اسم پسر - صفحه 40

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

عبدالخالق/abdol-khalegh/

بنده پروردگار، نام پدر بیدل شاعر قرن یازدهم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالرحمن

بنده پروردگار بخشاینده، نام نویسنده و شاعر نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامی


پسر

عربی
عبدالرسول/abd-ol-rasol/

بنده پیامبر


پسر

عربی
عبدالرفیع

بنده پروردگار بلندمرتبه


پسر

عربی
عبدالزهرا/abd-oz-zahra/

پیرو حضرت زهرا ( س )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عبدالستار

بنده پروردگار عیب پوشاننده


پسر

عربی
سیبل/Sibel/

نشانه، هدف، نام ربة النوع خاک


پسر، دختر

یونانی، فرانسوی
سیبویه/sibuye/

سیب کوچک یا بوی سیب، سیب کوچک، بوی سیب، ( اَعلام ) عمرو ابن عثمان: [قرن هجری] زبان شناس ایرانی، از ...


پسر

فارسی
سیتاک/sitak/

نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سیترا/sitra/

آشکار، نورانی، روشن


پسر

سانسکریت
سیحان/seyhān/

با آب روان، نام رودی در جنوب ترکیه، روان شدن آب بر روی زمین، رفتن در زمین جهت عبادت، ( اعلام ) ( = ...


پسر

فارسی

طبیعت
سیحون/seyhun/

از رودهای معروف در شمال ایران قدیم، ( اعلام ) ( = سیردریا ) رودی در قرقیزستان و قزاقستان به طول حدو ...


پسر

فارسی

طبیعت
شهرگان

شهری، اهل شهر


پسر

فارسی
شهرگیر/shahrgir/

فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرنوش/šahr nuš/

زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )


دختر، پسر

فارسی
شهروان

شهربان، نگهبان شهر


پسر

فارسی
شهرود

نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی


پسر

فارسی
شهروین

شهنام، از نامهای باستانی


پسر

فارسی
شهرین

نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
شهریور

نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم


پسر

فارسی
شهسام/shahsam/

پادشاه آتش


پسر

فارسی
شهفور/shahfor/

شاهپور پسر شاه، شاهزاده، شه ( فارسی ) + فور ( معرب پور )


پسر

فارسی
شهمردان

نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی


پسر

فارسی
شهیاد/shahyad/

یاد شاه، مرکب از شه ( شاد ) + یاد ( خاطره )


پسر

فارسی
شهیر/shahir/

معروف، نام آور، نامدار


پسر

عربی
شوذب/shozab/

بالا بلند و نیکو خوی


پسر

عربی
غازان

قازان، پادشاه مغولی ایران


پسر

مغولی
غازی

جنگجوی مذهبی، عنوان چندتن از پادشاهان و افراد تاریخی


پسر

عربی
غباد

قباد، از شخصیتهای شاهنامه، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر کاوه آهنگر


پسر

فارسی
غروی/qaravi/

اهل نجف


پسر

عربی
غضنفر

شیر بیشه


پسر

عربی
غفران/qofrān/

بخشایش و آمرزشِ گناهان، آمرزیدن، آمرزش


پسر

عربی
غلام/qolām/

پسر بچه، شاگرد، بنده، کودک، پسر از هنگام ولادت تا آمد جوانی، ارادتمند و فرمانبردار، به صورت پیشوند ...


پسر

عربی

تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنی
غلامعلی/qolām ali/

( عربی ) ] غلام = ( به مجاز ) ارادتمند و فرمان بردار + علی[، ارادتمند و فرمان بردار علی ] منظور اما ...


پسر

فارسی
علم الهدی/alamolhodā/

درفش هدایت، ( اَعلام ) لقب سید مرتضی، علی ابن حسین [، قمری] از پیشوایان شیعه در زمان خود، نویسنده، ...


پسر

عربی
علی ارشیا/a.-aršiyā/

ترکیب دو اسم علی و ارشیا ( شریف و تخت پادشاهی )، از نام های مرکب، علی و اَرشیا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آریا/a.-āriyā/

ترکیب دو اسم علی و آریا ( شریف و نجیب )، از نام های مرکب، علی و آریا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی آرین/a.-āriyan/

ترکیب دو اسم علی و آرین ( شریف و آریایی )، از نام های مرکب، علی و آرین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی امین/a.-amin/

ترکیب دو اسم علی و امین ( شریف و امانتدار )، از نام های مرکب، علی و امین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی پویا/a.-puyā/

ترکیب دو اسم علی و پوریا ( شریف و پوینده )، از نام های مرکب، علی و پویا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی داد/ali-dad/

داده علی ( ع )، علی ( عربی ) + داد ( فارسی ) داده علی ( ع )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی سجاد/a.-sajjād/

ترکیب دو اسم علی و سجاد ( شریف و سجده کننده )، از نام های مرکب، علی و سجّاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی طه/ali-taha/

ترکیب دو اسم علی و طه ( شریف و طاها )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی عادل/a.-ādel/

ترکیب دو اسم علی و عادل ( شریف و با انصاف )، از نام های مرکب، علی و عادل


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی عرفان/a.-erfān/

ترکیب دو اسم علی و عرفان ( شریف و معرفت )، از نام های مرکب، ( علی و عرفان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی فؤاد/a.-fo’ād/

ترکیب دو اسم علی و فواد ( شریف و قلب )، از نام های مرکب، ا علی و فؤاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی ماهان/a.-māhān/

ترکیب دو اسم علی و ماهان ( شریف و روشن و زیبا چون ماه )، از نام های مرکب، علی و ماهان


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مراد

مرکب از علی ( بلندمرتبه ) + مراد ( آرزو )، نام یکی از پادشاهان زندیه


پسر

عربی
علی مردان

علی ( عربی ) + مرد ( فارسی ) + ان ( فارسی ) از رؤسای بختیاری که اصفهان را تسخیر کرد


پسر

فارسی
علی مهر/a.-mehr/

ترکیب دو اسم علی و مهر ( شریف و محبت )، از نام های مرکب، علی و مهر


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مهراد/a.-mehrād/

ترکیب دو اسم علی و مهراد ( شریف و بخشنده بزرگ )، از نام های مرکب، علی و مِهراد


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مهزیار/a.-mahziyār/

ترکیب دو اسم علی و مهزیار ( شریف و مازیار )، از نام های مرکب، علی و مهزیار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی هادی/a.-hādi/

ترکیب دو اسم علی و هادی ( شریف و راهنما )، از نام های مرکب، علی و هادی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی واهب/a.-vāheb/

ترکیب دو اسم علی و واهب ( شریف و عطاکننده )، از نام های مرکب، علی و واهِب


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی کیا/a.-kiyā/

ترکیب دو اسم علی و کیا ( شریف و حاکم )، از نام های مرکب، ( علی و کیا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی یار

علی ( عربی ) + یار ( فارسی ) یاری دهنده علی ( ع )


پسر

عربی، فارسی
علیتا/alita/

همتای علی


پسر

فارسی، عربی
علیراد/ali-rad/

بزرگ جوانمرد


پسر

فارسی، عربی
علیرام/aliram/

مطیع حضرت علی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علیهان/alihan/

هدیه خدا


پسر

ترکی، عربی

مذهبی و قرآنی
عمادالملک

تکیه گه کشور


پسر

عربی
عمادعلی/e.-ali/

ترکیب دو اسم عماد و علی ( ستون و شریف )، از نام های مرکب، عماد و علی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمادمحمد/e.-mohammad/

ترکیب دو اسم عماد و محمد ( تکیه گاه و ستوده )، از نام های مرکب، عماد و محمد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمانوئیل/amanoeil/

بمعنای خدا با ماست


پسر

عربی
عمرو/amro/

نام پسر لیث دومین پادشاه صفاری


پسر

عربی
عمیدالدین/amidoddin/

آن که در دین دارای مقام و منصب بزرگ است، آن که در دین تسلط دارد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمیدمهدی/a.-mahdi/

ترکیب دو اسم عمید و مهدی ( عاشق و هدایت شده )، از نام های مرکب، عَمید و مهدی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبحان/sabhan/

مرد زیبا، مرد صبوحی کننده


پسر

عربی
صبیر/sobeyr/

شکیبا


پسر

عربی
صحتیار/se(a)hat yār/

دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی


پسر

فارسی، عربی
فخرالملک

مایه سربلندی و افتخار سرزمین


پسر

عربی
فداک

نام روستایی در حجاز


پسر

عربی
فرآئین/far ā’in/

باعث عظمت دین، ( فر = شکوه و جلال، آئین )، موجب شکوه و جلالِ دین و آیین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فرابرز/farāborz/

نام پهلوانی ایرانی از سپه داران و رایزنان دارا، [به تعبیر دهخدا شاید فرابرز تصحیف فرامرز باشد]، ( ب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرابین/farābin/

بلند نظر و عاقبت اندیش، [فرا ( جزء پیشین ) = دورتر یا بالاتر، بین ( جزء پسین ) = بیننده]، بالابین، ...


پسر

فارسی
فراد/farād/

گشایش بخش، گره گشای، افزون کننده، گشایش دهنده


پسر

فارسی
فرادخت/fara dokht/

بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + دخت ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرادین/farādin/

دیندار، متدین، ( فرا = سویِ، جانبِ، به سوی، دین ) ( به مجاز ) دیندار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
فراراد/fara rad/

بالاترین بخشنده، مرکب از فرا ( بالاتر ) + راد ( بخشنده )


پسر

فارسی
فرارس/fararos/

بالندگی


پسر

فارسی
فرازان/farāzān/

افرازنده، بالابرنده، ( فراز + ان ( پسوند نسبت ) )، منسوب به فراز، فراز، مرکب از فراز ( جای بلند ) + ...


پسر

فارسی
فرازمان/farāzmān/

دارای اندیشه بلند، دارای افکار متعالی، ( فراز، مان/من = اندیشه )، دارای اندیشه ی بلند، ( فراز + مان ...


پسر

فارسی
فرازمهر/farāz mehr/

شخص مهربان، با محبت، خوب و خوشحال، ( فراز = خوبی و خوشیِ حال و وضع، مهر = محبت، دوستی و مهربانی )، ...


پسر

فارسی
فرازنده/farāzande/

بالابرنده و افرازنده، ( صفت فاعلی از فراختن )، ( در قدیم ) افرازنده، بر پادارنده


پسر، دختر

فارسی
فرازین/farāzin/

بالایی، فرازی، اعلی


پسر

فارسی
فراست/fe (a) rāsat/

زیرکی، هوشیاری، درک و فهم، ( در تصوف ) هوشیاری و دریافت امور پنهانی از روی ظواهر امور، یا اشراف بر ...


پسر

عربی
فراسیاک/farasiyak/

افراسیاب


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فرام/faram/

تندرو، معرب از عبری


پسر

عبری
فرامین/farāmin/

فرمان ها، اوامر، ( معرب از فارسی، جمع فرمان ) فرمان ها


پسر

فارسی
فرانسیس/faransis/

آزاد، رها از قید و بند، فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی


پسر

لاتین، انگلیسی
فراهل/farahel/

نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فراهیم/ferahim/

دارای ثروت وسیع، نام جد زرتشت


پسر

اوستایی، فارسی

تاریخی و کهن
فراهین/farāhin/

نام یک ایرانی معروف در زمان قباد، ) نام یکی از اعیان ایران که با قباد فیروز معاصر بود، فرایین


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فراواز/faravaz/

نام دو رود است از رودهای بخارا


پسر

فارسی
فراوک/faravak/

دارای گفتار باشکوه، خوشگو، وک:واژیدن، گفتن، اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا


پسر

فارسی
فراییم/faraeim/

معرب از عبری نام پسر یوسف ( ع )


پسر

عبری

مذهبی و قرآنی
فرایین/faraein/

از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
فربخش/far bakhš/

ویژگی آن که شکوه و جلال می بخشد، ( فر = شکوه و جلال، بخش = ( جزء پسین )، بخشنده )


پسر

فارسی
غلی/qoli/

جوشیدن، غلی


پسر

عربی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم