اسم پسر - صفحه 41
ترکیب دو اسم علی و امین ( شریف و امانتدار )، از نام های مرکب، علی و امین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی پویا
ترکیب دو اسم علی و پوریا ( شریف و پوینده )، از نام های مرکب، علی و پویا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی داد
داده علی ( ع )، علی ( عربی ) + داد ( فارسی ) داده علی ( ع )
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی سجاد
ترکیب دو اسم علی و سجاد ( شریف و سجده کننده )، از نام های مرکب، علی و سجّاد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی طه
ترکیب دو اسم علی و طه ( شریف و طاها )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی عادل
ترکیب دو اسم علی و عادل ( شریف و با انصاف )، از نام های مرکب، علی و عادل
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی عرفان
ترکیب دو اسم علی و عرفان ( شریف و معرفت )، از نام های مرکب، ( علی و عرفان
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی فؤاد
ترکیب دو اسم علی و فواد ( شریف و قلب )، از نام های مرکب، ا علی و فؤاد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی ماهان
ترکیب دو اسم علی و ماهان ( شریف و روشن و زیبا چون ماه )، از نام های مرکب، علی و ماهان
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی مراد
مرکب از علی ( بلندمرتبه ) + مراد ( آرزو )، نام یکی از پادشاهان زندیه
پسر
عربی علی مردان
علی ( عربی ) + مرد ( فارسی ) + ان ( فارسی ) از رؤسای بختیاری که اصفهان را تسخیر کرد
پسر
فارسی علی مهر
ترکیب دو اسم علی و مهر ( شریف و محبت )، از نام های مرکب، علی و مهر
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی مهراد
ترکیب دو اسم علی و مهراد ( شریف و بخشنده بزرگ )، از نام های مرکب، علی و مِهراد
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی مهزیار
ترکیب دو اسم علی و مهزیار ( شریف و مازیار )، از نام های مرکب، علی و مهزیار
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی هادی
ترکیب دو اسم علی و هادی ( شریف و راهنما )، از نام های مرکب، علی و هادی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی واهب
ترکیب دو اسم علی و واهب ( شریف و عطاکننده )، از نام های مرکب، علی و واهِب
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علی کیا
ترکیب دو اسم علی و کیا ( شریف و حاکم )، از نام های مرکب، ( علی و کیا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی علی یار
علی ( عربی ) + یار ( فارسی ) یاری دهنده علی ( ع )
پسر
عربی، فارسی علیتا
همتای علی
پسر
فارسی، عربی علیراد
بزرگ جوانمرد
پسر
فارسی، عربی علیرام
مطیع حضرت علی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی علیهان
هدیه خدا
پسر
ترکی، عربی
مذهبی و قرآنی عمادالملک
تکیه گه کشور
پسر
عربی عمادعلی
ترکیب دو اسم عماد و علی ( ستون و شریف )، از نام های مرکب، عماد و علی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عمادمحمد
ترکیب دو اسم عماد و محمد ( تکیه گاه و ستوده )، از نام های مرکب، عماد و محمد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عمانوئیل
بمعنای خدا با ماست
پسر
عربی عمرو
نام پسر لیث دومین پادشاه صفاری
پسر
عربی عمیدالدین
آن که در دین دارای مقام و منصب بزرگ است، آن که در دین تسلط دارد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عمیدمهدی
ترکیب دو اسم عمید و مهدی ( عاشق و هدایت شده )، از نام های مرکب، عَمید و مهدی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی عندلیب
بلبل
پسر
عربی
پرنده عنیف
سخت گیر
پسر
عربی عیسا
عیسی، معرب از عبری، نجات دهنده، نام پیامبر مسیحیت
پسر
عبری عین الدین
چشم دین، عزیز در دین
پسر
عربی شباب
جوانی، مرد جوان، ( در موسیقی ایرانی ) نام پرده ای
پسر، دختر
عربی شبان
چوپان، گله بان
پسر
فارسی شباویز
مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند ...
دختر، پسر
فارسی
پرنده شبلی
نام عارف معروف قرن سوم و چهارم
پسر
عربی شبنا
جوان، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا
پسر
عبری شپول
موج آب
پسر
کردی شتاو
آبشار
پسر
کردی
طبیعت شجاع الملک
آن که در دفاع از کشور شجاع است
پسر
عربی شداد
نام فرزند عاد ( ع )
پسر
عبری شراکیم
نام یکی از سپهبدان مازندران
پسر
فارسی شرزین
نیرومند و قوی، [شرز = شرزه به معنی قوی، نیرومند ( به مجاز ) شجاع، دلاور، ین ( نسبت ) ]، روی هم به م ...
پسر
فارسی شرف الزمان
موجب بزرگی عصر و روزگار
پسر
عربی شریف الدین
دارای دین و آیین پاک، موجب شرف، ارجمندی و اعتبار دین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی شعاع
فاصله، پرتو، نور
پسر
عربی شعاع الدین
نور دین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی شعبان
نام ماه هشتم از سال قمری
پسر
عربی شعیا
نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به او اشعیا هم می گفتند، ( اَعلام ) نام یکی از پیامبران بنی اسرا ...
