اسم پسر - صفحه 36
مربوط به چشم، نام یکی از رؤسای یهود
پسر
عبری داد بین
نگرنده از روی عدل و داد، ( در قدیم ) حق بین، ( اَعلام ) نام حکیمی پارسی در عهد پادشاهان پیشدادی
پسر
فارسی دادار
داد دهنده، دادگر، عادل، بخشاینده، آفریننده، آفریدگار، یکی از نام ها و صفات باری تعالی، ( در قدیم ) ...
پسر
فارسی دادآفرید
آفریده شده بر مبنای عدل و داد، یکی از لحن های قدیمی موسیقی، یکی از نام های خدای تعالی، از داد آفرید ...
پسر، دختر
فارسی
هنری دادآفرین
آن که عدالت ایجاد کند، از نام ها و صفات باری تعالی، یکی از گوشه های موسیقی، ( در قدیم ) پدید آورنده ...
پسر، دختر
فارسی
هنری دادآور
داد آورنده، عدالت آورنده، آورندۀ عدل و داد، از نام های خداوند تعالی، ( در قدیم ) دادور، دارای عدل و ...
پسر
فارسی دادبخش
بخشندۀ عدل و داد، داد دهنده، عادل، از نام های خداوند تعالی، دادگر، ( به مجاز ) خداوند
پسر
فارسی دادبرزین
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی
پسر
فارسی دادبه
دارنده ی بهترین عدل، ( در قدیم ) دارنده ی بهترین داد ( عدل، داوری، دادگری )، ( اَعلام ) دادبه ( در ...
پسر
فارسی دادجو
جوینده و خواستار عدالت و دادگری، ( در قدیم ) داد دهنده، دادرس
پسر
فارسی دادران
عدل ورزنده، عدالت گستر
پسر
فارسی دادعلی
داد ( فارسی ) + علی ( عربی )، داده علی ( ع )، آن که عدل و دادی چون علی ( ع ) دارد
پسر
فارسی، عربی دادفر
دارای فر و شکوه و عظمت، ( در قدیم ) دارای فر و شکوه و عظمت از حیث دادگری و عدل، مرکب از داد ( عدل ) ...
پسر
فارسی دادفرخ
مرکب از داد ( عدل ) + فرخ ( فرخنده، مبارک )، نام یکی از قاضیان در زمان ساسانیان
پسر
فارسی دادفروز
فروزنده عدل و داد، عادل
پسر
فارسی دادفرین
نام یکی از سرداران زمان اسکندر مقدونی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن دادگر
داد دهنده، عادل، یکی از صفات باری تعالی، آن که به عدالت رفتار می کند، ( در قدیم ) خداوند، پادشاه عا ...
پسر
فارسی
تاریخی و کهن دادهرمز
داده هرمز، خداداد، نام موبدی در زمان ساسانیان
پسر
فارسی دادیار
حامی قانون، مجری عدالت، مجری عدالت ( نگارش کردی
پسر
کردی داران
عربی دنیا و آخرت
پسر
فارسی دارانا
نام روستایی در نزدیکی اهر
دختر، پسر
فارسی دارمان
از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن دارنوش
نام یکی از وزیران بخت نصر
پسر
فارسی
تاریخی و کهن داروین
نام زیست شناس انگلیسی
پسر
لاتین داریاو
نام یکی از شهریاران پارس در زمان سلوکیها
پسر
فارسی داریس
صورت دیگر نام داریوش به معنی دارنده ی نیکی، صورتی دیگر از کلمه داریوش به معنی دارنده ی نیکی، داریوش
پسر
فارسی دارین
منسوب به درخت
پسر
فارسی دارینوش
نام یکی از پادشاهان کیانی، ظاهراً محرف داریوش است
پسر
فارسی
تاریخی و کهن داژو
داغ و گرم
پسر
کردی داژیار
روزی، قدرت، قوت
پسر
کردی داشاب
هدیه
پسر
فارسی داشاد
هدیه
پسر
فارسی داعی
دعاکننده، طلب کننده، خواهنده، کسی که مردم را به دین و مذهب خود دعوت کند، دعاگو، دعوت کننده، ( در حق ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی دامور
آواز نرم و لطیف
پسر
ترکی، فارسی دامیار
شکارچی، ماهی گیر
پسر
فارسی دان
قاضی، داور نام یکی از پسران یعقوب ( ع )
پسر
عبری عبدالمحسن
بنده نیکوکار
پسر
عربی عبدالمعین
بنده ی یاریگر و کمک کننده، بندهی یاور
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عبدالناصر
بنده پروردگار یاریگر
پسر
عربی عبدالنبی
بنده پیامبر
پسر
عربی عبدالهادی
بنده پروردگار هدایت کننده و راهنما، بنده ی خدای هدایت کننده، بنده ی خدای راهنما، ( اَعلام ) ) حاج م ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عدل
دادگری، داد
پسر
عربی عدن
بهشت زمینی، جاویدان، ( در قدیم ) ( در ادیان ) جاویدان [بهشت]
دختر، پسر
عربی، عبری
مذهبی و قرآنی عدیل
بی همتا
پسر
عربی عرش
تخت، کرسی، ( در ادیان ) نامی که در روایات دینیِ آسمانی ورای همه ی آسمانها، جسم محیط به همه ی عالم، ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عروج
بالا رفتن، پیشرفت کردن، ترقی
پسر
عربی عزرا
امداد و یاری، نام کاهن و رهبر عبرانیان در زمان اردشیر پادشاه هخامنشی
پسر
عبری عزیزالدین
گرامی در دین
پسر
عربی عشیر
معاشر، خویش نزدیک، معاشِر
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عضد
بازو، یار و یاور
پسر
عربی عضدالدین
یارو یاور دین
پسر
عربی عضدالملک
یار و یاور سلطتنت یا مملکت، نام یکی از رجال اواخر دوره قاجاریه
پسر
عربی عطاالله
داده و عطای خداوند
پسر
عربی عطاحسین
ترکیب دو اسم عطا و حسین ( بخشش و نیکو )، از نام های مرکب، ( عطا و حسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عطارد
نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی، نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد ...
