پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٨,٣٤٤)
🔹 تعریف و نقش پزشک ارگونومی جامع: پزشک دارای مدرک پزشکی ( M. D یا D. O ) که علاوه بر درمان های رایج، آموزش های تخصصی در طب مکمل و سبک زندگی دریافت ک ...
🔸 تعریف ها: 1. ( زیست شناسی – اصلی ) : مولکولی که در بدن ساخته می شود و خود به تنهایی فعالیت هورمونی ندارد، اما در بافت های هدف به شکل فعال ( هورمو ...
پدیدارشناسی ( Phenomenology ) مکتب فلسفی است که بر مطالعه ساختارهای تجربه آگاهانه از دیدگاه اول شخص تمرکز دارد و پدیده ها را همان گونه که ظاهر می شون ...
اراده گرایی ( Voluntarism ) نظریه ای فلسفی است که نقش برجسته تری به اراده ( voluntas ) نسبت به عقل نسبت می دهد و آن را عامل اصلی در جهان، رفتار انسان ...
عقل گرایی یا روشنفکری ( Intellectualism ) دیدگاهی ذهنی است که بر استفاده، توسعه و تمرین عقل و intellect تأکید دارد و با زندگی ذهنی روشنفکران شناسایی ...
🔸 معادل فارسی: • فرمانروا • حاکم مقتدر • در محاوره: سلطان یا پادشاه - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اصلی – تاریخی ) :** فردی با قدرت و اختیار مط ...
هاریسا ( Harissa ) یک خمیر یا سس تند محبوب شمال آفریقا ( مانند تونس، الجزایر و مراکش ) است که از فلفل های قرمز بو داده، سیر، روغن زیتون و ادویه هایی ...
ارگونومی علم طراحی محیط کار، ابزارها و سیستم ها برای تطبیق با قابلیت های انسانی است تا ایمنی، راحتی و بهره وری افزایش یابد. ## اهداف اصلی ارگونومی ...
🔸 معادل فارسی: • برنامه ی آرام سازی بدون استفاده از صفحه نمایش • روتین شبانه بدون موبایل و تلویزیون • در محاوره: خاموش کردن صفحه ها و آرام گرفتن ...
بیدرَگلد 🔸 معادل فارسی: • ژولیده • خیس و کثیف • در محاوره: آشفته و به هم ریخته - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اصلی – ظاهری ) :** کسی یا چیزی که ...
( محاوره ای – طنز ) : گاهی برای اشاره به کودک کوچک یا فرد تازه کار به کار می رود. مثال: Come here, you little tadpole! بیا اینجا، بچه قورباغه کوچول ...
تایک - - - 🔸 معادل فارسی: • بچه فسقلی • کوچولو • در محاوره: شیطون کوچولو یا فسقلی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اصلی – محاوره ای ) :** کودک ...
🔸 معادل فارسی: • بچه کوچولو • فسقلی • در محاوره: کوچولوی من یا فسقلی من - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( قدیمی – محاوره ای ) :** در انگلیسی بریتان ...
🔸 معادل فارسی: • انتخاب گزینشی • برگزیده از میان بهترین ها • در محاوره: �گلچین کردن� یا �دست چین کردن� - - - ## 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – ...
باکَل - - - 🔸 معادل فارسی: • دهانی ( مربوط به دهان ) • گونه ای ( مربوط به سطح داخلی گونه ) • در محاوره: �داخل گونه� یا �کنار دهان� - - - ...
خالق محتوا فردی است که محتوای دیجیتال جذاب مانند ویدیوها، وبلاگ ها، گرافیک ها یا پادکست ها را برای پلتفرم هایی مانند یوتیوب، اینستاگرام یا تیک تاک تو ...
خودآزادی یا اتو - امانسیپیشن به ایده رهایی خودجوش، به ویژه از طریق اقدام جمعی به جای انتظار برای کمک خارجی، اشاره دارد. ## ریشه تاریخی پانفلت خودآز ...
🔸 معادل فارسی: • روح هنری • جان هنرمندانه • در محاوره: �ذات هنری داشتن� یا �دلِ هنری داشتن� - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( اصلی – ادبی ) :** شخ ...
🔸 معادل فارسی: • اصطلاحات ساده • زبان عامیانه و قابل فهم برای همه • در محاوره: �به زبان آدمیزاد� یا �به زبان ساده� - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ...
🔸 معادل فارسی: • با زحمت گذشتن از میان چیزی • لُج بازی کردن در کار سخت - - - ## 🔹 تعریف ها 1. ** ( واقعی – فیزیکی ) :** با سختی راه رفتن در ...
🔸 معادل فارسی: • منطقه زرد • بخش هشدار • در زبان محاوره ای: �منطقه ی احتیاط� - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – اصلی ) :** در مدیریت بیماری ...
