پیشنهاد‌های سهیلا سهرابی (٣٩٩)

بازدید
٩٨٣
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از هزاره: بی تفاوت بی علاقه بی اعتنا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

به نقل از هزاره: موقرانه با وقار با متانت محجوبانه خجولانه با کمرویی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

افتان و خیزان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

جلوگیری از این که شخص مستقیما به زمین برخورد کنه و آسیب کمتری ببینه مثل توی فیلم ها که زیر پای بازیگرها و بدلکارها تشک های بزرگ میذارن تا مستقیم به ز ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اختیار کسی را به دست گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معقولان منطقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سردرگم، گیج، گنگ، بهت زده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبه جزیره یا جزیره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( n. ) حرکت نمایشی ژست نمایشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

رو مُخ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اگه گذشته نباشه، نباید فعل معنی بشه و باید در جایگاه صفت معنی بشه�� چیزی که به درونش نفوذ شده سوراخْ شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

فَکِش افتاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقل از هزاره: تراشیدن، دست و پا کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

گریان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

این یه صفته، نه فعل که شوخی کردن معنیش کنیم. به نقل از هزاره: ( لحن ) شوخی آمیز شوخی، مزاح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

pull sb up short / sharply به نقل از هزاره: حرف کسی را بریدن زبان کسی را بند آوردن کسی را سر جای خود میخکوب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نقل از هزاره: با تردید با شک شکاکانه ناباورانه با ناباوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به جلو خم شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

حفظ تعادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نقل از هزاره: نسنجیده، سرسری، نابخردانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

لهجه غلیظ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

جگرخراش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آره والا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

به خود سرکوفت زدن خود را ملامت کردن خود را نکوهش کردن خود را مقصر دانستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

در حقیقت معنی کلمه amused با خوشحال ( happy ) خیلی متفاوته. این احساس حاکی از بازیگوشیه. در واقع این حس بیشتر به حالت playful نزدیکه تا خوشحالی و خر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

گندش بزنن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

حسابگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

پرچمدار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

دستکاری و تغییر وضعیت به شکلی که یک نتیجه ی مشخص به دست بیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

اشاره به یه فرایند ناخوشایند مخصوصا وقتی از دیدگاه عموم پنهان باشه و برای درست کردن یه محصول که افراد زیادی استفاده میکنن به کار بره. این اصطلاح اسا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ستونی یک اینچی در مجله یا روزنامه معمولا ستون های پر و پیمونی هستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

بینی دکمه ای، وقتی بینی گرد و صاف باشه. معمولا بانمک و جذاب دونسته میشه. خصوصا برای اشاره به بچه های کوچیک و نوزادان به کار میره.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

بسته به کانتکست، میتونه آمار هم معنی بشه مثلا آمار دانشجویان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

پزشکی خانواده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در حال آموزش اگه برای شخص استفاده بشه، یعنی کسانی که در حال آموزش هستند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلاه ایمنی آتش نشانان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

only with difficulty or in extreme circumstances. با تلاش فراوان یا در شرایط افراطی. مثال: "it is aimed at one age group, adults, or, at a stretch, ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

سنگ چخماق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

موشک فضاپیما

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

If you adhere to a rule or agreement, you act in the way that it says you should وفادار بودن به یک قاعده یا قانون پیروی دقیق از یک قاعده یا قانون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

عاملیت آزاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

دنیای پس از مرگ زندگی پس از مرگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جهان آینده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

جهان اعداد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

A nose with a small size and a relatively flat, round shape, usually considered to be dainty or cute in appearance.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

وقتی کسی علی رغم مشکلات و سختی ها به تلاشش ادامه میده و کوتاه نمیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

عصب ساختارگرایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

a one - inch length of a column in a newspaper or magazine

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چرت نگو حرف مفت نزن . . . . نخور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

تو مایه های oh shit لعنت گندش بزنن