رویا بینی و دروازه های غیب
سلام موضوعی که میخوام مطرح کنم ، فقط درخواست دارم بخصوص از اساتیدی که در این راه هستند به این حقیر کمک کنند ،
چند وقت پیش ، برای تمرین رویا بینی و خواب شبانه وارد رخت خواب خودم شدم ، با اوراد و اذکار وارد لختی و سنگینی عجیبی شدم ، طوریکه اصلا متوجه نشدم که کی خوایم برد ( در صورتیکه برای رویا بینی این یک رکن اساسی هست ) نمیدونم چقدر خواب بودم که چشم هایم را باز کردم ،در حالت عادی فورا الیه ترجعون ثمّ ینبئکم بما کنتم تعملون ، همه فعالیت هایی که انجام میدادیم رو بخاطر می آوریم و بلند میشیم میریم دنبال کارمون ، ولی در عالم رویا ، پس از باز کردن چشم ها ، هیچی یادم نیومد ، چیزی در وجود همه ما هست که از هر تغییر حالتی در وجودمون رو حس میکنه و همین چیز منو متوجه کرد که داری رویا میبینی ، میخوستم بلند بشم فرار کنم که فقط تونستم پاشم بشینم ، هیچ لباسی تنم نبود ، به اطراف نگاه کردم ، اتاقی بود از خشت و کاه گل ساخته شده بود ، گوشه اتاق یه جایی درست کرده بودند که مثلا جای تخت استفاده میشد ، تشکی که انداخته شده بود از کاه بود و با متقال روی تشک رو پوشانده بودند ، ملحفه ای روی من انداخته شده بود که به دور خودم بستم و بلند شدم ، زنده بودن این رویا به حدی هیجان زده کرده بود که میخواستم همه جا رو ببینم ، در اتاق درست پایین پای من سمت راست وسط دیوار بود ، میخواستم در را باز کنم که تصویری پیش چشمانم آمد که با باز کردن در همه چیز محو خواهد شد ، حتی اگر بیرون هم نروم با باز شدن در ، بیرون به داخل حمله خواهد کرد و قطعا همینطور میشد ، ناگهان به یاد جنیان و خداوند و ملائکه و کتاب خدا افتادم ، یادم آمد که با تمرین های رویا بینی الان اینجا هستم ، و به طور شگفت انگیز ی احساس میکردم که الان اگر بیدار نشوم ، در اینجا سرگردان خواهم شد ، لبه تخت نشستم ، هیچ کاری نمیدونستم یا نمیتونستم انجام بدم ، فورا ملحفه را درآوردم و لخت روی لبه تخت نشستم، فقط باید از جاییکه خوابیده بودم تصویری تقریبا پایدار داشته باشم ، هوای اتاق کم کم مه گرفته میشد و این یعنی پایان زندگی در دنیای معمولی و ماندن در ناکجا آباد که نه کسی میدونه کجاست و حتی اگر کسی بدونه راه یافتن به این ناکجا آباد کار حضرت فیله ، بعد از مدت طولانی که نفهمیدم چطوری و چگونه از آن رویا برگشتم و در این دنیای روزمره از خواب بیدار شدم ، اساتید لطفاً اگر راهنمایی در این خصوص میتوانند داشته باشند از بنده دریغ نکنند