پسر
عربی
کهکشانی شانال
نامدار
پسر
ترکی شاندیز
شکوهمند و دارای عظمت و جلال، [شان ( عربی ) = شأن = شکوه، جلال و عظمت، دیز = دیس ( پسوند شباهت ) ]، ...
دختر، پسر
فارسی، عربی شانیا
کسی که در تصمیم و نظر خود پا برجاست، مصمم
پسر
هندی شاه برزین
نام شخصی در وندیدا ( بخشی از اوستا )
پسر
فارسی شاه بهرام
نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر
پسر
فارسی شاه پر
شهپر
پسر
فارسی شاه دین
شاهِ دین
پسر
فارسی شاه سار
نام یکی از شاعران دربار سامانیان
پسر
فارسی شاه سرور
نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر
پسر
فارسی شاه فر
شکوه شاهانه، شاه باشکوه
پسر
فارسی شاه قلی
غلام شاه، شاه ( فارسی ) + قلی ( ترکی ) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه
پسر
ترکی، فارسی شاه محمد
شاه ( فارسی ) + محمد ( عربی ) نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه
پسر
فارسی، عربی شاه مراد
شاه ( فارسی ) + مراد ( عربی ) مهمترین و بزرگترین آرزو
پسر
فارسی، عربی شاه موبد
شوهر ویس در منظومه ویس و رامین
پسر
فارسی شاه میر
شاه ( فارسی ) + میر ( عربی )، امیرشاه، نام برادر میرک بیگ وزیر شاه اسماعیل صفوی
پسر
فارسی، عربی شاه نام
دارای نام شاهانه
پسر
فارسی شاه هژبر
شاه ( فارسی ) + هژبر ( از عربی
پسر
فارسی، عربی شاه وش
آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است
پسر
فارسی شاها
منسوب به شاه و شاهی، نام قلعه ای که هولاکوخان اموال و خزاین خود را آنجا گذاشته بود
پسر، دختر
فارسی شاهارا
حافظ شبهای روزه داران
پسر
فارسی، آشوری شاهباز
شهباز
پسر
فارسی شاهبد
دارای نشان شاهنشاهی
پسر
فارسی شاهدل
شاهِ دل
پسر
فارسی شاهدیس
مانند شاه
پسر
فارسی شاهر
مشهور، نامی
پسر
عربی شاهراد
پادشاه جوانمرد
پسر
فارسی شاهرام
رام و مطیع شاه
پسر
فارسی شاهرس
فرد رسیده به شاهی
پسر
فارسی شاهرو
دارای چهره ای شاهانه
پسر
فارسی شاهروز
نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر
پسر
فارسی
تاریخی و کهن شاهزاد
زاده شاهانه
پسر
فارسی شاهسا
مانند شاه
پسر
فارسی شاهسام
آتش شاهانه، پادشاه آتش
پسر
فارسی شاهسان
مانند شاه
پسر
فارسی شاهسون
شاه ( فارسی ) + سون ( ترکی )، شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک در ایران
پسر
ترکی شاهفور
شاپور
پسر
فارسی شاهگل
شاه گل ها، زیباترین گل در میان گلها
پسر، دختر
فارسی شاهلار
شاهان
پسر
فارسی شاهمهر
مهر شاهانه
پسر
فارسی شاهندل
دارای دلِ صالح و نیک، ( به مجاز ) تقوا و پرهیزگار
پسر
فارسی شاهنده
متقی و پرهیزگار و صالح و نیکوکار، نیکوکار، صالح، شاینده، لقب بهرام پسر هرمز پادشاه ساسانی
پسر، دختر
فارسی شاهنگ
ملکه زنبور عسل، ملکه ی زنبور عسل، شاه + انگین ملکه زنبور عسل
دختر، پسر
فارسی
طبیعت شاهنور
نور شاهانه
پسر
فارسی شاهنوش
شاه جاویدان
پسر
فارسی شاهوند
دارای نشان شاهی
پسر
فارسی