اسم پسر - صفحه 38

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

شداد/shedad/

نام فرزند عاد ( ع )


پسر

عبری
شراکیم/sherakiym/

نام یکی از سپهبدان مازندران


پسر

فارسی
شرزین/šarzin/

نیرومند و قوی، [شرز = شرزه به معنی قوی، نیرومند ( به مجاز ) شجاع، دلاور، ین ( نسبت ) ]، روی هم به م ...


پسر

فارسی
شرف الزمان

موجب بزرگی عصر و روزگار


پسر

عربی
شریف الدین/šārifoddin/

دارای دین و آیین پاک، موجب شرف، ارجمندی و اعتبار دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شعاع/šoeāe/

فاصله، پرتو، نور


پسر

عربی
شعاع الدین/šoeāeoddin/

نور دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شعبان/shaban/

نام ماه هشتم از سال قمری


پسر

عربی
شعیا/šaeiyā/

نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به او اشعیا هم می گفتند، ( اَعلام ) نام یکی از پیامبران بنی اسرا ...


پسر

عربی، فارسی

مذهبی و قرآنی
شغاد/shaghad/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرگان

شهری، اهل شهر


پسر

فارسی
شهرگیر/shahrgir/

فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرنوش/šahr nuš/

زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )


دختر، پسر

فارسی
شهروان

شهربان، نگهبان شهر


پسر

فارسی
رافائل/rafael/

شکوهمند


پسر

عبری
رافت الله/ra’fatollāh/

مهربانی خداوند


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
رافد/rāfed/

یاری گر، اعانت کننده، عطاکننده، دهنده، کسی که در غیاب ملک جانشین و قائم مقام وی گردد، ( اسم فاعل رَ ...


پسر

عربی
رام/rām/

مأنوس، موافق، سازگار، شاد و خوشحال، نام روز بیست و یکم از هر ماه خورشیدی در ایران قدیم، خوگیر، الفت ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
رام برزین

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
رامتن/ramtan/

آرام ترین تن


پسر

فارسی
رامح/rāmeh/

صاحب نیزه، نیزه زن


پسر

عربی
رامشاد/ram shad/

آرام و شاد، مرکب از رام ( آرام یا مطیع ) + شاد ( خوشحال )


پسر

فارسی
رامفر/rāmfar/

شکوه و جلالِ آرام، ( رام = آرام، فر = شکوه و جلال )، ( به مجاز ) ویژگی پسری که آرام است و دارای شکو ...


پسر

فارسی
رامند/rāmand/

نام نوایی و لحنی در موسیقی ایرانی، ( اعلام ) ) از روستاهای خارج از محوطه ی بخارا در عهد رودکی، ) یک ...


پسر

فارسی

هنری
رامون/ramon/

راهبر، راهنما، هدایت کننده


پسر

فارسی
راهبر/rāhbar/

راهنما، بلد راه، بلد


پسر

فارسی
راوی/rāvi/

نقل کننده ی حدیث و حکایت، ( در قدیم ) آن که شعر شاعری را در بارگاه حاکمان یا در بازار برای مردم می ...


پسر

عربی
راویز/rāviz/

نام یک درخت، ( اَعلام ) نام درختی معروف به اشترخار یا اشترغار، خارشتر


پسر، دختر

فارسی

طبیعت
راویژ/ravizh/

تدبیر


پسر

کردی
راوین/ravin/

دارای شکوه و شوکت


پسر

فارسی
راکان/rakan/

نام محلی در کنار راه قزوین و همدان


پسر

فرانسوی
راکع/rāke‛/

رکوع کننده، خم شونده، سرفرودآورنده، فروتنی کننده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
رای مند/raymand/

صاحب نظر و دانا


پسر

فارسی
رایا/rāyā/

آن که خداوند به او توجه دارد، ( رای = فکر، اندیشه، تأمل + الف ( اسم ساز ) )، ( به مجاز ) فکر و اندی ...


پسر

عبری
رایان/rayan/

نام کوهی در حجاز، راهنما


دختر، پسر

عربی، فارسی
رایبد/ray-bod/

دانشمند، حکیم، دانا، به ضم ب، خداوندگار خرد، مرکب از رای به معنای دانش و خرد و بد پسوند ملکیت


پسر

کردی، فارسی
رایمن/rayman/

فرد دانا و باهوش


پسر

فارسی
رایمون/raymon/

پسر باهوش، ریشه ی گیلکی دارد و به معنی پسر باهوش است


پسر

فارسی، گیلکی
رایموند/rymond/

پسر عاقل و دانا


پسر

فارسی
راینیک/raynik/

اندیشه نیک


پسر

فارسی
رایکا/rāikā/

محبوب، مطلوب، ریکا، ( گیلکی ) ( = ریکا ) به معنی پسر، محبوب و مطلوب


پسر، دختر

فارسی، مازندرانی
ربن

یکدست یک اندازه ( نگارش کردی


پسر

کردی
سوفرا/sofra/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری اهل شیراز


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سولدوز/soldoz/

ستاره آب، نام قدیمی سیّاره عطارد یا تیر


پسر

ترکی
سونار/sonar/

نخستین برف


پسر

ترکی
شورعلی

شور ( فارسی + علی ( عربی ) مرکب از شور ( هیجان ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

فارسی، عربی
شوشیناک/shoshinak/

نام خدای شوش


پسر

فارسی
شوق علی

مرکب از شوق ( هیجان ) + علی ( بلند مرتبه )


پسر

عربی
شوگار/shogar/

شب های پشت سر هم


پسر

لری
شکرعلی

( به ضم شین ) عربی مرکب از شکر ( سپاس ) + علی ( بلندمرتبه )


پسر

عربی
شکوه مند/šokuhmand/

با شکوه


پسر

فارسی
شکیل/shakil/

زیبا، پسر خوش چهره


پسر

عربی
شیانا/shiyana/

پاداش دهنده، جزا دهنده، پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان ( جزا و پاداش ) + الف فاعلی


پسر

فارسی
شیبان

از قبایل عرب


پسر

عربی
شیبت/shaybat/

سفیدی مو، پیری


پسر

عربی
شید

نور، روشنایی، آفتاب، خورشید


دختر، پسر

فارسی
شیداب

نام حکیمی که خاک را خدا می دانست، برساخته فرقه آذرکیوان است


پسر

فارسی
شیدرنگ/sheidrang/

نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است


پسر

فارسی
شیدسب/shidasb/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی


پسر

فارسی

مذهبی و قرآنی، تاریخی و کهن
شیدور/šidvar/

رخشنده و درخشان، ( شید = خورشید، ور ( پسوند دارندگی )


پسر

فارسی
شهان/shahan/

پادشاهان


پسر

فارسی
شهبال/šahbāl/

بال بزرگ، بزرگترین پر از پرهای بال مرغ، ( = شاه بال )، شهپر، بزرگترین پر پرنده


پسر

فارسی

پرنده
شهبان/shahban/

برادر زرین ملک در داستان ملک بهمن


پسر

فارسی
شهدل/shahdel/

شاه دل


پسر

فارسی
شهرآگیم

حاکم شهر، نام یکی از سپهسالاران مازندران


پسر

فارسی
شهرآزاد

نام یکی از پادشاهان ساسانی


پسر

فارسی
شهرآشوب

آن که در شهر ایجاد فتنه و آشوب می کند، بسیار زیبا و دلربا، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی


دختر، پسر

فارسی
شهران/šahrān/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی، ( شهر، ان ( پسوند نسب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهربان

حاکم شهر


پسر

فارسی
شهرتاش

شهر ( فارسی ) + تاش ( ترکی ) همسایه و همشهری


پسر

فارسی، ترکی
شهرخواست

نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان


پسر

فارسی
شهرسب/shahrasb/

از اساطیر شاهنامه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهرسپ

از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر طهمورث که مردی دانا و پارسا بود و شاه را به نیکی راهنمایی می کرد


پسر

فارسی
صدرالدین محمد/s.-mohammad/

ترکیب دو اسم صدرالدین و محمد ( پیشوای دین و ستوده )، از نام های مرکب، م صدرالدین و محمّد، ( اَعلام ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صدران/sadran/

رؤسا و بزرگان، صدر ( عربی ) + ان ( فارسی ) رؤسا و بزرگان


پسر

فارسی، عربی
صدوق/saduq/

راستگو، صدیق، دوست، ( اَعلام ) نام شهرستانی در مرکز استان یزد


پسر

عربی
صدیده/sadideh/

مهم


پسر

فارسی، آشوری
صدیقا/sedigha/

نام آخرین تن از سلسله یهود


پسر

عبری
صراط/serāt/

راه، طریق، ( به مجاز ) پل صراط


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صریر/sarir/

آواز، صدا، ( در قدیم ) صدایی که از قلم در وقت نوشتن ایجاد می شود، صدایی که از در هنگام باز و بسته ش ...


پسر

عربی
صفار

رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است


پسر

عربی
صفاعلی

آن که خلوص و پاکی ای چون علی ( ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس


پسر

عربی
صفر/safar/

نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه


پسر

عربی
صفرعلی/safar-ali/

ترکیب دو اسم صفر و علی ( ماه دوم قمری و بلند قدر )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفوان/safvān/

روشنی، بی آلایشی، صفا، ( اَعلام ) نام برخی از صحابه و محدثان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صفیعلی/safi-ali/

برگزیده علی ( ع )


پسر

عربی
صلات/salat/

دعای بنده به سوی خداوند، نماز


پسر

عربی
صمدالله

خداوند بی نیاز


پسر

عربی
صنم بر/sanambar/

خوش اندام، دلدار، صنم ( عربی ) + بر ( فارسی ) مرکب از صنم ( بت ) + ( آغوش )


دختر، پسر

فارسی، عربی
شهرود

نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی


پسر

فارسی
شهروین

شهنام، از نامهای باستانی


پسر

فارسی
شهرین

نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
شهریور

نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم


پسر

فارسی
شهسام/shahsam/

پادشاه آتش


پسر

فارسی
شهفور/shahfor/

شاهپور پسر شاه، شاهزاده، شه ( فارسی ) + فور ( معرب پور )


پسر

فارسی
شهمردان

نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی


پسر

فارسی
شهیاد/shahyad/

یاد شاه، مرکب از شه ( شاد ) + یاد ( خاطره )


پسر

فارسی
شهیر/shahir/

معروف، نام آور، نامدار


پسر

عربی
شوذب/shozab/

بالا بلند و نیکو خوی


پسر

عربی
طرهان

طرحان


پسر

فارسی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم