اسم پسر - صفحه 45

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

گهار

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی


پسر

فارسی
مزدیسنا/mazdeyasnā/

زردشتی، مزداپرست، خداپرستی، ( در ادیان ) دین پیامبر ایران اشوزرتشت اسپنتمان موسوم است به مزدیسنا، [ ...


پسر

پهلوی، اوستایی

مذهبی و قرآنی
مسباد/mesbad/

از نامهای دوران هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
مسرور/masrur/

شاد، شادمان، خوشحال


دختر، پسر

عربی
مسین/masin/

بزرگ


پسر

فارسی
مشاری/mashari/

مشورت کننده


پسر

عربی
مشرف/moshref/

ناظر، بیننده، بلندی، نمایان، اشراف دارنده، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند


پسر

عربی
مشرف الدین

دارای اشراف در دین، نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی


پسر

عربی
مشفق/mošfeq/

مهربان، دلسوز، مهربانی کننده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مشهور/mašhur/

معروف میان مردم، نامی، نام دار، بنام، پرآوازه، معروف، بسیار شناخته شده، شهرت یافته، نام آور، ( در ح ...


پسر

عربی
محدث/mohaddes/

سخن گو، روایت کننده اخبار و احادیث نبوی، ( در ادیان ) آن که احادیث پیشوایان دینی را می داند و آنها ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محرم/moharam/

حرام شده، ماه اول از سال قمری


دختر، پسر

عربی
محسن رضا/m.-rezā/

ترکیب دو اسم محسن و رضا ( تحسین شده و خشنود )، از نام های مرکب، محسن و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محصون/mahsun/

محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون


پسر

عربی
محقق/mohaqqeq/

درست و استوار، قطعی و مسلّم، به حقیقت پیوسته، اهل تحقیق، تحقیق کننده، آن که درباره ی موضوعی مطالعه ...


پسر

عربی
محمد آراس/m.-ārās/

ترکیب دو اسم محمد و آراس ( ستوده و آراز )، از نام های مرکب، ا محمّد و آراس


پسر

ترکی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد اردلان/m.-ardalān/

ترکیب دو اسم محمد و اردلان ( ستوده و پارسایی )، از نام های مرکب، ا محمّد و اردلان


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد ارشاد/m.-eršād/

محمد راهنمایی کننده، محمد هدایت کننده، از نام های مرکب، ا محمّد و ارشاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد ارشام/m.-aršān/

ترکیب دو اسم محمد و ارشام ( ستوده و نیرو )، از نام های مرکب، ا محمّد و ارشام


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد اسامه/m.-osāme/

ترکیب دو اسم محمد و اسامه ( ستوده و دلیر )، از نام های مرکب، ا محمّد و اسامه


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد اعلا/m.-aelā/

ترکیب دو اسم محمد و اعلا ( ستوده و برتر )، از نام های مرکب، ا محمّد و اعلا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمد افشار/m.-afšār/

ترکیب دو اسم محمد و افشار ( ستوده و معاون )، از نام های مرکب، ا محمّد و افشار


پسر

ترکی، فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد افشین/m.-afšin/

ترکیب دو اسم محمد و افشین ( ستوده و لقب پادشاهان اسروشنه )، از نام های مرکب، ا محمّد و افشین


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد برنا/m.-bornā/

ترکیب دو اسم محمد و برنا ( ستوده و جوان )، از نام های مرکب، ا محمّد و برنا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد بسام/m.-bassām/

ترکیب دو اسم محمد و بسام ( ستوده و خوشرو )، ( عربی ) از نام های مرکب، ا محمّد و بسام


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ملوین/melvin/

نجیب زاده، دوست و مشاور


پسر

لاتین
ملک آرا/molk ārā/

آن که موجب آرایش و رونق مملکت است، ( در قدیم ) ( به مجاز ) مایه ی زینت و آراستگی سلطنت یا مملکت، ( ...


پسر

فارسی، عربی

تاریخی و کهن
مبارزالدین

جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر


پسر

عربی
مبرز/mobarrez/

فائق، برتر، برجسته، ممتاز، برتر و ممتاز از دیگران


پسر

عربی
مبین رضا/m.-rezā/

ترکیب دو اسم مبین و رضا ( روشن و خشنود )، از نام های مرکب، مبین و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
منوش/manush/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که ام ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
منوشان/manushan/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
منوشچهر

منوچهر


پسر

فارسی
منیع/manie/

استوار و بلند، بلندمرتبه، بلند، رفیع، دارای مرتبه ی بلند


پسر

عربی
منیف/monif/

مرتفع، بلند، برآمده، افراخته، بزرگ، والا، بلندمرتبه


پسر

عربی
مه باد/mahbad/

نام یکی از سرداران هخامنشی، مرکب از مه ( بزرگ ) + یاد ( بد، پسوند اتصاف )


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
مه دار/meh dār/

مِهتر خانه، بزرگتر خانه و سرا، ( مِه = مِهتر، بزرگتر، دار = سرا، سرای، خانه )، روی هم به معنی مِهتر ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهابت/mahabat/

بزرگی، هیبت


پسر

عربی
مهابد/mahabod/

بزرگ


پسر

فارسی
مهام/mahām/

کارهای بزرگ و دشوار، کارهای سخت، کارهایی که اهمیت داشته باشد، ( جمعِ مهِم ) ( در قدیم ) امور مهم و ...


دختر، پسر

عربی
مهتدی/mohtadi/

هدایت شده، راه راست یافته، راه یافته، رشید، راه راست یابنده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مهدی امین/m.-amin/

ترکیب دو اسم مهدی و امین ( هدایت شده و امانتدار )، از نام های مرکب، مهدی و امین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مهدی پارسا/m.-pārsā/

ترکیب دو اسم مهدی پارسا ( هدایت شده و پاکدامن )، از نام های مرکب، مهدی و پارسا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
مهدی حسین/m.-hoseyn/

ترکیب دو اسم مهدی و حسین ( هدایت شده و نیکو )، از نام های مرکب، مهدی و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مهدی صالح/m.-sāleh/

ترکیب دو اسم مهدی و صالح ( هدایت شده و شایسته )، از نام های مرکب، مهدی و صالح


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مهدیسه/mahdise/

مهدیس، مانند ماه، دختر زیبا، ( مَهدیس، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به مَهدیس، منسوب به مهدیس، بانویی ...


دختر، پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهذب الدین

پاک و پیراسته در دین


پسر

عربی
مهر/mehr/

خورشید، محبت و دوستی، مهربانی، ماه هفتم سال شمسی، روز شانزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، ( در گا ...


پسر، دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهر آرتا/m.-ārtā/

ترکیب دو اسم مهر و آرتا ( خورشید و مقدس )، ( مهر = مهربانی و محبت، آرتا = مقدس )، مهربانی و محبت مق ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهر آریا/mehr-ariya/

ترکیب دو اسم مهر و آریا ( محبت و آزاده )


پسر

فارسی
مهر آزما/m.-āzmā/

ترکیب دو اسم مهر و آزما ( خورشید و آزماینده )، مهر آزمای، آزماینده ی محبت، آن که دوستی و مهر را به ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهر سینا/m.-sinā/

ترکیب دو اسم مهر و سینا ( خورشید و سوراخ کننده )، از نام های مرکب، مهر و سینا


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهرآراد/mehr-arad/

ترکیب دو اسم مهر و آراد ( محبت و آراینده )


پسر

فارسی
مهر آزاد/mehr āzād/

ترکیب دو اسم مهر و آزاد ( خورشید و رها شده )، ( اَعلام ) نام یکی از اجداد رستم، مرکب از مهر ( محبت ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن، طبیعت، کهکشانی
مهراسپند/m.espand/

کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه خورشیدی در ایران قدیم، ماراسپند، نام ر ...


پسر

فارسی
مهرآمین/mehr-amin/

خورشید استوار


پسر

فارسی، عبری
مهران ستاد

از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
مهراندیش/mehr āndiš/

آن که در فکر و اندیشه محبت و مهربانی است، ( به مجاز ) مهربان و با محبت، ویژگی آن که دارای اندیشه و ...


پسر، دختر

فارسی
مهرانفر/m.-far/

دارای شأن و شکوه از حیث مهربانی و محبت


پسر

فارسی
مهرباز/m.-bāz/

دوستدار و طرفدار مهر و مهربانی و محبت، ( مهر= مهربانی و محبت، باز = طرفدار و دوستدار ( جزء پسین کلم ...


