اسم پسر - صفحه 42
از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر اردشیر بابکان، پادشاه ساسانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گراهون
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری زابلی در سپاه گرشاسپ پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرد
دلیر، پهلوان، دلاور، شجاع
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرداب
نام پهلوانی ایرانی در سپاه گرشاسب پهلوان نامدار، از شخصیتهای گرشاسب نامه
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گردآزاد
پهلوان آزاده، از پهلوانان حماسه ملی ایران
پسر
کردی، فارسی گردگیر
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران افراسیاب تورانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گردو
از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر بهرام چوبین سردار ساسانی
پسر
فارسی گردیا
شجاع و دلیر، ( گرد = بلند، بلندی، مبارز، دلاور، بهادر و شجاع، ( پسوند نسبت ) )، منسوب به بلندی، منس ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گردیک
گردیه، از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر بهرام چوبین سردار ساسانی
دختر، پسر
فارسی گرزم
از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرزن
تاجی که شاهان بر سر می گذاشتند
پسر
فارسی گرستون
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار سپاه ماهوی سوری
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرسیوز
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و برادر افراسیاب تورانی و از سرداران سپاه وی، دارنده ی استقامت و ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرگیاس
از نخستین سوفسطاییان یونان
پسر
یونانی گرگین
از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی پسر میلاد در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گرگینه
پوست گرگ
پسر
فارسی گرمانک
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک
پسر
فارسی گرمایل
گرمانک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک
پسر
فارسی گروخان
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در دربار کیخسرو پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گروس
کوه های بسیار
پسر
پهلوی گروی
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زره از سپاهیان افراسیاب تورانی
پسر
فارسی گژدهم
از شخصیتهای شاهنامه، نام دژدار ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گستهم
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر نوذر پادشاه پیشدادی و برادر طوس سپهسالار ایرانی و جزو سپاهیان کیسرو پا ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گشتاسپ
دارنده اسب از کارافتاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر لهراسپ پادشاه کیانی
پسر
فارسی گشسپ
از شخصیتهای شاهنامه، نام جد بهرام چوبین سردار ساسانی
پسر
فارسی گشواد
دارای بیان شیوا و فصیح، ( = کشواد )، دارای بیان شیوا و فصیح است، ( اَعلام ) پهلوان ایرانی، پدر گودر ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گل بالا
کسی که قد و قامتش مانند گل زیباست
پسر
فارسی گل گله
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، از فرزندان تور و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن گلالان
نام روستایی در آذربایجان غربی
دختر، پسر
فارسی فیکا
درخت بید
پسر
مازندرانی قائد
رهبر، پیشوا، پیش رو، آن که جمعی از مردم را رهبری می کند، ( در قدیم ) رئیس قافله، کاروان سالار، ( در ...
پسر
عربی قابل
شایسته، لایق، از نامهای خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قابوس
کاووس، نام پسر وشمگیر از امرای آل زیار، ( اَعلام ) شمس المعالی قابوس وشمگیر: امیر [، قمری] سلسله ی ...
پسر
عربی، فارسی قابیل
به دست آوردن، نام پسر آدم ( ع ) و برادر هابیل، معرب از عبری
پسر
عبری قارن
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، ( اَعلام ) ) از خاندان های ...
پسر
فارسی، اوستایی، پهلوی
تاریخی و کهن قارون
نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی ( ع )، معرب از عبری
پسر
عبری قازان
پادشاه مغولی ایران
پسر
مغولی قالوس
از شخصیتهای شاهنامه، نام پیری رومی و پیغام گزار قیصر روم به لهراسب پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن قاهر
چیره، توانا، مقهور کننده، ( اَعلام ) قاهر: ( = ابومنصور محمّد ) خلیفه ی عباسی [، قمری] پسر معتضد، ک ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قبیله
توانایی، توان، سلطه و نفوذ
پسر
عربی قدیر محمد
ترکیب دو اسم قدیر و محمد ( توانا و ستوده )، از نام های مرکب، قدیر و محمّد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قدیس
مؤمن، پرهیزکار و پاکدامن
پسر
عربی قدیم
دیرینه، کهن، قدیمی، زمان گذشته، ( در حالت قیدی ) در زمان گذشته، سابقاً، ( در قدیم ) سابق، پیشین، از ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قراتکین
نام یکی از امیران سامانی، غلام سیاه
پسر
ترکی
تاریخی و کهن قربان
قربانی، فدایی، نزدیک شدن، چیزی که بوسیله آن به خدا تقرب یابند
پسر
عربی قربانعلی
ترکیب دو اسم قربان و علی ( صدقه در راه خدا و شریف )
پسر
عربی مکابیز
نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی، مگابیز
پسر
فارسی میترایار
مهریار، نام شخصی در کتیبه پهلوی
دختر، پسر
فارسی میحاد
تک تک، جداگانه
پسر
عربی میخائیل
معرب از عبری، میکائیل
پسر
عبری میر فرهان
میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است
پسر
فارسی میراث
ارث
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی میرزا
شاهزاده و امیرزاده، میر ( ازعربی ) + زا ( فارسی ) شاهزاده و امیرزاده
پسر
فارسی، عربی میرشاد
امیر شاد و خوشحال، پادشاه و حاکم شادمان، ( میر = امیر، شاد )
پسر
فارسی، عربی عدل
دادگری، داد
پسر
عربی عدن
بهشت زمینی، جاویدان، ( در قدیم ) ( در ادیان ) جاویدان [بهشت]
دختر، پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی عدیل
بی همتا
پسر
عربی عرش
تخت، کرسی، ( در ادیان ) نامی که در روایات دینیِ آسمانی ورای همه ی آسمانها، جسم محیط به همه ی عالم، ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عروج
بالا رفتن، پیشرفت کردن، ترقی
پسر
عربی عزرا
امداد و یاری، نام کاهن و رهبر عبرانیان در زمان اردشیر پادشاه هخامنشی
پسر
عبری عزیزالدین
گرامی در دین
پسر
عربی عشیر
معاشر، خویش نزدیک، معاشِر
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عضد
بازو، یار و یاور
پسر
عربی عضدالدین
یارو یاور دین
پسر
عربی عضدالملک
یار و یاور سلطتنت یا مملکت، نام یکی از رجال اواخر دوره قاجاریه
پسر
عربی عطاالله
داده و عطای خداوند
پسر
عربی عطاحسین
ترکیب دو اسم عطا و حسین ( بخشش و نیکو )، از نام های مرکب، ( عطا و حسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عطارد
نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی، نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد ...
پسر
عربی
کهکشانی عفیف
پای بند به اصول اخلاقی، پارسا و پرهیزکار، دارای عفت، ( عفت، به علاوه پای بند به اصول اخلاقی، پرهیزک ...
پسر، دختر
عربی عفیف الدین
عفیف در دین، پرهیزکار، پارسا و پرهیزکار در دین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی گلباد
دارای بوی گل، از پسران ویسه که از پهلوانان تورانی است، ( اَعلام ) پهلوانی تورانی معاصر پشنگ و منوچه ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن، طبیعت، گل گلپا
گلِ پاینده و جاوید، ( مجاز ) همیشه دوست داشتنی ( شخص )، محافظ و نگهبان گل، گلبان، باغبان، ( مجاز ) ...
پسر
فارسی
گل گلپاد
محافظ و نگهبان گل، گلبان، باغبان، ( گل، پاد = نگهبان، پاسبان )، ( گل + پاد = نگهبان، نگهبان گل
پسر، دختر
فارسی
گل گلشاه
نخستین انسان روی زمین به عقیده پارسیان
پسر
فارسی گلکار
پرورنده گل، باغبان
پسر
فارسی
گل میرو
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن میرکا
دوری از حسد و ناپاکی
پسر
مازندرانی میرکو
کوه بزرگ
پسر
کردی میرین
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم
پسر
فارسی
تاریخی و کهن میشان
نام روستایی در استان کهگیلویه
پسر
فارسی میشل
میکائیل
پسر
لاتین میشه
مشی
پسر
اوستایی، پهلوی میشواک
منطقه ای در کردستان
پسر
کردی میلاو
پاداش و نوید
پسر
فارسی مینوس
در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس
پسر
یونانی
تاریخی و کهن میهن یار
دوست و یار وطن
پسر
فارسی میکائلا
هدیه ای از خدا
پسر
لاتین میکال
میکائیل، نام یکی از چهار ملک مقرب
پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی میکاییل
معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان ...
پسر
فارسی میکسا
کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسم ...
پسر
لاتین نائل
ویژگی آن که به موقعیتی دست یافته است یا چیزی را دریافت کرده است
پسر
عربی نادعلی
علی را بخوان، نام دعایی
پسر
عربی نادین
پویا و پرتحرک، الهه رودخانه
پسر
فارسی، سانسکریت نادینوس
شاه بابل
پسر
فارسی، آشوری نارام سین
محبوب ماه
پسر
فارسی فریتون
فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک م ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فرید حسین
ترکیب دو اسم فرید و حسین ( یگانه و نیکو )، از نام های مرکب، فرید و حسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فریداد
داده ی خجسته و مبارک، ( فری = خجسته، مبارک، دارای خجستگی و شکوه، شکوهمند و خجسته، داد = داده )، آفر ...
پسر
فارسی فریدالزمان
آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است
پسر
عربی فریس
مهربان، مهرورز
پسر
فارسی