قرآن کریم ترجمه و تفسیر
وقتیکه حضرت سلیمان از وادی مورچه ها ، رد میشدند ، مورچه ای گفت ( البته حتما فریاد زده ) ای مورچه ها ، برید و پنهان شوید ، زیر دست و پای سلیمان و یارانش به نشوید ، اینکه چیز خنده داری نیست ، پس چرا جواب حضرت سلیمان خندید؟ هرچقدر فکر میکنم اصلا متوجه نمیشم ؟
٢ پاسخ
خانم یاسمن اشاره کردند به شگفتی حضرت سلیمان و درست اشاره کردند.
مفسران برخی هاشون گفتند دلیل خنده، به خاطر تعجب بوده. برخی گفتند به خاطر سرور و شادمانی بوده.
میرزا حسن اصفهانی که از شاعران و بزرگان تصوف هستش، که مجموعه شعری داره که قرآن رو به صورت نظم در آورده. در بخش مربوط به آیه 19 نمل اینطور گفته:
خورد بر گوش سلیمان آن صدا
فَتَبَسمَ ضَاحِکاً مِّن قَولِهَا
خنده اش بود از تعجب یا که شاد
گشت از آن کش خدا این علم داد
حضرت سلیمان احتمالا از اینکه یه مورچه به بقیه مورچه ها هشدار داده که آهای برید پناه بگیرید یه وقت سپاه سلیمان، ندانسته شما رو زیر نگیره! خب سلیمان خندش گرفته یه مورچه چنین حرفی زده. البته جناب سلیمان یه تبسم کرده. اگه من و شما هم زبان حیوانات متوجه میشدیم، احتمالا به جای تبسم، قهقهه میزدیم 😅
مفسران دیگه که گفتند از سرور و خوشحالی تبسم زده، استدلالشون اینه که حضرت سلیمان از اینکه« در وهله ای که لشکر با شکوه و جلال داره حرکت میکنه و در این حین، از صدای یه مورچه غافل نشده، شادمان شده و در ادامه آیه، خداروشکر کرده بابت نعمت هایی که بهش داده.
درود و وقت به خیر
به گمان بنده؛ علت خنده هشدار مورچه نبوده، بلکه شگفتی سلیمان از سخن گفتن مورچه و درک آن از موقعیت پیش آمده، سلیمان را به خنده واداشته است.
(سلیمان از سخن آن مورچه لبخندی زد و خندید. سپس دعا کرد که خداوند توفیق شکر نعمتهایش را به او بدهد.)
شگفتیای که به یادآوری عظمت خداوند منجر شده .....
سلام، بنده همه این استدلال ها رو از نظر گذروندم ولی این حالت شگفتی خنده دار نیست ، به نظرم چیزی دیگر مد نظر هست که . . . . . . .