس، و غیره] رسیدن، آمدن، وارد شدن؛ توقف کردن
2- [روز] کوتاه شدن
3- [هوا] استنشاق کردن، فروبردن
4- جلب کردن ...
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

47 به نقل از هزاره:
1- مجنون، دیوانه؛ [روان‌شناسی] شیدا
2- [محاوره] عاشق سینه‌چاک، شیفته، کشته و مرده
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

48 شیفت شب
نوبت شب
[کارگر یا کارمندِ] شبکار
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

49 موفقیت به همراه داشتن

به نقل از هزاره:
قرین موفقیت گشتن
توفیق یافتن
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

50 املای درست کلمه این است: scenario ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 draw in
• The days draw in and the mornings get darker.
• روزها کوتاه‌تر می‌شوند و صبح‌ها تاریک‌تر.
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

2 in operation
• Part of the new plant is now in operation and remainder will be on stream later this month.
• بخشی از این کارخانه در حال حاضر فعال است و باقیمانده در اواخر این ماه به جریان می‌افتد.
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

3 in the bag
• We're sure to win. The match is in the bag.
• مطمئنیم که برنده می‌شویم. مسابقه در مشتمان است.
١٣٩٩/٠٦/٢٨
|

4 lend a hand
• The neighbours are always willing to lend a hand.
• همسایگان همیشه مایل به کمک کردن هستند.
١٣٩٩/٠٦/٢١
|

5 lend a hand
• I went over to see if I could lend a hand.
• رفتم ببینم می‌توانم کمک کنم یا نه.
١٣٩٩/٠٦/٢١
|

6 catch
• The police finally caught the killer.
• پلیس سرانجام قاتل را دستگیر کرد.
١٣٩٩/٠٦/١٨
|