abused


معنی: خوار
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

خوار (صفت)
abject, contemptible, debased, degraded, despicable, abused, wretched, hangdog

پیشنهاد کاربران

استثمار
سوءاستفاده
گفتمان
بزهکار
آزار.


اذیت
تجاوزکردن بکسی
فحاشی، توهین
سوءاستفاده شده
بد رفتاری کردن
آزار دیده
آسیب دیده
صدمه دیده
مجروح
کسی/چیزی که باهاش بدرفتاری شده
کسی/چیزی که ازش سوءاستفاده شده
( این کلمه، مگر این که در جایگاه فعل گذشته استفاده بشه، نباید به صورت فعل معنی بشه. پس معادلهایی مثل بدرفتاری کردن، تجاوز کردن، استثمار و. . . صحیح نیستن و معادل کلمه ی abuse هستن که یک فعل است، نه abused. )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما