اسم پسر - صفحه 39

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

شارو/sharo/

بازمانده یا پنهان


پسر

کردی

پرنده
شاروسین/sharosin/

پادشاه مقدس


پسر

فارسی، آشوری
شارونا/sharuna/

سرزمین پربار و حاصلخیز


پسر، دختر

فارسی، آشوری
شارویه

شیرویه


پسر

فارسی
شاریا/shariya/

پادشاه آریایی


پسر

لاتین
شاعی

شیعی


پسر

عربی
شافی/shafi/

شفا دهنده، نجات دهنده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شالیار/šālyār/

همدم شاه، شهریار، ( اعلام ) ( = پیر شهریار، پیر شالیار ) نام پیری در اورامان از مغان زردشتی موسوم ب ...


پسر

کردی
شامل

حاوی، دارنده، کامل، فراگیرنده، نام یکی از رهبران مذهبی و سران عشایر قفقاز


پسر

عربی
شان/šān/

شأن، مقام و مرتبه، درجه، ( = شأن )، ارزش، اعتبار، شکوه، جلال و عظمت، ( در قدیم ) کار مهم، رسم، قاعد ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شانال/shanal/

نامدار


پسر

ترکی
شاندیز/šāndiz/

شکوهمند و دارای عظمت و جلال، [شان ( عربی ) = شأن = شکوه، جلال و عظمت، دیز = دیس ( پسوند شباهت ) ]، ...


دختر، پسر

فارسی، عربی
شانیا/shaniya/

کسی که در تصمیم و نظر خود پا برجاست، مصمم


پسر

هندی
شاه برزین

نام شخصی در وندیدا ( بخشی از اوستا )


پسر

فارسی
شاه بهرام

نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر


پسر

فارسی
شاه پر

شهپر


پسر

فارسی
شاه دین/shah-din/

شاهِ دین


پسر

فارسی
شاه سار/shahsar/

نام یکی از شاعران دربار سامانیان


پسر

فارسی
شاه سرور

نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر


پسر

فارسی
شاه فر/shahfar/

شکوه شاهانه، شاه باشکوه


پسر

فارسی
شاه قلی/shahgholi/

غلام شاه، شاه ( فارسی ) + قلی ( ترکی ) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه


پسر

ترکی، فارسی
شاه محمد

شاه ( فارسی ) + محمد ( عربی ) نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه


پسر

فارسی، عربی
شهیاد/shahyad/

یاد شاه، مرکب از شه ( شاد ) + یاد ( خاطره )


پسر

فارسی
شهیر/shahir/

معروف، نام آور، نامدار


پسر

عربی
شوذب/shozab/

بالا بلند و نیکو خوی


پسر

عربی
صدرالدین محمد/s.-mohammad/

ترکیب دو اسم صدرالدین و محمد ( پیشوای دین و ستوده )، از نام های مرکب، م صدرالدین و محمّد، ( اَعلام ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صدران/sadran/

رؤسا و بزرگان، صدر ( عربی ) + ان ( فارسی ) رؤسا و بزرگان


پسر

فارسی، عربی
صدوق/saduq/

راستگو، صدیق، دوست، ( اَعلام ) نام شهرستانی در مرکز استان یزد


پسر

عربی
صدیده/sadideh/

مهم


پسر

فارسی، آشوری
صدیقا/sedigha/

نام آخرین تن از سلسله یهود


پسر

عبری
صراط/serāt/

راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صریر/sarir/

آواز، صدا، ( در قدیم ) صدایی که از قلم در وقت نوشتن ایجاد می شود، صدایی که از در هنگام باز و بسته ش ...


پسر

عربی
صفار

رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است


پسر

عربی
صفاعلی

آن که خلوص و پاکی ای چون علی ( ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس


پسر

عربی
صفر/safar/

نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه


پسر

عربی
صفرعلی/safar-ali/

ترکیب دو اسم صفر و علی ( ماه دوم قمری و بلند قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفوان/safvān/

روشنی، بی آلایشی، صفا، ( اَعلام ) نام برخی از صحابه و محدثان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفیعلی/safi-ali/

برگزیده علی ( ع )


پسر

عربی
صلات/salat/

دعای بنده به سوی خداوند، نماز


پسر

عربی
صمدالله

خداوند بی نیاز


پسر

عربی
صنم بر/sanambar/

خوش اندام، دلدار، صنم ( عربی ) + بر ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + ( آغوش )


دختر، پسر

فارسی، عربی
صنیع/sanie/

ساخته شده، پرورش داده شده، جامه ی پاکیزه


پسر

عربی
صولتعلی/sowlat-ali/

ترکیب دو اسم صولت و علی ( ابهت و بلندر قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صیاد/sayyad/

شکارچی


پسر

عربی
شیراوژن/širo(w)žan/

بسیار شجاع و قدرتمند، ( در قدیم ) شیر افکن، شکار کننده و افکنده شیر


پسر

فارسی
شیراک/shirak/

نام پدر هرمزد، کنده کار کتیبه کعبه زرتشت


پسر

فارسی
شیرخون

از شخصیتهای شاهنامه، نام مرد زابلی و راهنمای بهمن پسر اسفندیار تورانی به شکارگاه رستم پهلوان شاهنامه


پسر

فارسی
شیرزیل

از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
شیرعلی

شیر ( فارسی ) + علی ( عربی )، مرکب از شیر ( شجاع ) + علی ( بلندمرتبه )، نام طایفه ای از طوایف کهگیل ...


پسر

فارسی، عربی
شیرگل

مرکب از شیر ( شجاع ) + گل


دختر، پسر

فارسی
شیرلا/shirla/

آبشار


پسر

ترکی
شیرمحمد

شیر ( فارسی ) + محمد ( عربی ) مرکب از شیر ( شجاع ) + محمد ( ستوده )


پسر

فارسی، عربی
شیروار/šir vār/

مثل شیر، چون شیر، ( شیر، وار ( پسوند شباهت ) )، آنکه مانند شیر شجاع و دلیر باشد


پسر

فارسی
شیروی/širuy/

شیرویه، شجاع و دلیر، ( = شیرویه )


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
صائم/saem/

روزه گیر، روزه دار


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صائن/saen/

محافظ، نگاه دارنده


پسر

عربی
صائن الدین

آن که حافظ و نگهدارنده دین است


پسر

عربی
صاعد/sāeed/

بالارونده، صعودکننده، ( در نجوم ) ویژگیِ ستاره ای که نسبت به زمین از سمت شمال بر می آید، ( اَعلام ) ...


پسر

عربی
صایب/sayeb/

راست و درست، صائب، رسا، رساننده


پسر

عربی
صاین/sāyen/

نگه دارنده، محافظ، ( به مجاز ) حفظ کننده ی خویشتن از گناه، پرهیزکار، صائن، نگاه دارنده


پسر

عربی
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبحان/sabhan/

مرد زیبا، مرد صبوحی کننده


پسر

عربی
شایار/shayar/

یار پدر، وزیر ( نگارش کردی


پسر

فارسی، کردی
شایرایا

ستاره ناهید


پسر

آشوری
شایمین/shaimin/

فرزندی پر برکت و بی همتا


پسر

فارسی
شایورد/šāyvard/

هاله ی ماه، خرمن ماه، ( = شادورد )، پرده ای است در موسیقی، پرده ای است در موسیقی + نک شادورد، شادورد


دختر، پسر

فارسی
شباب/šabāb/

جوانی، مرد جوان، ( در موسیقی ایرانی ) نام پرده ای


پسر، دختر

عربی
شبان

چوپان، گله بان


پسر

فارسی
شباویز/šabāviz/

مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند ...


دختر، پسر

فارسی

پرنده
شبلی

نام عارف معروف قرن سوم و چهارم


پسر

عربی
شبنا/shabna/

جوان، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا


پسر

عبری
شپول/shapol/

موج آب


پسر

کردی
شتاو/shetav/

آبشار


پسر

کردی

طبیعت
شجاع الملک

آن که در دفاع از کشور شجاع است


پسر

عربی
شداد/shedad/

نام فرزند عاد ( ع )


پسر

عبری
شراکیم/sherakiym/

نام یکی از سپهبدان مازندران


پسر

فارسی
شرزین/šarzin/

نیرومند و قوی، [شرز = شرزه به معنی قوی، نیرومند ( به مجاز ) شجاع، دلاور، ین ( نسبت ) ]، روی هم به م ...


پسر

فارسی
شرف الزمان

موجب بزرگی عصر و روزگار


پسر

عربی
شریف الدین/šārifoddin/

دارای دین و آیین پاک، موجب شرف، ارجمندی و اعتبار دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شعاع/šoeāe/

فاصله، پرتو، نور


پسر

عربی
شعاع الدین/šoeāeoddin/

نور دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شعبان/shaban/

نام ماه هشتم از سال قمری


پسر

عربی
شعیا/šaeiyā/

نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به او اشعیا هم می گفتند، ( اَعلام ) نام یکی از پیامبران بنی اسرا ...


پسر

عربی، فارسی

مذهبی و قرآنی
شغاد/shaghad/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
غازان

قازان، پادشاه مغولی ایران


پسر

مغولی
سیبل/Sibel/

نشانه، هدف، نام ربة النوع خاک


پسر، دختر

یونانی، فرانسوی
سیبویه/sibuye/

سیب کوچک یا بوی سیب، سیب کوچک، بوی سیب، ( اَعلام ) عمرو ابن عثمان: [قرن هجری] زبان شناس ایرانی، از ...


پسر

فارسی
سیتاک/sitak/

نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سیترا/sitra/

آشکار، نورانی، روشن


پسر

سانسکریت
سیحان/seyhān/

با آب روان، نام رودی در جنوب ترکیه، روان شدن آب بر روی زمین، رفتن در زمین جهت عبادت، ( اعلام ) ( = ...


پسر

فارسی

طبیعت
سیحون/seyhun/

از رودهای معروف در شمال ایران قدیم، ( اعلام ) ( = سیردریا ) رودی در قرقیزستان و قزاقستان به طول حدو ...


پسر

فارسی

طبیعت
علم الهدی/alamolhodā/

درفش هدایت، ( اَعلام ) لقب سید مرتضی، علی ابن حسین [، قمری] از پیشوایان شیعه در زمان خود، نویسنده، ...


پسر

عربی
علی ارشیا/a.-aršiyā/

ترکیب دو اسم علی و ارشیا ( شریف و تخت پادشاهی )، از نام های مرکب، علی و اَرشیا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آریا/a.-āriyā/

ترکیب دو اسم علی و آریا ( شریف و نجیب )، از نام های مرکب، علی و آریا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آرین/a.-āriyan/

ترکیب دو اسم علی و آرین ( شریف و آریایی )، از نام های مرکب، علی و آرین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی امین/a.-amin/

ترکیب دو اسم علی و امین ( شریف و امانتدار )، از نام های مرکب، علی و امین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی پویا/a.-puyā/

ترکیب دو اسم علی و پوریا ( شریف و پوینده )، از نام های مرکب، علی و پویا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی داد/ali-dad/

داده علی ( ع )، علی ( عربی ) + داد ( فارسی ) داده علی ( ع )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی سجاد/a.-sajjād/

ترکیب دو اسم علی و سجاد ( شریف و سجده کننده )، از نام های مرکب، علی و سجّاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی طه/ali-taha/

ترکیب دو اسم علی و طه ( شریف و طاها )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم