اسم پسر - صفحه 32

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

حارس/hāres/

حفظ کننده، نگه دارنده، نگهبان، پاسبان، محافظ


پسر

عربی
حافظ الدین

آن که محافظ و نگهبان دین است


پسر

عربی
حام

حمایت کننده، نام یکی از پسران نوح ( ع )


پسر

عبری
حامد حسین/h.-hoseyn/

ترکیب دو اسم حامد و حسین ( ستایشگر و خوب )، از نام های مرکب، حامد و حسین، ( اعلام ) حامدحسین، سیدمح ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حامد رضا/hamed-reza/

ترکیب دو اسم حامد و رضا ( ستایشگر و خشنود )


پسر

عربی
حامیم/hamim/

ستوده و با عظمت


پسر

عربی
حامین/hamin/

پشتیبان، حمایت کننده، جمع حامی


پسر

عربی
حانان/hanan/

رحیم و بخشنده، رحیم، نام یکی از دلاوران در زمان داوود


دختر، پسر

عبری
حانون/hanon/

صاحب نعمت


پسر

عبری
حانی

میش یا گاو وحشی


دختر، پسر

عربی
حبان/hoban/

نام یکی از صحابه پیامبر ( ص )


پسر

عربی
جانی/jani/

جاندار


پسر

فارسی
جاودان/jāv(e)dān/

همیشگی، جاویدان، ابدی، پایدار، ( = جاویدان )


پسر

فارسی
جاوید حسین/javid- hossein/

ترکیب دو اسم جاوید و حسین ( جاویدان و نیکو )


پسر

فارسی، عربی
جبرئیل

جبریل، مرد خد، نام یکی از چهار فرشته مقرب که حامل وحی الهی برای انبیاست


پسر

عبری
جبریل/jebril/

جبرئیل، نام یکی از چهار فرشته مقرب که حامل وحی الهی برای انبیاست، ( عبری ) ( = جبرائیل )، جبرائیل، ...


پسر

عبری

مذهبی و قرآنی
حفیظ/hafiz/

حافظ نگهبان، هوشمند و یادگیرنده


پسر

عربی
حماس/hamās/

هواخواهی شدید، اشتیاق شدید، التهاب تب و تاب، شور و شوق، غیرت، پهلوانی، تعصّب


پسر

عربی
حمام

کبوتر


پسر

عربی
حمدالدین

مرکب از حمد ( سپاس، ستایش ) + دین


پسر

عربی
حمیدالدین/hamidoddin/

ستوده آیین، ستوده دین، ( اَعلام ) قاضی حمیدالدین بلخی نویسنده مشهور قرن هجری، ( در اعلام ) قاضی حمی ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حمیدالله/hamid-ol-lah/

ستوده خداوند


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حمیدحسین/hamid-hossein/

ترکیب دو اسم حمید و حسین ( ستوده و نیکو )


پسر

عربی
حمیدصالح/hamid-saleh/

ترکیب دو اسم حمید و صالح ( ستوده و شایسته )


پسر

عربی
حمیم/hamim/

خویشاوند نزدیک، دوست و همراه بسیار صمیمی، آب جوشان جهنم


پسر

عربی
حنیف رضا/h.-rezā/

ترکیب دو اسم حنیف و رضا ( راستین و خشنود )، از نام های مرکب، حنیف و رضا


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حنین/hanin/

نام یکی از غزوه های پیامبر در مسیر مکه به طائف، ( عربی ) ( مصغر حِنّ )، به معنی «جماعتی کوچک از جنّ ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
جادی/jadi/

زعفران


پسر

فارسی
جارالل/jaralel/

لقب زمخشری دانشمند معروف در قرن پنجم و ششم، لقب زمخشری دانشمند معروف در قرن پنجم و ششم که استاد سفی ...


پسر

عربی
جاستین/justin/

صالح و درستکار


پسر

لاتین
جاسم/jasem/

عامیانه قاسم


پسر

عربی
جالینوس/jālinus/

نام پزشکی یونانی


پسر

یونانی

هنری
خاوین

پاک سرشت


پسر

کردی
خبیر/khabir/

آگاه، دانا، از نام های خداوند تعالی، واقف، مطّلع


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
خدا بخش/khoda bakhsh/

عطای الهی، بخشیده خداوند


پسر

فارسی
خداآفرید

آفریده خداوند


دختر، پسر

فارسی
خدابنده/khoda bande/

بنده خداوند، لقب سلطان محمد اولجایتو پادشاه مغول


پسر

فارسی
خداداد/khoda-dad/

عطا شده از سوی خداوند


پسر

فارسی

مذهبی و قرآنی
خدادوست

دوستدار خداوند


پسر

فارسی
خداطلب

خدا ( فارسی ) + طلب ( عربی ) خداجو


پسر

فارسی، عربی
خداکریم

خدا ( فارسی ) + مراد ( عربی ) نام یکی از سرداران کریمخان زند


پسر

فارسی، عربی
خدایار/khoda yar/

آن که خداوند یار اوست


پسر

فارسی
خدیر/khadir/

حسن و خوبی


پسر

عربی
خدیو/khadiv/

خداوند، پادشاه، امیر، فرمانروا، ( در قدیم )، رئیس، ( اَعلام ) عنوان هریک از پادشاهان دوره ی اخیر مصر


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خراد/kharad/

نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پاد ...


پسر

فارسی
خرد/kherad/

دانش


پسر

فارسی
خرداد/khordād/

کمال، درستی، ماه سوم از سال خورشیدی، ماه آخر بهار، [قدیمی] روز ششم از هر ماه خورشیدی، ( پهلوی، harv ...


پسر

فارسی، اوستایی، پهلوی
خرداد پرویز

نام یکی از پادشاهان ساسانی


پسر

فارسی
خردادبرزین

نام پزشکی ایرانی در دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
خردادبه/xordād beh/

کمال، رسایی و درستی بهتر، ( اَعلام ) نام یکی از جغرافی دانان مسلمان [قرن هجری]، ( در اعلام ) نام یک ...


پسر

فارسی
خردمند/kharadmand/

دارای خرد، عاقل، دانا، هوشیار، دارای خرد و قدرت اندیشه


پسر

فارسی
خردیار/kharad yār/

خردمند، دارنده خرد، ( خَرد، یار ( پسوند دارندگی ) )، دارنده ی خَرد، خَردمند


پسر

فارسی
خرزاد

خورزاد، نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
خرسند/khorsand/

شادمان، خوشحال، قانع، خشنود، راضی و قانع


پسر

فارسی
خرشاد

خورشید، آفتاب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خراد از سرداران ‏خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر، پسر

فارسی
خرشید

خورشید، آفتاب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خراد از سرداران ‏خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر، پسر

فارسی
خرمشاد/kh.-šād/

ترکیب دو اسم خرم و شاد ( فرخنده و خوشحال )، شادان، بسیار شاد، با طراوت و شاداب


پسر

فارسی
خروش/khorosh/

فریاد، بانگ


پسر

فارسی
خروشان/khorušān/

خروشنده، فریاد کنان، نالان، آن که خروش بر می آورد، ( به مجاز ) پر تلاطم و پر سر و صدا و جوشان


پسر

فارسی
خستو/kha(o)stu/

کسی که به امری اقرار و اعتراف می کند، مقر، معترف، اقرارکننده


پسر

فارسی
خسروپرویز/kh.-parviz/

ترکیب دو اسم خسرو و پرویز ( پادشاه و فاتح )، ( اَعلام ) خسرو پرویز یا خسرو دوم [قرن و میلادی]، شاه ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خسروداد/khosro dad/

داده پادشاه


پسر

فارسی
خسروزاد/khosro zad/

زاده پادشاه


پسر

فارسی
خسروشاد/xosro (w) šād/

پادشاهِ شادمان، پادشاه شاد و خرم


پسر

فارسی
خشاش/khashash/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خشایارشا/khashayar sha/

