lift up

پیشنهاد کاربران

بالا بردن
I think it really lifts up human spirit
🔸 معادل فارسی:
• حمایت کردن و دلگرمی دادن / تقویت روحیه کردن
• بلند کردن و بالا بردن ( در معنای تحت اللفظی )
• تسلی دادن و پشتیبانی کردن / همراهی کردن
• گرامی داشتن و ارج نهادن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• We are grateful for the many individuals that have lifted up our family and the memory of Jason.
ما از بسیاری از افراد که خانواده ی ما و یاد جیسون را حمایت و گرامی داشتند، سپاسگزاریم.
• The community lifted up the victims' families with prayers and support.
آن جامعه با دعا و حمایت، خانواده های قربانیان را دلگرمی داد.
• She lifted up her friend during the difficult time.
او در آن دوران سخت، دوستش را حمایت و تقویت کرد.

منابع• https://fluentslang.com/slang-for-worship/
Verb to take something and move it to a higher position
قدرت دادن به کسی
بالا اوردن
شاد کردن، حس خوبی دادن
ارتقاء بخشیدن، ترفیع دادن، تعالی دادن
برداشتن
تو منو بالا میبری
lift up
بالابردن، به اوج رساندن، کسی روسردماغ کردن'، بلندکردن؛به پاخاستن، ؛
اوج قردت . سلامتی.
.
برداشتن اشیا
بالا بردن
بلند کردن
بلند شو

بالا بردن , بلند کردن , اوج گرفتن , به پا خواستن , برخیز ,
بالا بردن _ بلند کردن
بالا زدن [درباره ی دامن و لباس]
بلندشدن، بلندکردن
بلند کردن به پا خواستن
برخیز
بلند کردن
بالا بردن
اوج گرفتن. بالا رفتن. صعود کردن
بدون پیشنهاد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٥)