پسر

فارسی
مهربرزین

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
مهربنداد

از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
مهرپاد/mehrpad/

نگهبان خورشید و مهربانی


پسر

فارسی
مهرپو/m.-pu/

پوینده ی مهر، جوینده ی مهربانی، ( مِهر = مهربانی، محبت، پو = پوینده، جستجو کننده، جوینده )، آن که ب ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهرپویا/mehr-poya/

ترکیب دو اسم مهر و پویا ( محبت و پوینده )، آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد


پسر

فارسی
مهرپویان/m.-puyān/

ترکیب دو اسم مهر و پویان ( خورشید و جوینده )، ( مهر = مهربانی و محبت، پویان = جوینده و جستجو کننده ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
ماحوز/mahoz/

نوعی شاهسپرم


پسر

عربی
ماخ

از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه


پسر

فارسی
مادح/madeh/

ستایشگر و مدح کننده


پسر

عربی
مطیب/motayeb/

معطرکننده، خوشبو کننده


پسر

عربی
مطیع الله

مطیع و فرمانبردار خداوند


پسر

عربی
مطیعا/motieā/

منسوب به مطیع، ( به مجاز ) کسی که فرمانبردار و مطیع است، ( عربی ـ فارسی ) ( مطیع = اطاعت کننده، فرم ...


پسر

فارسی، عربی
مظفرعلی

مرکب از مظفر ( پیروز ) + علی ( بلندمرتبه )، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه


پسر

عربی
معاذالله/ma'āzallāh/

پناه بر خدا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
معارج/maeārej/

پله ها، نردبان ها، پلکان ها، نام سوره ی هفتادم از قرآن کریم، ( عربی ) ( جمعِ مَعرَج و مِعراج )، ( ا ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
معبود/mabod/

مورد ستایش


پسر

عربی
معتضد

یاری گیرنده، نام یکی از خلفای عباسی


پسر

عربی
معزالدین/moez-od-din/

گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت


پسر

عربی
معطی/moti/

بخشنده، عطاکننده، از نامهای خداوند


پسر

عربی
معمر

طویل العمر و مسن


پسر

عربی
معیر/moeayyer/

سنجیده شده، نوعی پارچه ی ابریشمی منقش، عیارگیر، ( در تصدی دیوانی ) در دوره ی قاجار مسئول ضراب خانه ...


پسر

عربی
مغیث/moqis/

فریادرس، یاری کننده، نامی ازنام های خدای تعالی، از نام های خداوند


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مفضل/mofazzel/

برتری داده شده، افزون کرده، ارجح، راجح، ( اَعلام ) مفَضَّل ضبی ( = مفضل ابن محمّد ) : [قرن هجری] نح ...


پسر

عربی
مفلح/mofleh/

رستگار، پیروز، نیکبخت


پسر

عربی
مقاره/moghare/

آرام و قرار گرفتن


پسر

فارسی
مقبل/moqbel/

روی آورنده، صاحب اقبال و دولت، قبول کننده، ( در قدیم ) خوشبخت، خوش اقبال، رو کننده به چیزی


پسر

عربی
مقتدر/moghtader/

قدرتمند، مرد توانا


پسر

عربی
مقصد/maghsad/

هدف نهایی، غایت


پسر

عربی
مقیما/moqimā/

از شاعران قرن یازدهم هجری است که در طهران اقامت داشت، ( اَعلام ) از شاعران قرن یازدهم هجری ( مقیم ت ...


پسر

فارسی، عربی
مگابیز

نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی
میرشاد/mir šād/

امیر شاد و خوشحال، پادشاه و حاکم شادمان، ( میر = امیر، شاد )


پسر

فارسی، عربی
میرو/miro/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
میرکا/mirka/

دوری از حسد و ناپاکی


پسر

مازندرانی
میرکو/mirko/

کوه بزرگ


پسر

کردی
میرین/mirin/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
میشان/mishan/

نام روستایی در استان کهگیلویه


پسر

فارسی
میشل/mishel/

میکائیل


پسر

لاتین
مهرثنا/m.-sana/

ترکیب دو اسم مهر و ثنا ( مهربانی و ستایش )


پسر

فارسی، عربی

کهکشانی
مهرجو/m.-ju/

جوینده ی عاطفه و دوستی، خواهان محبت از سوی دیگران، ( در قدیم )


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مهرخو/m.-khu/

دارای خوی و عادت ملازم با محبت و مهربانی، ( به مجاز ) مهربان و با محبت، ( مهر = مهربانی، محبت، خو = ...


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم