پرسش خود را بپرسید
١٦,٠٠٠ تومان پاداش این پرسش تعلق گرفت به

منظور خداوند از جمله ی "وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ" در سوره ی "الأنفال " چیه ؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٨,٩٠٧

منظور خداوند از جمله ی

 "وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ"

 در سوره ی

 "الأنفال " 

چیه ؟

٣,١٩٢
طلایی
١
نقره‌ای
٩
برنزی
١٣٨

١٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول)، چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.

در روز جنگ بدر، پیامبر (ص) به علی (ع) فرمودند:مشتی خاک و سنگریزه از زمین بردار و به من بده. علی (ع) چنین کرد و پیامبربا خواندن دعایی آن‌ها را به سوی دشمن پرتاب کرد و به صورت معجزه آسایی، طوفانی به پا کرد وباعث وحشتی عجیب در دل دشمن شد.

آری، عامل مهم پیروزی در جنگ بدر، اراده و امداد الهی بود، نه نیروی مادّی و قواعد و تاکتیک‌های نظامی و گرنه لشگری اندک و تنها با یک یا دو اسب سوار، چگونه بر سپاهی انبوه و کاملاً مجهّز و دارای یکصد اسب سوار، پیروز می‌شد؟

«بَلاءٌ»، به معنای آزمایش است که اگر با نعمت و پیروزی باشد، «بلاء حَسَن» است و اگر به وسیله‌ی مصیبت و مجازات باشد «بلاء سیّیء»، چنانکه قرآن درباره بنی اسرائیل می‌فرماید: «وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ»

پیام‌های آیه ۱۷ سوره انفال

۱-پیروزی در جنگ موجب غرور و عُجب شما نشود، خداوند و امداد‌های او را فراموش نکنید. «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ»

۲-انسان در افعال خود، نه مستقل از اراده خداوند است و نه مجبور. کارها، از آن جهت که با اختیار از انسان سر می‌زند، به او نسبت داده می‌شود، ولی، چون نیرو وتأثیر از خداست، به خدا نسبت داده می‌شود. «ما رَمَیْتَ ... وَ لکِنَّ اللّهَ رَمی»

۳-وجود پیامبر و رهبر، نقش بسزایی در جلب امداد‌های غیبی خداوند دارد. «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ»

۴-جنگ و جهاد، از وسایل آزمایش الهی است تا مؤمنان واقعی از افراد سست ایمان و یا بی ایمان شناخته شوند. «بَلاءً حَسَناً»

۵-امداد الهی و پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان اتّفاقی و بی حساب نیست، بلکه از روی علم وآگاهی خداوند است. «إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

٧٩٤,٢٧٠
طلایی
٧٦٨
نقره‌ای
٩,٠٥٨
برنزی
٦,٦٦٧
تاریخ
١ سال پیش

آفرین استفاده کردیم خیلی جامع فرمودید حسین جان.

بادرود به همه عزیزان:

یادمه در دفاع مقدس من افتخار دیدبانی گردان ادوات(خمپاره)داشتم..بعد از محاسبه و مخابره گرای لازم به عزیزان کاربر خمپاره بابیسیم میگفتیم( وما رمیت اذ رمیت).خمپاره انداز هم بعد از شلیک در جواب میگفت(ولا کن الله رما انشالله).

به معنی اون موقع ما که ترجمه درستی از آیات نداشتیم به معنی تحت الفظی خودمان معنی میکردیم ..بفرست به اذن و کمک خدا گلوله را به طرف دشمن..اون هم بعد از شلیک میگفت فرستادم به کمک خدا انشالله به هدف بخوره...

منظورم ...تکرار  این آیه مبارک با هر شلیک ، حضور و کمک خداوند را احساس میکردیم  و  برای  پیروزی وهدف گرفتن دشمن،برای رزمندگان   دلگرمی میبخشید.

٦٥,٤٢٨
طلایی
٧٦
نقره‌ای
١٧٠
برنزی
٧٤٦
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر حسین عزیزم🌹🙏
پیامبراکرم ( ص ) این آیه را به خاک میخواند و به طرف دشمن میپاشید و بیچاره میشدند. من خودم در سربازی رتبه اول خمپاره چریکی در کل گردان تکاوری ویژه بودم، در عملیاتهای مرزی شرق، ماشین را داخل تنگه میزدم، بدون اینکه دیده بشود، حتی یکبار هم خطا نداشتم، حتی در تمرین، همیشه وقتی کار سخت میشد دنبالم میامدند، رمز موفقیت من سه چیز بود، اول اینکه هر کسی شلیکی داشت، اول گرا گیری او را چک میکردم و قبل از زدنش برای خودم حدس میزدم که

که با توجه به نوع خرج خمپاره ( ورقی یا هلالی ) و تعداد خرج، و زاویه احتمالاً کجا میخوره؟ چه خمپاره چریکی، و چه پایه دار، معمولاً هم حدسم درست بود. دوم اینکه

دوم اینکه تا این آیه را نمیخواندم شلیک نمیکردم، حتی در شدیدترین درگیری ها فحش میخوردم، ولی تا با تمرکز نمیخواندم نمیزدم، سوم هم خواست خدا بود، چون بارها در عملیاتها دیده بودم که چگونه گلوله در هوا تغییر مسیر میدهد، باور داشتم که حتی برگ درخت بی علم خدا نمیفتد، حتی چندبار منو به دوشکا بستند ولی، یا جلوی صورتم تغییر مسیر میداد، یا قبلش زمین میخوردم، چون لیاقت شربت نداشتم.

البته امروزه خیلیا عقیده ندارند و همه چیز رو صرفاً ظاهری و مادی محاسبه میکنند، ولی باور دارم که حتی یک برگ بی علم خدا نمیفتد، حالا اگه کسی باور ندارد مشکل از خودش است، فیزیک تحت متافیزیک هست، آتش می سوزاند ولی تا خدا نخواهد آتش ابراهیم را نمی سوزاند.
ضمناً پوزش از غیبت دو روزه، هر بار مجالی بود آمدم ولی نت قطع بود، نمیدانم سراسری قطع و وصل میشود، یا منطقه با منطقه فرق دارد.

درود برشما گل گلستان ایران. انشالله از خاطره ای که گفتین خیردنیا و آخرت ببینین. اگشهادت نسیب نشده حتما حکمت خداوند بوده. . . منظور من از این خاطره ومارمیت اذ رمیت. هم تجدید خاطره ای شود و هم من که مسلط به عربی و ترجمه آیات نیستم. به عزیزان بگم ما دلمون با خدا بود و تحت الفظی معنی کردیم و دشمن بیاری خدا شکست دادیم. اما معنی و تفسیر آیه مورد نظر سوال را نخواستم اشتباه جواب بدم. دوستتان دارم هموطنای خوبم. سپاس

-
٢ ماه پیش

بله آقای ایرانیان عزیز. صدرصد که این عالم هستی به این عظمت هرچیزی به دست خداست و بقول خودتان برگی بدون اذن خداوند به زمین نمی افتد. . بله اینجا هم مشکل نت داریم. اما بهم عادت کردیم وقتی نت نیست و یا به کار روزمره مشغولیم دلتنگ دوستان شده و سری به آبادیس میزنیم. . عزیزین شمادرقلب ما

-
٢ ماه پیش

در سوره مباركه انفال خطاب به پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) آمده است: «ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللّهَ رَمی»[۸۴] يعنی تو در جريان جنگ وقتی پيروز شدى اين پيروزى از آن تو نبود، تو رَمی نكردى بلكه خدا رمی كرد. مخاطب امت پیامبر هستند هر چند به ظاهر پیامبر را مخاطب قرار داده و به مسلمین آگاهی میده که مغرور نشوند و همه چیز رو از توفیق الهی بدونند.