شاه دلیر نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی، مرکب از خشیه به معنای شاه و ارش به معنی مرد دلیر


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خشنواز

تحریفی از نام پادشاه هیاطله


پسر

فارسی
خورشیدکلاه

آن که تاج پادشاهی چون خورشید بر سر او می درخشد


دختر، پسر

فارسی
خوزان/khozan/

نام پهلوانی ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی
خوش زاد/khoš zād/

دارای اصل و نژاد نیکو، نکوزاد


پسر

فارسی
حجت الدین

آن که دلیل و برهان دین است


پسر

عربی
خلیل محمد/kh.-mohammad/

ترکیب دو اسم خلیل و محمد ( دوست و ستوده )، از نام های مرکب، خلیل و محمّد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
خنجست/khanjast/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خندان/khandan/

بشاش، کسی که همواره می خندد


پسر

فارسی
خوارزم/khārazm/

به معنای زمین درخشان، ناحیه ای از ایران قدیم که اکنون جزو ازبکستان است، ( اوستایی، خوائیریزَم )


پسر

اوستایی

تاریخی و کهن
خورداد/khor dād/

خرداد، ماه سوم از سال شمسی، روز ششم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، ( = خرداد )


پسر

فارسی
خورزاد/khorzad/

نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
خورسان

مانند خورشید


دختر، پسر

فارسی
خورشاد/khoršād/

خورشید، ( به مجاز ) آفتاب


پسر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
داژو/dazho/

داغ و گرم


پسر

کردی
داژیار/dāžyār/

روزی، قدرت، قوت


پسر

کردی
داشاب/dashab/

هدیه


پسر

فارسی
داشاد/dashad/

هدیه


پسر

فارسی
داعی/dāei/

دعاکننده، طلب کننده، خواهنده، کسی که مردم را به دین و مذهب خود دعوت کند، دعاگو، دعوت کننده، ( در حق ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
دامور/damur/

آواز نرم و لطیف


پسر

ترکی، فارسی
دامیار/damyar/

شکارچی، ماهی گیر


پسر

فارسی
دان

قاضی، داور نام یکی از پسران یعقوب ( ع )


پسر

عبری
دانادل/d.-del/

دانا و خردمند، آگاه و هوشیار، دل آگاه، ( در قدیم ) ( به مجاز ) آگاه و عارف


پسر

فارسی
دانامهر/dana mehr/

پسر دانا و مهربان


پسر

فارسی
داننده/dānande/

دانا، استاد، ماهر، آگاه به امری، دارنده ی علم و توانایی، ماهر حاذق، واقف و آگاه به امری


پسر

فارسی
داو/dav/

قاضی، خداوند، هر یک از اشخاصی که طرفین دعوا برای حل اختلافات به طریقه غیررسمی انتخاب می کنند


پسر

فارسی
داود

داوود


پسر

عبری
داورا

دشت


پسر

آشوری
داوودرضا/d.-rezā/

ترکیب دو اسم داوود و رضا ( محبوب و خشنود )، از نام های مرکب، ← داوود و رضا


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
داوید/david/

داوود


پسر

عبری
دایا/dāyā/

( در زند و پازند ) زر سرخ و طلا، ( در عربی ) ذَهب


پسر

یونانی
درود/dorud/

سلام، ثنا، ستایش، نیایش، دعا، رحمت، سلام و آفرین، سلام و آفرین بر تو ( شما ) باد


پسر

فارسی
دریا دل/d.-del/

مرد بسیار بخشنده و باگذشت، دلیر، با سخاوت، ( به مجاز ) شجاع و قوی، دارای بردباری و گذشت و وارستگی و ...


پسر

فارسی
جمزاد/jamzād/

نژاد و گوهر جم، ( مجاز ) بزرگ زاده، از نسل پادشاهان، [جم = در روایات داستانی ایران یکی از بزرگترین ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
جمشاد/jamshad/

پادشاه بزرگ و شاد


پسر

فارسی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم