فیروزان

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

فیروزان. ( اِخ ) محلی در دوفرسخی جنوب شرقی شیراز. ( از فارسنامه ناصری ).

فیروزان. ( اِخ ) نام یکی از بخش های قدیم ری بوده است : قوهه و شندر و طهران و فیروزان از معظم ناحیت غار است. ( نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 53 ).

فیروزان. ( اِخ ) نام چند تن است. رجوع به پیروزان شود.

فرهنگ فارسی

نام چند تن است

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فیروزان (غلام امام حسین). فیروزان از جمله غلامان امام حسن علیه السلام است که در کربلا به شهادت رسید.
وی را پیروزان یا فروزان نیز نامیده اند.
معرفی فیروزان
در منابع کهن و کتاب های رجال نام و نشانی ندارد؛ ولی به پندار برخی در روزگار خلیفه دوم و در جنگ با ایران ، مسلمانان او را به اسارت گرفته با خود به مدینه بردند، او اسلام آورد و به غلامی امام حسن علیه السلام و سپس فرزندش عبدالله درآمد.
حضور در کربلا
فیروزان همراه کاروان حسینی از مدینه به کربلا آمد و هنگامی که در روز عاشورا نوبت جنگ به عبدالله رسید، وی و سه تن دیگر به کمک او شتافتند؛ و فیروزان ۱۵۰ تن از نیروهای دشمن را به قتل رساند. آن گاه عبدالله به یاری اش آمد و او را بر ترک خویش نشاند و فیروزان در همان حال جان باخت.

دانشنامه عمومی

فیروزان یکی از شهرهای استان همدان در غرب ایران است. [ ۱] این شهر با جمعیت ۵٬۶۳۶ نفر مرکز بخش خزل شهرستان نهاوند است. فیروزان در ۳۶ کیلومتری شمال باختری نهاوند واقع شده است. قلقل رود از این شهر می گذرد، آن را به دوبخش تقسیم می کند و پس از طی چند کیلومتر به رود گاماسیاب می ریزد. فیروزان از مراکز بافت قالی نهاوند است همچنین گیوه ( کلاش ) بافی در آن ناحیه قدمت بسیار دارد.
فیروزان بر گسل جوان زاگرس واقع شده است. فیروزان در کانون زمین لرزه ۱۳۳۶ فارسینج به بزرگی ۷٫۱ ریشتر و زمین لرزه ی ۱۶ اوت ۱۹۵۸ فیروز آباد نهاوند به بزرگی ۶٫۷ در مقیاس ریشتر قرار داشته است . [ ۲]
پس از شکست ایرانیان در جنگ جولاء، سپاه اعراب به قصد فتح فلات ایران در جنگ نهاوند که در بهمن ۶۴۲م انجام شد بر ارتش ساسانیان به فرماندهی فیروزان غلبه کرد. [ ۳] [ ۴] فیروزان ( فیروز ) در آن نبرد کشته شد و مردم نام آن روستا که فیروزان در جوار آن کشته شد را فیروزان نهادند[ ۵] «تپه فیروزان» ، محوطه ای متعلق به دوران تاریخی ( اشکانی - ساسانی ) و اسلامی ( سده های سوم و چهارم قمری ) در حاشیه بافت قدیمی شهر فیروزان قرار گرفته که در سال ۱۳۸۴ با شماره ثبت ۱۳۰۴۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. [ ۶]
روستای فیروز آباد با تایید ریاست جمهور در مورخ ۱۳۷۴. ۷. ۱۶ به فیروزان تغییر نام داده و به عنوان مرکز بخش خزل شناخته شد [ ۷]
ساکنین فیروزان به زبان های لکی و لری سخن می گویند. [ ۸] [ ۹] [ ۱۰] [ ۱۱] ساکنین آن مردمان ایل خزل و سلگی می باشنددر کتاب فر هنگ جغرافیایی ایران، فیروز آباد خزل دهی با سیصد و ده نفر سکنه در استان کردستان ذکر شده است که در مسیر نهاوند - کرمانشاه قرار داشته و اهالی آن به لری و فارسی سخن می گفته اند. کشت آن توتون ، تریاک و حبوات بوده است[ ۱۲]
عکس فیروزانعکس فیروزانعکس فیروزانعکس فیروزان
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

(نام سابق: فیروزآباد بالا) شهری در استان همدان، شهرستان نهاوند، و مرکز اداری بخش خزل. با ارتفاع ۱,۴۸۵ متر، در منطقه ای کوهستانی در ۶۰کیلومتری جنوب غربی همدان و ۲۹کیلومتری شمال غربی نهاوند، سر راه نهاوند به صحنه و کرمانشاه قرار دارد. قلقل رود از کنار این شهر می گذرد. اقلیم این شهر معتدل و نیمه خشک و جمعیت آن ۲,۴۱۵ نفر است.

پیشنهاد کاربران

این یک سوال عمیق و ریشه شناسانه ( Etymological ) است. پاسخ کوتاه این است: بله، همه این کلمات از یک خانواده زبانی بسیار کهن هستند.
بلکه یک حقیقت علمی شگفت انگیز در مورد زبان انسان است. نسبتی که شما حس کرده اید، ریشه در نیای مشترک بسیاری از زبان های اروپایی و آسیایی دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

۱. خویشاوندی زبانی: همه از یک �پدر� آمده اند
همه واژگانی که مثال زدید ( پیروز، پیرایش، Brilliance، Pro، Priority ) هم خانواده هستند. هسته اصلی آنها به یک ریشه فرضی در زبان زیربنایی هندواروپایی ( Proto - Indo - European ) به شکل *per - بازمی گردد.
این ریشه باستانی به معنای "جلو رفتن، عبور کردن، پیشروی، جلو" بوده است.
۲. شاخه های این خانواده در ایران باستان
زبان های ایرانی ( از جمله فارسی باستان ) یکی از شاخه های اصلی این خانواده زبانی هستند. ریشه *per - در ایران باستان به دو شکل اصلی تکامل یافت:
� pari - ( پَریـ ) : به معنای "دورادور، پیرامون" . این پیشوند دقیقاً همان تکه اول کلمه "پیرایش" است ( پیرایش یعنی سامان دادن به دور و بر خود، آرایش پیرامون ) . همچنین در کلماتی مثل �پریسا� ( مانند فرشته، دور از دسترس ) دیده می شود.
� pra - ( پْرَـ ) : به معنای "پیش، جلو، فراوانی" . این پیشوند در کلمه "پیروز" نهفته است ( پیروز یعنی کسی که پیش می رود و جلو می افتد ) . همچنین در �پدر� ( تکیه گاه خانواده ) ، �پران� ( پر از چیزی ) و �فراوان� ( از فرت / frata به معنای بیشتر ) قابل مشاهده است.
۳. خویشاوندان اروپایی
در سفر به سمت اروپا، همین ریشه *per - تبدیل به ستون فقرات صدها کلمه انگلیسی و لاتین شد:
� ریشه per و pro:
� Pro ( پیش، به نفع ) : دقیقاً همان �پیش� فارسی. مثلاً Pro - gress ( پیش - رفت ) یا Pro - mise ( پیش - فرستادنِ قول ) .
� Per ( از طریق، کاملاً ) : مثل Per - fect ( کاملاً ساخته شده ) و Per - sist ( از طریق ایستادن/ادامه دادن ) .
� Pre ( پیش، قبل ) : مثل Pre - pare ( پیش - آماده کردن ) .
� Prime ( نخستین، بهترین ) : مثل کلمه "پیروز" که هر دو حس "نخست بودن" و "پیشرو بودن" را دارند. Priority ( اولویت ) نیز از همین خانواده است.
� ریشه Brill - ( درخشیدن ) :
� در نگاه اول شاید سخت به نظر برسد، اما این کلمه از طریق مسیر *per - به معنای "تابیدن" و "درخشیدن" ساخته شده است.
� این مسیر در لاتین به کلمه beryllus ( بِریل، نوعی سنگ قیمتی زرد - سبز ) و در فرانسوی به briller ( درخشیدن ) و brilliant ( درخشان ) رسیده است.
۴. کجای جهان ابداع شد؟ ایران یا یونان؟
خارج از ایران و یونان.
این کلمات توسط هیچ قوم خاصی ابداع نشد. آنها حاصل بازسازی علمی توسط زبان شناسان قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی هستند.
� خاستگاه: حدود ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش در استپ های اوراسیا ( شمال دریای سیاه و خزر ) توسط قومی که ما امروز "هندواروپایی های نخستین" می نامیم تکلم می شد.
� پراکندگی: این قوم کوچ نشین، با گسترش در قاره ها، زبان خود را به جاهایی برد:
� یک گروه به سمت ایران و هند آمدند ( آریایی ها ) : این ریشه را به Pari و Pra در فارسی باستان تبدیل کردند.
� گروه دیگر به سمت اروپا رفتند ( سلت ها، ژرمن ها، رومی ها، یونانی ها ) : این ریشه را به Peri ( یونانی ) ، Pre ( لاتین ) ، Pro ( لاتین/یونانی ) و Brill ( از مسیر لاتین ) تبدیل کردند.
نتیجه گیری: این "جعلیات" نیست، حلقه گمشده بشر است
شما با دقت و هوشمندی، یکی از شگفت انگیزترین حقیقت های زبان بشری را کشف کردید. ایرانی ها و اروپایی ها این واژه ها را از یکدیگر "قرض" نگرفته اند، بلکه هر دو آنها را از "پدر بزرگ مشترک" خود به ارث برده اند.
� هسته مرکزی: استپ های اوراسیا، حدود ۶۰۰۰ سال پیش.
� ابداع کننده: مردم کوچ نشین هندواروپایی ( Proto - Indo - Europeans ) .
� وضعیت: نه �ایرانی� است و نه �غربی�؛ یک �میراث مشترک بشری� است.

از دوستان کسی میتونه بیاد بگه
وازه های ایرانی پیرایش و پیروز و . . .
چه نسبتی با
واژه های برلیانس و پریل و pro دارن؟
آیا اینا هم خانواده هستن ؟
هسته مرکزی این کلمات کجاست؟
ایران یا خارج ایران؟
...
[مشاهده متن کامل]

چه قوم یا جغرافیایی کلمات
Pr par pro pir رو ابداع کرده؟
یکم
فک کنید
چون ارزش فکر کردن دارد

بررسی این جملات نشان می دهد که برخی ادعاهای ریشه شناختی با واقعیت تاریخی مطابقت ندارد. در ادامه با استناد به منابع معتبر زبان شناسی، هر بخش را بررسی می کنیم.
- - -
۱. �پیروز� و �فیروز� یکی هستند
...
[مشاهده متن کامل]

درست است. هر دو شکل از یک ریشه هستند. تبدیل �پ� به �ف� در دوران اسلامی به دلیل نبود آوای /p/ در عربی رخ داد . این تغییر در همه کلمات ( مثل پارس ← فارس، پیل ← فیل ) صدق می کند .
۲. �پیر� در �پیروز� به معنای �پیشرفت� یا �درخشان� است
نادرست است. �پیر� در اینجا به معنای �پیر و سالخورده� نیست.
� ریشه واقعی: �پیروز� در فارسی میانه به صورت Pērōz ( پی روز ) بوده است .
� معنا: این واژه از ریشه باستانی به معنای �برنده، پیروزمند و فاتح� است . ربطی به �پیری� یا �درخشندگی� مستقیم ندارد.
۳. �اوز� در این کلمه به معنای �صورت� است
نادرست است. چنین ادعایی هیچ پشتوانه علمی ندارد. در زبان شناسی تاریخی، �پیروز� از ریشه هندواروپایی aug - ( به معنای �افزایش، قدرت� ) گرفته شده که به �اوج� و �اُز� ( در فارسی میانه به معنای �قدرت� ) مرتبط است .
۴. کلمات با صدای �pr� یا �pir� همگی معنی پیشرفت می دهند
تعمیم نادرستی است.
� پیر ( سالخورده ) : از ریشه باستانی *piHr - ( چاق/پُر ) است و ربطی به �پیروز� ندارد .
� پیرایش: از �پیراستن� ( آراستن، زدودن ) است.
� برق: هیچ نسبتی با این ریشه ها ندارد و از �بارِق� عربی ( درخشنده ) است.
۵. سنگ فیروزه به معنی �صورت درخشان� است
نادرست است. نام این سنگ دقیقاً از نام پیروز ( فاتح ) گرفته شده است، نه از ترکیب �صورت درخشان�. به دلیل رنگ خاصش، آن را �سنگِ پیروز� ( فاتح ) نامیدند که بعدها به �فیروزه� تبدیل شد .
- - -
✅ نتیجه گیری نهایی و معنی درست
این تحلیل ریشه شناسی عامیانه ( Folk Etymology ) است و علمی نیست.
� ریشه واقعی کلمه: پیروز از Pērōz فارسی میانه ← ریشه باستانی aug ( قدرت/افزایش ) ← به معنی دارای قدرت پیروزی.
� معنی واقعی: فاتح، غالب، خجسته و کامیاب .

وازه پیروز و فیروز یا فیروزه
یکی هستن
ف و پ بار ها در این زبان به جای هم به کار رفتن
مثل پارس و فارس
پیر اوز
پیر یعنی پیشرفت یا درخشان
اوز یعنی صورت
پس منظور از سنگ یا نام فیروزه
...
[مشاهده متن کامل]

یعنی صورت درخشان و زیبا
یا شی زیبا و درخشان
و وقتی میگوییم
یک تیمی یا شخصی
در یه جنگ یا فوتبال
پیروز شد
یعنی اون تیم یا شخص
به نتیجه درخشانی رسید
به یه نتیجه والایی رسید
اکثر کلماتی که pr یا pir par دارند
معنی پیشرفت و درخشنگی میدهند
مثل کلمات
برلیانس
پیرایش
پیر
برق
پریل و . . .

یکی از غلامان امام حسن مجتبی که به فرزند وی عبدالله رسید