٢١٨,٩١٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٧
تاریخ
١ سال پیش

این شما نبودید که آنها را کشتید؛ بلکه خداوند آنها را کشت! و این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ خداوند شنوا و داناست.

٣٨٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٥
برنزی
١٠
تاریخ
١ سال پیش

(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت

 و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد)

 و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.

٧١,٠١٤
طلایی
٣٦
نقره‌ای
٢٢٧
برنزی
٢٢٩
تاریخ
١ سال پیش

منظور اشاره به اراده ی خدا دارد 

٥٤٥
طلایی
٠
نقره‌ای
١١
برنزی
١٠
تاریخ
١ سال پیش

آیه‌ی "وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى" در سوره‌ی انفال، آیه‌ی ۱۷ آمده است. این آیه به یکی از حوادث غزوه بدر اشاره دارد. در این جنگ، مسلمانان در برابر مشرکان قریش قرار گرفتند و تعداد و تجهیزات مسلمانان بسیار کمتر از دشمن بود.

منظور از این جمله، زمانی است که پیامبر اسلام (ص) در یکی از مراحل نبرد، مشتی خاک یا شن به سمت سپاه دشمن پرتاب کرد و این اقدام باعث شد که بسیاری از مشرکان کور یا زخمی شوند و در نتیجه، ترس و وحشت در میان آنها ایجاد شود. این آیه بیان می‌کند که گرچه پیامبر این عمل را انجام داد، اما تأثیر معجزه‌آسا و قدرت اصلی از جانب خداوند بود، نه به واسطه قدرت انسانی.

به عبارت دیگر، خداوند می‌خواهد بگوید که اگرچه ظاهراً پیامبر (ص) این عمل را انجام داد، ولی در حقیقت این خداوند بود که آن را انجام داد و اثرگذاری نهایی به واسطه قدرت الهی بود. این آیه بر اهمیت توکل به خداوند و نقش او در تحقق نتایج تأکید دارد، حتی اگر انسان به ظاهر کار را انجام داده باشد.

تاریخ
١ سال پیش

یعنی همه کار عالم صبغه ی  از اویی دارد.اراده الهی  تعیین می کند که چه بشود.

١,٢٨٧
طلایی
٠
نقره‌ای
١٤٣
برنزی
٥٣
تاریخ
١ سال پیش

ممنونم ولی صبغه الهی درست است

-
١ سال پیش

آیا اراده الهی تعیین کرده است که ۴۰ هزار انسانِ غیر نظامی ِ مظلوم د ر غ ز ه کشته شوند؟

-
١ سال پیش

اراده و خواست خداوند فوق همه چیز است. ؛ لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم، همه چیز و هر حول و قوّه ای از خدا است.

-
١ سال پیش

خدا اینگونه به بندگانش فرمود که به قدرت خود مغرور نشوند،هر جا که غرور بیایید موفقیت از بین می رود، فقط در این جنگ نبود که خدا به یاری بنده هایش آمد، در طول شبانه روز،البته اگر با چشم دل، به زندگی نگاه کنیم، این موارد کم نیستند، مثلاً با خود می گوییم من فلان مقدار درآمد دارم ، با این حساب ۵۰سال اگر چیزی نخورم صاحب خانه می شوم، ولی زندگی عادی خود را پیش می بریم و خانه و ماشین و... هم می خریم،ولی زود فراموشمان می شود که  لکن الله الرمی، این ما نبودیم که چنین کردیم

 بلکه خدا بود.

ترجمه صادق نوبری صادق نوبری، عبدالمجید ، صفحه 152

[توضيح: قشون رسول اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله بعد از آن كه بعضى از اهل مكه را مقتول و برخى را اسير نموده، آنها را شكست دادند به هم تفاخر مى‌كردند يكى مى‌گفت ابو جهل را من به قتل رساندم ديگرى مى‌گفت قاتل عتبه منم. رسول اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله قبل از جنگ بعد از آن كه قتل نفرات خودى و كثرت دشمن را ديد و به درگاه الهى دعا نموده گفت الهى به من وعده فرموده‌اى كه به ما كمك كنى، الها به وعدۀ خود وفا كن بعد به على عليه السّلام فرمود مشتى خاك به من بده آن جناب مشتى خاك به رسول خدا داد، آن حضرت مشت خاك را به سوى قريش پرتاب كرد از آن خاك به چشم تمام دشمن داخل شد. بعد از شكست دشمن، اصحاب گفتند پاشيدن خاك حضرت رسول صلّى اللّٰه عليه و آله سبب شكست دشمن شد، خداوند تعالى ضمن آيۀ شريفه قتل را به دست مسلمين و يا به سبب پاشيدن خاك رد كرده فرمايد:] 17 - مشركين را شما مسلمين به قتل نرسانديد اگر چه به ظاهر شما به قتل رسانديد اما حقيقتا شما به قتل نرسانديد بلكه خداوند تعالى آنها را مقتول ساخت زيرا نصرت و غلبه از ذات بارى تعالى است. يا محمد خاكى را كه تو پاشيدى به چشم تمام مشركين داخل شد، اگر چه خاك را به ظاهر تو پاشيدى اما حقيقتا تو نپاشيدى بلكه خداوند تعالى آن را پاشيد خداوند تعالى از جانب خويش جهت احسان به مؤمنين، مشركين را مغلوب ساخت در حقيقت خداوند تعالى دعاى مؤمنين را شنيده به احوال آنها عالم است

ترجمه نور الدین کاشانی کاشانی، محمد بن مرتضی ، صفحه 303

و چون مؤمنان فخر كردند به كشتن آنها،خداى عزّ و جل به ايشان گفت:فخر نكنيد،و شما آنها را نكشتيد به قوّت خود و ليكن خدا آنها را كشت به فرستادن ملائكه و افكندن ترس در دل ايشان و قوّت دادن دل‌هاى شما و اى محمد!تو سنگ‌ريزها را نيفكندى به سوى آنها هنگامى كه افكندى،و ليكن خدا افكند،يعنى تو آلتى و مؤثّر حقيقى خداست.مروى است كه حضرت پيغمبر مشت سنگ‌ريزه برداشت و به جانب دشمنان افكند و آنها را نفرين كرد،به اينكه روهاى شما در دنيا و عقبى زشت باد؛و بعد از آن هيچ مشرك نماند،مگر آن كه دست بر چشم‌ها گرفته گريختن و كرد خداى عزّ و جل آنچه را كرد از براى آنكه از جانب خود انعام نمايد به مؤمنان انعام عظيمى به نصرت و غنيمت و مشاهده‌ى معجزات به درستى كه خدا شنوا و دانا است

ترجمه فیض‌الاسلام فیض‌الاسلام اصفهانی، علی‌نقی ،

پس (از آن براى اينكه مؤمنين بدانند كه خداى تعالى غالب و چيرۀ بر دشمنان است و او است كه در جنگ بدر دشمنانشان را كشت و نبايد فخر و سرفرازى كرده كسى به ديگرى بگويد: من فلان را كشتم يا من چنين كردم چنان كه مى‌گفتند، مى‌فرمايد:) شما آنان را نكشتيد ليكن خدا كشتشان (چون افعال خدا مانند سبب و علّت است ازاين‌رو كشتن را از كسى كه حقيقتا كشته نفى نموده و دور ساخته و به خود نسبت داده است) و (اى محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله هنگامى كه جبرائيل (عليه السّلام) آمد و گفت: مشتى از خاك گرفته بسوى كفّار قريش بيفشان، پس چون مسلمانان با كفّار قريش روبه‌رو شدند آن حضرت بامير المؤمنين علىّ (عليه السّلام) فرمود: مشتى از سنگريزه‌ها بمن بده، امير المؤمنين (عليه السّلام) مشتى از سنگريزه‌هاى آلوده به خاك به آن بزرگوار داد، آن حضرت آن را گرفته بسوى ايشان پاشيد، و مشركى نبود مگر آنكه از آن سنگريزه‌ها در چشم و دهان و سوراخ بينى‌اش ريخته شد، آن گاه به خودشان مشغول و گرفتار شدند و مؤمنين آنان را كشتند و اسير و دستگير نمودند، بنا بر اين) تو (آن مشت خاك را) كه افكندى نيافكندى (چون نمى‌توانستى در چشم همۀ كفّار افكنى) ليكن خدا افكند (تا ايشان را نابود سازد) و تا بمؤمنين از جانب خود نعمت نيكويى ببخشد، محقّقا خدا شنواى (گفتار شما و به كردار و انديشه‌هاتان) دانا است

شما اى گروه مسلمانان و فاتحان روز بدر اگر افتخار میكنيد كه در آن روز شما كافران را كشته‌ايد يا أسير كرده و يا فرارى داده‌ايد و به شهامت خودتان میباليد) شما آنها را نكشته‌ايد بلكه خداوند آنها را كشت (و خداست كه شما را پيروزى داد و قوت قلب بشما عنايت فرمود و در دل آنها از شما رعب افكند) و توهم (اى رسول ما كه مشت ريگى گرفته و بسوى كفار پاشيدى و در چشم و دهان آنها جاى گرفت و مؤمنان آنها را تعقيب كرده بر آنها فايق شدند) تو آن مشت خاك و ريگ را بسوى آنها نپاشيدى و نيفكندى آن موقعى كه پاشيدى و افكندى بلكه خداست كه آن خاك و ريگ را بطرف آنها پاشيد (و اسباب عجز و فرار آنان شد و خداوند تمام اين كارها را كرد براى اينكه (بر كافران حجّت خود را قائم گرداند و رسول خود را مؤيّد و بر دشمن پيروزى دهد هرچند امكانات حربى مختلف و عدّه و عُدّۀ دشمن بچربد) و براى اينكه مؤمنانى را كه از دارائى و ديار خود جدا مانده و براى نصرت دين خدا از زندگى خود صرف نظر كرده بودند اعطاء نيكوئى كند و غنيمت و نصرت و شوكتى احسان فرمايد زيرا خداوند بهر دعا و گفتارى شنوا و بهر نيّتى داناست.

اى مؤمنان!) شما كافران را (با قوّت و قدرت خود در نبرد بدر) نكشتيد، بلكه خدا (با پيروزنمودنتان بر آنان و افگندن هراس به دلهايشان) ايشان را كشت. و (اى پيغمبر! بدان گاه كه مشتى خاك به طرف آنان پرتاب كردى و خاك به چشمان ايشان فرورفت، در اصل) اين تو نبودى كه (خاك را به‌سوى آنان) پرتاب كردى (چرا كه مشتى خاك از حيث كميّت و كيفيّت آن توانايى را ندارد) بلكه خداوند (آن خاك را تكثير و به‌سوى ايشان) پرتاب كرد (و به چشمان آنان رساند) تا بدين‌وسيله مؤمنان را خوب بيازمايد (و با اعطاء خوبيها آزمايششان نمايد). بى‌گمان خداوند شنواى (دعا و استغاثۀ مؤمنان بوده و از صدق و اخلاص ايشان) آگاه است

ای پیامبر آنگاه که تیر انداختی،تو نبودی ،بلکه خداوند بود که تیر انداخت(پس به خودت مغرور نشو)

٢١٢,١٤٦
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
١,٧٣١
برنزی
١,٨٨٣
تاریخ
١ سال پیش

همانطور که «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» اینجا هم تنها پیغامبر گرامی نبودند که گرد نفرین بر دشمنان پاشیدند، بلکه گرد ترس خدا بود که بر دلهاشان نشست.

٢١٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٤
برنزی
٤
تاریخ
١ سال پیش

سوال وجواب مشابه:
https://abadis. ir/bepors/question/7053

١

پاسخ شما