پیشنهادهای سهیلا سهرابی (٣٩٩)
راننده خودکار میشه معنیش کرد. مخففautonavigator
فردِ کار درست وقتی کسی میخواد بگه یه فرد یا یه شیء یا . . . همونطور که میگن خیلی خفن باشه.
کسی که قوانین بازی رو تعیین میکنه و اگه دلش بخواد میتونه هر کس رو که میخواد برنده یا بازنده اعلام کنه. ( منبع: Urban Dictionary )
هدر دادن منابع، توان، زمان و. . . برای هدفی غیرقابل تحقق یا نقشه ای که موفق نخواهد بود.
فداکارانه
به خود اجازه دادن ( برای انجام کاری ) بدون این که از کس دیگه ای اجازه گرفته باشیم
to run, develop, or grow out of control
سلطه گری کردن بر کسی تحقیر کردن کسی کوچیک کردن کسی
فورانگر ( درمورد چاه نفت )
با عجله در رفتن ( slang )
فریاد کمک سر دادن
دست به سر کردن
It means "I have already thought of what you're telling me to do and ( usually ) I'm already doing something about it. " ( forum. wordreference. com ...
به طور کلی برای مخالفت با حرف طرف مقابل استفاده میشه. به این شکل هم میشه معنی کرد: فقط تویی که داری اینو میگی ( و اشتباه هم میگی ) ! نمیفهمی چی داری ...
بسته به کانکست، برگشتن کسی از حرف خودش هم معنی میشه.
صدای کوتاهی از سر شادی و هیجان مثل جیر جیر کردن، جیغ جیغ کردن
دست بردار بیخیال شو abort this attempt
طلبکارانه چیزی رو خواستن به حالت دستوری
ایجاد کننده اجرا کننده
با ed در انتهای فعل، اگر در جایگاه فعلی که در زمان گذشته استفاده شده نباشه، باید بصورت صفت معنی بشه. به معنای: خفه، ناخوشایند تعریف انگلیسی: If you ...
جفت و جور شدن
کسی که احساس پشیمونی نمیکنه repentant = پشیمان، نادم unrepentant = غیرپشیمان! :/
معنی این عبارت معادل این ضرب المثله: بشکنه این دست که نمک نداره یا: اومدیم ثواب کنیم، کباب شدیم به عبارت دیگه، یعنی وقتی یه کسی کار خوبی در حق کسی می ...
خوب پیش رفتن کاری
استیک استخوان دار
سرزده
گردن کلفت
معامله را جوش دادن
باقی مانده
حالا که صحبتش شد. . . حالا که حرفش شد. . .
کله ی کسی را کندن به کسی پریدن
غافلگیر شدن توی بدترین شرایط
والاترین
اگه درمورد مکان به کار بره، منظور محلیه که هیچ تزئیناتی نداره. کاربردپذیر بودن و سودمندی هم از همین جهته ( که چیز اضافه ای برای سرگرمی یا زیبایی بهش ...
خیلی زیاد
بازنده ی بدی بودن بدقمار کسی که جنبه ی باخت نداره
خراب شدن اوضاع
سر حرف خود ماندن بر حرف خود پافشاری کردن
به معنی با احتیاط کاری رو انجام دادن هم استفاده میشه.
ورود چشمگیر به یک مکان، طوری که جلب توجه کند.
سر در آوردن
بی چون و چرا
به تن کردن لباس لباس پوشاندن به کسی: get sb dressed
از دل کسی درآوردن
بی انتها
جفت و جور شدن
too much information اطلاعات زیادی دادن مثلا وقتی کسی درمورد چیزهایی حرف میزنه که چندش آور و حال بهم زن هستن.
لنگه به لنگه
شلوغش کردن