سمراد

فرهنگ اسم ها

اسم: سمراد (پسر) (فارسی) (تلفظ: samrrād) (فارسی: سَمراد) (انگلیسی: samrrad)
معنی: وهم، فکر، خیال، [از برساخته های فرقه ی آذرکیوان ( دساتیر ) ]
برچسب ها: اسم، اسم با س، اسم پسر، اسم فارسی

لغت نامه دهخدا

سمراد. [س َ ] ( اِ ) وهم. فکر. خیال. ( برهان ). وهم. اندیشه. ( آنندراج ). گمان. پندار. چیز موهوم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

وهم و فکر و خیال

پیشنهاد کاربران

سمراد.
استادما جناب ابوالقاسمی در مورد سمرادیان چنین می گفت:
قبل از ظهور اَشو زرتشت نیا کان ما را عقایدی بود که اثر آن باورها را در سروده های عرفا وفضلا می بینیم این باورها که از منابع گوناگون به دست آمده عبارتند از
...
[مشاهده متن کامل]

سمرادیان . . یزدانیان . . سپاسیان. هوشیان
انوشگان . آذرهوشنگیان میتراییسم و. . . . .
���������������� سمرادیان چه کسانی بودند؟
سمراد به معنی پندار و وهم وخیال است
معتقد بودند که همه موجودات کلا� وهم وخیال است ومثل آن چه که در خواب وخیال مشاهده می کنیم� هرچه در زمین به نظر می رسد وجود خارجی ندارند به قول میرزاده عشقی:
همه را فکر بشر ساخته است
خویش در وسوسه انداخته است . . .
فقط ان چه اصل است وحقیقت دارد افلاک وانجم و مجردات ومعنویات هستند
نام دیگر آن فرتوشیه است یا فرشیدیه که بنیانگذار این مذهب فرشیدپسرفرتوش از� وخشوران یا پیامبران بود
اوگوید افلاک و انجم هم خیال است
فقط آن چه حقیقت دارد واجب الوجود است حتی جانشین او همه را خیال می داند.
پرستار یکی از مبلغان بزرگ سمرادی اسب اورا پنهان کرد والاغی به جایش گذاشت سمرادی وقتی امد واسب را ندید گفت اسبم کجاست وچرا خر آورده ای
پرستارگفت خیال می کنی که خراست سمرادی
زین اسب را ازپشت خربرداشت وبرپشت اونهاد وبا شلاق اورا زدن گرفت پرستار گفت مُردم نزن
گفت خیال می کنی شلاق وزدنی نیست
حال ببینیم اصل این نظریه چه بوده که به این شکل مزخرف تحریف گردیده
اصل این است که ما به دنیا می آییم اعمالی انجام می دهیم ومی گذرد
از کاری که دیروز کردیم وآ ن چه برما گذشت امروز خبر واثری نیست فقط خیال وتصویر آن کارو وقایع در سرما وآیینه ذهن ما باقی مانده است.
رضاضَحاکی راحت.
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات. . .