قرآن کریم ترجمه و تفسیر
بعد از اینکه آدم و حوا از طرف پروردگار بهشون امر شد که اهبطوا منها جمیعاً ، اون فرشتگانی که در حال سجده آدم بودند بلند شدند رفتند یا همراه آدم و حوا به زمین هبوط کردند ؟ اینطوری که فرشتگان ول کن آدمیزاد نمیشن ، میگن شماها مارو به جهنم کشوندید ! فکر نمیکنم با آدم هبوط کرده باشند ، ابلیس هم چون از جنس جن بود با آدم هبوط کرد ، و البته شیطان و یک مار و یک طاووس ،
١ پاسخ
نکتهای که گرفتهاید جالب است، چون اگر خود آیات قرآن را ملاک قرار دهیم، داستان دقیقاً آن تصویری نیست که بعدها در برخی روایتها و قصهها شکل گرفته است.
۱. «اهبطوا» دقیقاً به چه کسانی گفته شد؟
در قرآن در سوره بقره میخوانیم:
> قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
«گفتیم: همگی از آن فرود آیید؛ پس هرگاه از جانب من هدایتی برای شما آمد، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.»
(بقره، ۳۸)
اما نکته مهم این است که «همگی» در اینجا لزوماً به معنای آدم و حوا و ابلیس و تمام فرشتگان حاضر در صحنه نیست.
در آیات قبل، مخاطبان مشخصاند.
در بقره ۳۵:
> وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ...
و بعد:
> فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا...
سپس:
> قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا
از نظر نحوی، «اهبطوا» جمع مذکر است، اما در عربی جمع مذکر میتواند گروهی مرکب از مردان و زنان را هم شامل شود. بنابراین طبیعیترین برداشت از سیاق این است که آدم، حوا و شیطان در این خطاب قرار دارند، نه اینکه تمام فرشتگانی که در ماجرای سجده حاضر بودند نیز مأمور به هبوط شده باشند.
---
۲. یک قرینه خیلی قویتر وجود دارد
قرآن درباره ابلیس میگوید:
> قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ
یعنی:
> «از آن فرود آی؛ تو را نرسد که در آن تکبر ورزی. پس بیرون شو، که از فرودستانی.»
(اعراف ۱۳)
بنابراین برای ابلیس، فرمان خروج/هبوط به صورت مشخص وجود دارد.
و بعد از آن، ابلیس میگوید:
> أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
و خدا به او مهلت میدهد.
پس از متن قرآن میتوان فهمید که ابلیس نیز وارد مرحله زمینی داستان میشود و دشمنیاش با انسان ادامه پیدا میکند.
---
۳. اما فرشتگان چه؟
اینجا حرف شما نکته مهمی دارد:
قرآن هیچ جا نمیگوید فرشتگانی که برای آدم سجده کردند، همراه آدم و حوا به زمین هبوط کردند.
برعکس، قرآن بارها فرشتگان را در ارتباط با انسان روی زمین نشان میدهد، ولی نه به عنوان موجوداتی که به علت خطای آدم مجبور شده باشند به زمین تبعید شوند.
مثلاً:
> لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
(رعد، ۱۱)
و درباره فرشتگانِ نویسنده اعمال:
> كِرَامًا كَاتِبِينَ يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ
(انفطار، ۱۱-۱۲)
پس فرشتگان در داستان زمینی انسان حضور دارند، اما این با اینکه در اثر سقوط آدم از آسمان به زمین تبعید شده باشند فرق دارد.
---
۴. یک نکته خیلی مهم درباره «شیطان و مار و طاووس»
اینجا باید بین قرآن و روایتهای تفسیری و داستانی بعدی تفکیک کنیم.
در قرآن:
آدم و حوا وجود دارند.
ابلیس وجود دارد.
شیطان آدم و حوا را وسوسه میکند.
درخت وجود دارد.
هبوط اتفاق میافتد.
اما مار و طاووس در روایت قرآنیِ هبوط نقشی ندارند.
این داستان که مار باعث ورود ابلیس به بهشت شد یا طاووس واسطه شد، در برخی روایات و قصههای تفسیری و ادبیِ بعدی دیده میشود، اما نمیتوان آن را به عنوان متن قرآن بیان کرد.
حتی درباره اینکه «شیطان» و «ابلیس» دقیقاً چه نسبتی دارند، قرآن یک نکته روشن دارد:
> إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ
«جز ابلیس، که از جن بود.»
(کهف، ۵۰)
پس این قسمت که گفتید ابلیس از جنس جن بوده، مستقیماً پشتوانه قرآنی دارد.
---
۵. اما جمله بامزهای که گفتید: «فرشتگان ولکن آدمیزاد نیستند!»
از منظر قرآن، اتفاقاً این قسمت خیلی جالب است.
فرشتگان بعد از ماجرای آفرینش آدم، ظاهراً ارتباطشان با انسان قطع نمیشود.
آنها:
بر انسان مأموریت دارند،
اعمال را ثبت میکنند،
در برخی وقایع یاری میرسانند،
هنگام مرگ انسان حضور دارند،
و در قیامت نیز با انسان مواجهاند.
اما هیچ جا در قرآن نمیبینیم که فرشتگان بگویند:
> «شما آدمها ما را به جهنم کشاندید!»
چنین مفهومی اصلاً با تصویر قرآنی فرشتگان سازگار نیست. قرآن درباره آنها میگوید:
> لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ
«از آنچه خدا به آنان فرمان داده سرپیچی نمیکنند و آنچه را مأمور شوند انجام میدهند.»
(تحریم، ۶)
بنابراین در قرآن، فرشتگان همراه انسان به زمین تبعید نشدهاند که از انسان دلخور باشند.
---
اما یک ظرافت خیلی جالب باقی میماند
در داستان آفرینش آدم، فرشتگان از ابتدا سؤال میکنند:
> أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ؟
«آیا در زمین کسی را قرار میدهی که در آن فساد کند و خونها بریزد؟»
(بقره، ۳۰)
یعنی فرشتگان قبل از آنکه آدم به زمین بیاید، از آینده انسان روی زمین سؤال دارند.
بعد آدم آفریده میشود، ماجرای سجده اتفاق میافتد، ابلیس سرپیچی میکند و در نهایت آدم و حوا به زمین میروند.
بنابراین اگر روایت قرآن را خطی نگاه کنیم:
فرشتگان → آفرینش آدم → پرسش درباره انسان زمینی → سجده → سرپیچی ابلیس → وسوسه → هبوط آدم و حوا و ابلیس
نه اینکه:
آدم سقوط کرد → همه فرشتگان هم همراه او سقوط کردند.
و این تفاوت واقعاً مهم است.
در واقع در روایت قرآنی، فرشتگان از ابتدا «اهل زمین» نیستند، اما مأموریتشان نسبت به انسان زمینی ادامه پیدا میکند؛ ابلیس هم از زمینبودن انسان استفاده میکند تا دشمنیاش را ادامه دهد.
و یک نکته ظریف دیگر هم هست: قرآن در داستان هبوط میگوید «بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»، یعنی «برخی از شما دشمن برخی دیگر خواهید بود» (بقره ۳۶، اعراف ۲۴). این تعبیر در سیاق داستان بسیار قابل تأمل است، چون به نظر میرسد دشمنی اصلی در زمین میان انسان و شیطان تعریف میشود، نه میان انسان و فرشتگان.
سلام، ممنونم بابت توضیحات شما ،