پسر
عربی، فارسی
مذهبی و قرآنی شغاد
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فواد مهدی
ترکیب دو اسم فواد و مهدی ( قلب و هدایت شده )، از نام های مرکب، فؤاد و مهدی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فور
از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هند در زمان اسکندر مقدونی
پسر
هندی فکرعلی
آن که دارای فکر و اندیشه ای چون اندیشه علی ( ع ) است
پسر
عربی فکور
در حال فکر، آن که بسیار فکر می کند، دانا، خردمند، ( در حالت قیدی ) به معنی در حال فکر، ( در قدیم ) ...
پسر
عربی فیروزان
پیروزان
پسر
فارسی فاطن
زیرک، دانا، آگاه
پسر
عربی فالق
شکافنده، [این واژه برگرفته از «فالق الاصباح» به معنی شکافنده ی صبح گاهان، روشن کننده ی صبح و همینطو ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فایز
نایل، رستگار
پسر
عربی فایض
فیض رسان، فایده بخش
پسر
عربی فایق
دارای برتری، مسلط، فائق، چیره، عالی، برگزیده
پسر
عربی فتح الدین
پیروزی در دین
پسر
عربی فتحعلی
مرکب از فتح ( پیروزی ) + علی ( بلندمرتبه )، نام دومین پادشاه قاجار
پسر
عربی فتوت
جوانمردی، بخشندگی، سخاوت
پسر
عربی فخر
نازیدن، مباهات کردن، سربلندی، سرافرازی، افتخار، ( در قدیم ) مایه ی سربلندی، مایه ی نازش، ( در قدیم ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فیکا
درخت بید
پسر
مازندرانی قائد
رهبر، پیشوا، پیش رو، آن که جمعی از مردم را رهبری می کند، ( در قدیم ) رئیس قافله، کاروان سالار، ( در ...
پسر
عربی قابل
شایسته، لایق، از نامهای خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قابوس
کاووس، نام پسر وشمگیر از امرای آل زیار، ( اَعلام ) شمس المعالی قابوس وشمگیر: امیر [، قمری] سلسله ی ...
پسر
عربی، فارسی قابیل
به دست آوردن، نام پسر آدم ( ع ) و برادر هابیل، معرب از عبری
پسر
عبری قارن
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، ( اَعلام ) ) از خاندان های ...
پسر
فارسی، اوستایی، پهلوی
تاریخی و کهن قارون
نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی ( ع )، معرب از عبری
پسر
عبری قازان
پادشاه مغولی ایران
پسر
مغولی قالوس
از شخصیتهای شاهنامه، نام پیری رومی و پیغام گزار قیصر روم به لهراسب پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن قاهر
چیره، توانا، مقهور کننده، ( اَعلام ) قاهر: ( = ابومنصور محمّد ) خلیفه ی عباسی [، قمری] پسر معتضد، ک ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قبیله
توانایی، توان، سلطه و نفوذ
پسر
عربی قدیر محمد
ترکیب دو اسم قدیر و محمد ( توانا و ستوده )، از نام های مرکب، قدیر و محمّد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی قدیس
مؤمن، پرهیزکار و پاکدامن
پسر
عربی قدیم
دیرینه، کهن، قدیمی، زمان گذشته، ( در حالت قیدی ) در زمان گذشته، سابقاً، ( در قدیم ) سابق، پیشین، از ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی فرامین
فرمان ها، اوامر، ( معرب از فارسی، جمع فرمان ) فرمان ها
پسر
فارسی فرانسیس
آزاد، رها از قید و بند، فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی
پسر
لاتین، انگلیسی فراهل
نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فراهیم
دارای ثروت وسیع، نام جد زرتشت
پسر
اوستایی، فارسی
تاریخی و کهن فراهین
نام یک ایرانی معروف در زمان قباد، ) نام یکی از اعیان ایران که با قباد فیروز معاصر بود، فرایین
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فراواز
نام دو رود است از رودهای بخارا
پسر
فارسی فراوک
دارای گفتار باشکوه، خوشگو، وک:واژیدن، گفتن، اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا
پسر
فارسی فراییم
معرب از عبری نام پسر یوسف ( ع )
پسر
عبری
مذهبی و قرآنی فرایین
از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فربخش
ویژگی آن که شکوه و جلال می بخشد، ( فر = شکوه و جلال، بخش = ( جزء پسین )، بخشنده )
پسر
فارسی فربدعلی
ترکیب دو اسم فربد و علی ( دارای جلال و شریف )، از نام های مرکب، فربد و علی
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی فربین
طالب شکوه و جلال، ( فر = شکوه و جلال، بین = ( جزء پسین ) = بیننده )، بیننده ی شکوه و جلال، ( فر = ش ...
پسر
فارسی فرتوس
نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب
پسر
فارسی
تاریخی و کهن فرجو
جوینده شکوه و رفعت، جوینده ی شأن و شوکت
پسر
فارسی فرجود
معجزه، اعجاز
پسر
فارسی فرحت
شادی، شادمانی
دختر، پسر
عربی فرخ بد
فرخنده وخجسته
پسر
فارسی فرخ به
مرکب از فرخ ( مبارک ) + به ( بهترین )، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین
پسر
فارسی فرخ پی
نیک بخت و کامروا، ( در قدیم ) ( به مجاز ) خوش قدم و خوش یمن
پسر
فارسی فرخ تاش
فرخ ( فارسی ) + تاج ( فارسی ) مرکب از فرخ ( مبارک ) + تاش ( پسوند همراهی )
پسر
فارسی فرخ داد
خوش قدم، قدم خیر، زاده ی مبارک و خجسته، مرکب از فرخ ( مبارک ) + داد ( عدالت )
پسر
فارسی