پرسش خود را بپرسید

تشابه و اختلاف خواب با مرگ چیه؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢٣٨

الزمر
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) 

با توجه به کلام قرآن که خواب رو مشابه مرگ گفته.

تشابه و اختلاف خواب با مرگ چیه؟

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢

٩ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما حسن آقای عزیز🙏🌹
در ابتدا عرض کنم که بنده شاگرد هستم و بعنوان شاگرد پاسخ میدهم، رویا از قطع روان ما از حواس بوجود میاید، یعنی اگر یکی از حواس فرد خواب را فعال کنیم، چه با صدا و چه با تماس فیزیکی، و تا زمانی که شخص حواسش فعال نشود بیدار نمیشود، یعنی اگر او را صدا بزنیم و نفهمد، هنوز خواب می‌بیند و با آگاه شدنش است که رویا قطع میشود. رویا خودش ابهامی است، چون آنچه که در خواب میبینیم بعداً رخ میدهد، همچنان که یوسف علیه‌السلام ۴۰ سال قبل از پادشاهی آنرا در رویا دیده بود، البته موضوع این پست متفاوت از این بحث است، چون پرسش ما در مورد ماهیت خواب و مرگ است، نه رویا، چون خدا در این آیه سه واژه (فوت و موت و نوم) را در کنار هم گذاشته، و اسمی از رویا نیاورده، ظاهراً میگوید انسان در نوم (خوابیدن) دو حالت دارد، یا بعد از فوت بیدار میشود، و یا بعد از فوت، موت را تجربه میکند و میمیرد، الان پرسش در ماهیت و مقایسه خواب و مرگ است، نه خواب دیدن و مرگ. چون خدا میفرماید ما عبرتی در این گذاشتیم، برای کسانی که تفکر میکنند، معنی آیه این هستش: ﻭ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺡ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎم ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ بطور ﻛﺎﻣﻞ میگیرد ، ﻭ ﺭﻭحی ﺭﺍ ﻛﻪ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮﺍﺑﺶ میگیرد، ﭘﺲ ﺭﻭﺡ کسی ﻛﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﻜﻢ ﻛﺮﺩﻩ نگه میدارد، ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ نمیگرداند، ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻭﺡ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺳﺮﺁﻣﺪی ﻣﻌﻴﻦ ﺑﺎﺯ میفرستد، ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻣﻰ ﻛﻪ تفکر میکنند، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎیی است.

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
١ هفته پیش

سلام استاد ، از بنده خواسته بودید که تفاوت بین رویا و مرگ رو طبق آیات قرآن عرض کنم ، مهمترین نکته برای ادراک چه رویا و چه مرگ ،  چیزی ست که در درون ما وجود دارد و از هر تغییری آگاهی دارد ، مثلا اگر در  هنگام رویا که  به نظرتان خیلی واضح و واقعی ست بیدار شوید ، البته در محل خواب خود ، در رویایی که می‌بینید بیدار میشوید ، از کجا متوجه میشوید که هنوز رویا می‌بینید یا بیدار هستید ، به طور خیلی مرموز چیزی در ما هست که ازاین تغییر آگاهی دارد ، و مطلوب همه سالکان تقویت همین چیز است ،  اینکه ابتدا باید سالک به یک روح متعادل دست یابد بیشتر بخاطر این است که سالک با عوالمی سروکار دارد که در حالت عادی ،به دلیل مشغولیت حواس به زندگی روزمره ، اصلا قابل ادراک نیست و اگر اتفاقا کسی بر اثر شاید بیماری و ... لحظه ای به عالم بعد از مرگ نگاهی اندازد ، از ترس قالب تهی خواهد کرد ، هیچ کس بدون اجازه موجودات آن عالم حق ورود به آنجا را ندارد ، تاکید میکنم هیچ احدی بدون اجازه موجودات آن عالم ، چه جنیان یا خدمت گذاران آسمانی در عوالم دیگر ، ... پس باید اول تزکیه داشت و سپس یعلمهم الکتاب و الحکمه، بحث درباره این مقوله بسیار سخت است ، مگر کسانیکه حداقل با راه آشنایی ذهنی دارند 

١٢,٧٨٣
طلایی
٦
نقره‌ای
١٢٤
برنزی
٢٥١
تاریخ
١ هفته پیش

لالایی و خوراک و پوشاک، شغل و عقاید : از دیگر مقوله‌های فرهنگ عامّه که با بررسی آن میتوان به فرهنگ منطقه ای خاص پی برد. چگونگی خوراک و پوشاک و شغل است که در لالایی‌ها به پاره ای از آنها نیز اشاره میشود: 
لالا لالا گل قندم 
برات گهواره می‌بندم 
که گهواره شاه مقصود 
بند و بارش همه یاقوت 
.
لالا لالا گُلِ لاله 
درخت سیبِ یکساله 
باباش رفته به آبداری 
دَم بیلش طلاکاری 

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
١ هفته پیش

کسایی مروزی از شاعرانی است که در سبک خراسانی باید بدان توجه شود؛ زیرا صور خیال شعری او، قوی ترین عنصر شعر قرن چهارم است زیرا هم صور خیال او و هم، وصف‌های روشن و تشبیهات ساده و در عین حال دلنشین او مورد توجه و الهام شاعران دوره‌های بعد شد. 
نمونه اشعار کسایی مروزی 
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا 
آراست بوستان را نیسان [باد بهاری] به فرش دیبا 
آمد نسیمِ سنبل با مشک و با قرنفُل 
آورد نامهٔ گل باد صبا به صهبا 
کهسار چون زمرّد نقطه زده ز بُسَّد [مرجان] 
کز نعت او مُشَعبد حیران شده ست و شیدا 
آبِ کبود بوده چون آینه زدوده 
صندل شده ست سوده کرده به می‌مُطرّا 
رنگ نبید و هامون پیروزه گشت و گلگون 
نخل و خدنگ و زیتون چون قبّه‌های خضرا 
دشت است یا سِتبرق [ پارچه دیبای سرخ] باغ است یا خُوَرنق [نام کوشکی در نزدیکی حیره] 
یک با دگر مطابق چون شعر سعد و اسما [عاشق و معشوق، مثلی در عرب] 
ابر آمد از بیابان چون طیلسان رُهبان 
برق از میانش تابان چون بُسّدین چلیپا 
آهو همی گُرازد، گردن همی فرازد 
گه سوی کوه تازد گه سوی راغ و صحرا [کسایی مروزی] 

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
١ ماه پیش

بانو شاعره عصمت دولتشاهی
خیرات حسان در مینویسد دختر فتحعلیشاه و خواهر تنی محمدعلی میرزای معروف به دولتشاه است، خط نسخ را مانند استادان فن مینوشته و قرآن خط او بی اندازه مرغوب و ممتاز است، و گاهی شعر میگفته و در مرثیه یکی از شاهزاده گان این منظومه را گفته: 
چه کردی تو ای آسمان ستمگر؟ 
که یکدم نیاسانی از کین مرادان؟ 
نداری جز از ظلم مایه بد که 
نداری جز از کینه توشه در انبان 
نخواهی که ماهی به تابد به چرخی 
نخواهی که مهری فروزد به ایوان 
بسی حسرت از تو به دلهای خسته 
بسی غم ز تو بر دل ناتوانان 
بود جاودان جانت چون من به مويه 
روانت چو من باد دائم در افغان 
از انسجام کلام و استحکام ابیات این قطعه بخوبی قدرت و پختگی طبع گوینده آشکار است و پیداست که قصیده سرائی توانا و شاعری پر مایه است.

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
٢ ماه پیش

طغانشاه در سلاجقه دو نفر بوده اند یکی آنکه معاصر حکیم ازرقی بوده که بدست ابراهیم ینال اسیر شده بود و چشم اورا کور کرد و طغرل سلجوقی که دائی طغانشاه بود، ابراهیم را گرفت و چشمش را کور کرد، طغانشاه که طبع شعر داشته، درباره کوری چشم خود میگوید: 
تا دست قضا چشم مرا میل کشید 
فریاد زعالم جوانی برخواست 
چهار باغ نیشابور، و قصر معروف به نگارستان در نیشابور محل تفرج و مكان سكونت او بوده است. (تذکره دولتشاه) طغرل از سال ۴۵۵ - ۴۲۹ سلطنت کرده (راحة الصدور). طغانشاه دیگر بعد از سنجر بوده که ظهیر فاریابی در ابتدای کار خود در نيشابور نزد او رفت و هنگامی که طغان برای بازدید معدن فیروزه میرود ظهیر قصیده که مطلعش اینست در مدح او گفته است: 
تر است لعل شکر بار و در میان گوهر 
میان اهل چرا کرده ای نهان گوهر 
این طغانشاه بدست خوارزمشاهیان شکست خورد. (سلجوقنامه)

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
٣ ماه پیش

در دهر مرا جز تو دل افروز مباد 
بر لعل لبت زمانه فيروز مباد 
و آن شب كه مرا تو در كناری يا رب 
تا صبح قيامت نشود روز مباد
مهستی گنجوی 

٢١٦,٢٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٤٩
برنزی
٧,٤٧٢
تاریخ
٣ ماه پیش
عکس پرسش

روزی که لا یخفی علی الله منهم من شیء و لا لهما ، این نقطه ای که همه باید براش زحمت بکشند ، هیچکسی هم وقتی پیداش می کنه اونطوری نیست که بگه مال خودمه ، همش مال خودمه ، نه اصلا متوجه نمیشی که کی سوار میشی کی بیدار میشی

-
١ هفته پیش

خواب برادر مرگ است ، در خواب و مرگ یک حالت و یک رویه اتفاق می افتد ، در مرگ  روح از تعلقات جسمانی  کاملا جدا شده و باذن الهی دیگر به نفس رجوع نمی کند ، و البته به کالبد دیگری بنام کالبد اختری تعلق می‌گیرد ، در خواب و در مرگ ، بعث یا بیداری رخ میدهد که در خواب این بیداری منتهی به رویا دیدن میشود و در مرگ بنام دنیای پس از مرگ نامیده میشود ، در هر دو پس از بیدار شدن ، نفس یا همان کالبد اختری به روح رجوع میکند ، و روح به آنچه که آن شخص در  حالت بیداری و در گذشته انجام می‌داده آگاه میکند ، و ینبئکم بما کنتم تعملون ، و البته این آگاه شدن و آگاهی دادن برای حساب  و کتاب کردن اعمال نیست فقط آگاه شدن از خود است ، و هو الذی یتوفئکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضی اجل مسمی ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون ، این آگاهی یافتن به آنچه که در گذشته انجام می‌دادیم برای حساب و کتاب کردن اعمال نیست فقط برای آگاهی یافتن پس از وارد عالم رویا شدن یا عالم پس از مرگ است ، این بیداری و مواجه شدن با عالم پس از مرگ و عالم رویا بسیار دهشتناک است و آنچه که در آن عالم وجود دارد بخصوص موجودات غیر ارگانیک برای خبر یافتن از این تازه وارد بسوی آن شخص هجوم می آورند ( که پس از مرگ نکیر و منکر معروف هستند) لذا پس از آیه فوق میفرمایند و هو القاهر فوق عباده ، یرسل علیکم حفظة ، او فوق همه بندگانش هم انس و هم جن قاهر است ، و فعل مضارع یرسل یعنی برای آن تازه وارد حفظ کننده ای میفرستد تا آن تازه وارد را از هجوم موجودات عالم رویا یا عالم پس از مرگ حفظ کند ، اگر این حفاظ نباشد آن شخص حتی طاقت ندارد به اطراف نگاهی اندازد  و صداهایی که میشنود چنان کشنده هستند و چنان وحشتی ایجاد میکنند که هیچ احدی بدون آن حفظ کننده طاقت ماندن در آن عالم را نخواهد داشت ، و این حفظ کننده با شخص خواهد بود تا زمانی که مرگ دوم ( مرگ دو مرحله دارد) به سراغ شخص آید ، حتی اذا جاء احدکم الموت توّته رسلنا ، دقت کنید که همه به مفرد و مضارع آمده ، پس از این مرحله است که ثم ردّوا الی الله مولئهم الحق ، له الحکم و هو اسرع الحاسبین ، اینجاست که حساب و کتاب انجام میگیرد و البته در جوار حضرت حق بودن ، مسلما برای اشخاصی میسر است که ........ فافهم ، 

البته اگر چنانچه کسی بخواهد قبل از آن که مرگ مرحله دوم بسراغش آید به نزد مولئهم الحق برسد ، مانند رویای مرحله اول ، در این حالت نیز میتواند با پاک و مطهر کردن نفس ، به رویای دوم دست یابد ، یعنی در حال رویا دیدن ، ببیند که در حال رویا دیدن است ، رویای دوم آنچنان واقعی است که این دنیا در مقابل آن مثل انیمیشن است ، و کسانی این مطلب را درک خواهند کرد که ذوقی عظیم داشته باشند ، 

١٢,٧٨٣
طلایی
٦
نقره‌ای
١٢٤
برنزی
٢٥١
تاریخ
١ سال پیش

درود بر شما
تشابه و اختلافشون چیه؟
چون مرگ بزرگترین موعظه هستش.

اگر تشابه و اختلاف شون رو بخوام بگم ، مسلما کسی متوجه نخواهد شد مگر اینکه اول هر دو رو به تفکیک شرح بدم بعد تشابه و اختلاف شون رو متوجه بشید البته خودتون استاد هستید

-
١ سال پیش

خب خوبه بازش کن تا تشابه و اختلافش مشخص بشه. اساتید هم نقد میکنن چیز یاد میگیریم. چون موضوع مهمیه. سپاسگذارم.

سلام ، فقط یک مورد قابل توجه رو خدمت شما عرض کنم ، تا حالا شده که خودتون رو در رویا ببینید ؟ یعنی جسم خودتون رو در حالیکه خوابیده مشاهده کنید ؟ چه کسی ، چه کسی رو در خواب میبینه ؟ جواب این سوال شاید زندگی شما رو تغییر بده

-
١ سال پیش

خداست كه جان ها را هنگام مرگشان به تمامی می گيرد و [نيز جانِ‌] آن كس را كه در خواب خود نمرده است [میگيرد]، پس آن جانی را كه مرگ بر او حتمی شده است نگه میدارد [و به بدن برنمیگرداند] و [ليكن جان] ديگرى را [كه در خواب بود به بدن] میفرستد تا مدتی كه معين شده است.به راستی در اين [حقيقت هر] آينه نشانه هايی است براى مردمی كه [دربارۀ آن] تفكّرّ میكنند.

👈 میفرماید : آدمی که شب می خوابد ، خدا جان او را به نزد خودش فرا می خواند ولی دوباره(صبح) به او باز می گرداند ،چون بدن هنوز قابلیت پذیرش جان را دارد ولی آنکس که بدنش دیگر قابلیت پذیرش جان را نداشته باشد ، خدا جان را دیگر به بدن باز نمی گرداند . 

یعنی جان ما هر شب موقع خواب ، پیش خدا ست . 

سوال : پس چرا مردم دنبال خدا می گردن ؟ اگر اینقدر راحت ، هر شب پیش خدا هستن ،پس چرا باید عبادت کنن ؟ چرا دعا می کنن؟ 

خب ، شب که میرن پیش خدا ، حرفشون رو بزنن!!

چرا آدمهائی مثل کشیش و ملا رو واسط خودشون با خدا می دونن!!

به کلمه جان دقت کنید . این جان هست که پبش خدا می رود و نه ' من ' . 

باید ' من ' برداشته شود ، حالا هر شب خدا ملاقات میشه . 

مراقبه یعنی خوابِ آگاهانه . پس اگر در خواب ،  آگاه بمونی ، زمانی که خدا بخواد موقع خواب جان رو پیش خودش ببره ، اونوقت به ملاقات خدا میتونی هر شب بری!!

پس ' من ' باید حذف بشه . حالا اگر ' من ' حذف بشه ، پس کی پیش خدا می ره ؟!  

تنها و فقط از طریق مشاهده گری است که ' من ' میفته . 

حالا چی میمونه ؟ جان . در جان ، دیگر ' من ' نیست   ، حتی ' منِ مشاهده گر'هم نیست ولی مشاهده گری بدون من هست . 

این مشاهده گری بدون من ، میتونه به طور آگاهانه بره پبش خدا . میبینه و می فهمه ، حالا صبح که آدم بیدار شه ، خبر رو برای ' من ' می آورد . 

جان از طریق رودِ جانا ، میرسه به جانان یا خدا . 

باید که جمله جان شوی 

تا لایق جانان شوی

راه به این زیبائی و پاکی مشخص شده .

راه و علائم راه ، شناخته شده . 

حضرت مولانا ، در کنار جانان یا شمس الحق بوده . 

مردم ، خدا خدا می کنن . ولی نمیتونن به مشاهده و مراقبه بشینن؟؟!!

نمی تونن ' من ' رو حذف کنن . 

نمی تونن به حالت حضور برسن . 

می فرماید : و در نهایت ، عده قلیلی از شما به نزد من ( خدا ) خواهند آمد و ایشان از کمال یافتگانند . 

پس اگر هر شب ، موقع خواب پیش خدا هستیم ، چرا فرموده که عده قلیلی نزد من خواهند رسید؟ 

یعنی ، از جان هائی که نزد خدا بر می گردند ، تنها جان های کمی هستند که نزد خدا نگه داشته می شوند چون به کمال رسیدند  ولی بقیه دوباره به کالبدها باز گردانده می   شوند تا کامل شوند . 

چگونه یک جان ، به کمال می رسد ؟ 

جان ، که جان است . جان از خداست . پس کامل هست . 

یعنی ، آنکس که جانش را  با قصد و نیت خودش به خدا برگرداند ، دیگر آن جان نزد خدا می ماند . 

و راه سلوک ، یک راه میانبر ، برای بازگرداندن جان ، به جانان است . 

این جان ، کمال یافته است و دیگر باز نمی گردد . 

پس عشق یعنی ' من ' با اراده و خواست خودش ، خودش را قربانی می کند تا جانش به کمال برسد . 

عشق یعنی این . جانی که به امانت داده شد ، با اراده ' من ' ، بازگردانده شد .

بخاطر همین هست که شهید راه حق ، مقام و  قرب دارد . یعنی جانش را فدای خدا کرد .

منتها باید شهادتش ، در راه حقیقت باشه . منصور حلاج . 

  

  

١٠,٣٣٦
طلایی
٥
نقره‌ای
٧١
برنزی
١٠٩
تاریخ
١ سال پیش

پاسخ شما