فلسفه و انسان شناسی
در فلسفه قاعده ای وجود دارد که میگوید
آثار بیشمار نمیتوانند از یک امر بسیط از این جهت که بسیط است بوجود بیایند ، یعنی از یک علت بسیط معلول کثیر پیدا نمیشود ،
اگر از دوستان کسی بتواند با مثال این قاعده را شرح دهد بسیار سپاسگزار خواهم بود ،
١ پاسخ
به بیان ساده و غیر فلسفی عرض میکنم. این قاعده یکی از اصول مهم فلسفه کلاسیک (آثار ابن سینا، ملاصدرا، ارسطو و نوافلاطونی) است. بر طبق تعریف این فلسفه، بسیط یعنی چیزی که اجزایی از خود ندارد تا بتواند به آنها تجزیه شود و همچنین امر بسیط نمیتواند از خودش چیز مرکب نتیجه دهد چون بر خلاف بسیط بودن خودش نتیجه میدهد.
مثال:
تعریف یک نقطه: یک نقطه، یک مکان انتزاعی هست بدون طول و عرض و ارتفاع، یعنی بسیط. خط هم یعنی نقطه امتداد یافته از دو جهت در امتداد هم تا بینهایت بدون عرض و ارتفاع. یک خط تعریف میشود که تشکیل شده از بیشمار نقطه کنار هم در یک امتداد از دو جهت، در حالیکه نقطه خودش طول ندارد که بخواهد خط تولید کند. پس نقطه بر اساس تعریف نمیتواند خط تولید کند چون بسیط است. اگر باعث تولید خط شود، مجبور است از دو جهت امتداد یابد و به طول خود اضافه شود که برخلاف تعریفش هست. نقطه بسیط است، اجزایی ندارد و نمیتواند به اجرا و ترکیبهایی تبدیل یا تجزیه شده یا بسازد.
شایان ذکر است این قاعده امر مطلق نیست و بر اساس فلسفه و فیزیک نوین خصوصاً در بحث الهیات تناقضاتی بر آن وارد است.
سپاسگزارم، برای انسان، حس و ادراک فقط داده خام است که در غیاب ذهن و پردازش به خودی خود معنی ندارد. برای مثال «تداوم زمان» یا «علت و معلول». برای معنی دادن به آن نیاز به ساختاری مثل عقل یا «ذهن فعال» هست که ادراک آن را تأمین نمی کند. بخش بزرگی از دانش ما واقعاً از حس می آید و گفتن «دیگه نیازی به عقل نداریم», مثل اینست که کامپیوتر فقط به ورودی ( حس یا داده ) نیاز دارد و سیستم عامل و پردازنده ( عقل/ساختار ذهنی ) مهم نیست. پس بنظرم عقل را نمی شود کامل حذف کرد.
بله ، جهت مزاح عرض کردم و البته کمی هم طعنه به حسیّون زدم ، نمی دونم چه اصراری برای حسی جلوه دادن کل این مسئله یعنی وجود را فقط به احساس تاویل کنند ، حتی شکاکیت هیوم هم چنین سرسخت نبود
سلام ، خیلی از هم صحبتی با شما خوشحالم ، سپاسگزارم که توجه دارید ، سوالی که برای من پیش آمده بود و دنبال جواب می گشتم که تحلیل نظریه عقلی به روش فلسفی راه داره یا اینکه ادراک را یک طوری توجیه کنیم و تحلیل شود که همه تصورات و تصدیقات به احساس برگردد، ( ( دیگه نیازی به عقل نداریم ) )