پیشنهادهای سهیلا سهرابی (٣٩٩)
با کسی گرم گرفتن
توریست مسافر
این کلمه به معنی غرور و افتخار و همه ی چیزهای دیگه ایه که بالا آورده شده. اما به هیچ وجه به معنی همجنس گرا و همجنس گرایی نیست. این دو مفهوم رو با هم ...
تقلیل یافته، تحقیر شده، کاهش یافته، بی ارزش شده، خفیف شده، کوچک شده ( این صفته مگه این که ed آخرش برای گذشته کردن فعل اومده باشه. پس لطفا فعل معنیش ...
جمع و جور کردن خود
شادمانه با خوشحالی با سرحالی
صدای ضعیف
idiom. : a small amount of ( something ) : a hint or trace of ( something ) She noticed a touch of garlic in the sauce.
having the necessary strength, courage and ability to deal with something successfully داشتن قدرت، شجاعت و توانایی کافی برای حل یک مساله یا موفقیت در ...
به بهانه ی
اگه برای توصیف صدا به کار بره، میشه بی احساس معنی کرد یا بی روح
قدرت دادن به کسی
عقلش میرسید که ( فلان کار ) را نکند
روشنم کن
A good tactician knows when he’s outmatched یه استراتژیست ( تاکتیسین ) خوب میدونه چه موقع حریفش ازش خیلی قویتره یا میدونه چه موقع باختش حتمیه ساختار ...
به فرض آن که با این فرض که
سرکش
جنون آمیز روانشناس های قدیمی، هیستری رو معادل جنون میدونستن. در نتیجه فکر میکنم ترجمه جنون براش مناسب باشه. البته توی متن های علمی باید بیشتر به ترجم ...
کسی را ناامید کردن پشت کسی را خالی کردن بد قولی کردن روی کسی را زمین انداختن توی حال کسی زدن
نمیدونم چطور ازت تشکر کنم نمیدونم با چه زبونی ازت تشکر کنم
دهن گشاد
آزار دیده آسیب دیده صدمه دیده مجروح کسی/چیزی که باهاش بدرفتاری شده کسی/چیزی که ازش سوءاستفاده شده ( این کلمه، مگر این که در جایگاه فعل گذشته استفاده ...
she’s got me twisted این جمله رو دیدم کاربر Setayesh - Arya نوشته و معنی کرده: ( ( من به دو بخش تقسیم شدم بخشی پیش اون و بخشی پیش خودم ) ) که خب واض ...
فکر کسی درست کار نکردن عقلش کار نمیکنه فکرش به هم ریخته
دل کَندَن ( یکی از کاربردهاش وقتیه که دو نفری که عاشق بودن و جدا شدن، دیگه حسی به هم نداشته باشن و رفته باشن پی زندگی خودشون. اینطوری میگیم از هم دل ...
عامل غافلگیری مزیت غافلگیری
دست و پا شکسته ( زبان )
چِغِر
قفل مَفصل �قفل مفصل به گروهی از فنون رزمی گفته می شود که در آن مفصل حریف گرفته و به صورتی حرکت داده می شود که به حداقل دامنهٔ حرکتیِ ممکنِ خود برسد و ...
امکانپذیر نبودن ممکن نبودن �راه نداره� غیرممکن محال نشدنی
دو پاره کردن
سنگ چخماق
to be sweet or useful تقریبا به معنی: میشه لطف کنی. . . ؟ میشه محبت کنی. . . ؟ معمولا در ابتدای جمله درخواستی استفاده میشه. مثال: Would you be a dea ...
اگه در جایگاه فعل گذشته نباشه، باید صفت معنی بشه. به معنی آگاه، ماهر
فکر نبوغ آمیز
کله پا شدن زمین خوردن به زمین افتادن
جفت گیری هم میشه توی حیوونا
to fail شکست خوردن
بر حذر داشتن
سرزنشگر
دو دو تا چهارتا کردن قطعه های پازل را کنار هم گذاشتن پی بردن به چیزی معما را حل کردن
حمله هراس
خائنانه
to the natural end of a pregnancy تا پایان طبیعی بارداری
غوطه ور بودن دور سر آدم چرخیدن ( اشیا ) گیج رفتن ( سر ) ( منبع: دیکشنری هزاره )
خارج از محدوده خارج از دسترس
همزاد
کسانی که با جرم و جنایت مبارزه میکنن مثل پلیس یا مثلا بتمن :دی
معانی دیگه این اسلنگ: تقلب کردن ( توی گیم ) یا یه چیز فوق العاده که انتظارشو نداشتی ( منبع: https://en. wiktionary. org/wiki/hax#:~:text=2010s amon ...
ظاهرا همه این فعل رو با take off اشتباه گرفتن