🔸 معادل فارسی: • مراقبت حاد • درمان فوری • در زبان محاوره ای: �مراقبت اورژانسی کوتاه مدت� - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – اصلی ) :** مرا ...
🔸 معادل فارسی: • بخش نگهداری • منطقه ی انتظار • در زبان محاوره ای: �محوطه ی موقت� یا �محوطه ی توقف� - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( پزشکی – اصلی ...
🔸 معادل فارسی: • بخش پذیرش ( در بیمارستان یا سازمان ) • قسمت ورودی ( در دستگاه یا سیستم فنی ) • در زبان محاوره ای: �بخش ورود اطلاعات/افراد� - ...
Gerilact ( ژری لاکت ) یک مکمل پروبیوتیک است که برای بهبود سلامت دستگاه گوارش و تنظیم فلور روده استفاده می شود. این محصول معمولاً توسط شرکت های دارویی ...
شیاف گلیسیرین ناژو یک ملین رکتال است که برای درمان علامتی یبوست در کودکان بالای ۱ سال و بزرگسالان استفاده می شود. اثر آن معمولاً طی ۱۵ تا ۶۰ دقیقه ظا ...
اسنی ها ( Essenes ) پیش از ظهور مسیح، در یهودیت گروه هایی با گرایش های عرفانی و زاهدانه وجود داشتند؛ مشهورترین آن ها اسنی ها ( Essenes ) بودند که در ...
🔸 معادل فارسی: • درگیری کوتاه • برخورد لفظی یا فیزیکی • کشمکش یا اختلاف کوچک • در زبان محاوره ای: جر و بحث، دعوا سرِ چیزی - - - 🔸 تعریف ها: ...
• در زبان استعاری: چیزی بسیار خطرناک، داغ، یا ناخوشایند • در محاوره طنز: چیزی که خیلی وحشتناک یا غیرقابل تحمل است 🔸 مثال ها: • The chili tasted lik ...
🔸 معادل فارسی: • چراغ قرمز ( معنی اصلی ) • منطقه ی فحشا ( red light district ) • در زبان محاوره ای: محله ی فحشا، محله ی شبانه - - - 🔸 تعریف ...
🔸 معادل فارسی: • جوانه ی مرده • جوانه ی خشک شده • در زبان استعاری: امید از دست رفته، شروعی ناکام - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( گیاه شناسی – اص ...
Fordo is both a village in Qom Province, Iran and the name commonly used for the Fordo Uranium Enrichment Facility, one of Iran’s most secure nuclear ...
مِزه - - - 🔸 معادل فارسی: • مزه ( خوراک های کوچک متنوع ) • پیش غذاهای متنوع • در زبان محاوره ای: دست چین خوراکی های کوچیک - - - 🔸 تعریف ...
🔸 تعریف ها: 1. ( لجستیک – اصلی ) : مدلی برای حمل ونقل یا توزیع که در آن یک مرکز اصلی ( hub ) به نقاط فرعی ( spokes ) متصل است. مثال: Airlines oft ...
🔸 معادل فارسی: • پسر ولخرج • پسر بازگشته ( در معنای استعاری ) • در زبان محاوره ای: بچه ی ولخرج که برگشت، فرزند گمشده ی برگشته - - - 🔸 تعریف ...
🔸 معادل فارسی: • استخوان دفن شده • در زبان استعاری: راز پنهان، موضوع فراموش شده، چیزی که زیر خاک مانده - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( تحت اللفظی ...
( استعاری – ادبی ) : چیزی که هنوز دست نخورده، خام یا تغییرنیافته باقی مانده است. مثال: His unpulped thoughts remained raw and unexpressed. افکار ...
🔸 معادل فارسی: • چیزی که همه دوست دارند • مورد علاقه ی همه بودن • در زبان محاوره ای: چیزی که همه حال می کنن باهاش، سلیقه ی همه ست - - - 🔸 تع ...
پانتیفیکِیت - - - 🔸 معادل فارسی: • با حالت مرجعیت و خودبزرگ بینی سخن گفتن • اظهار نظر کردن با لحن تحکم آمیز • در زبان محاوره ای: مثل واعظ حرف ...
🔸 معادل فارسی: • یاوه گویی کردن • نامفهوم حرف زدن • در زبان محاوره ای: چرت و پرت گفتن، من من کردن، وراجی بی معنی - - - 🔸 تعریف ها: 1. ** ( ...
🔸 معادل فارسی: • بشکه باروت ( معنی تحت اللفظی ) • وضعیت انفجاری یا بحرانی • در زبان محاوره ای: شرایطیه که هر لحظه ممکنه بترکه، مثل بشکه باروته __ ...
• مخفف **Disclosure and Barring Service**. 🔸 معادل فارسی: • سرویس افشاسازی و منع • بررسی سوابق کیفری • در زبان محاوره ای: گواهی سوءپیشینه یا چک ...
🔸 معادل فارسی: • لباس ایمنی با دید بالا • تجهیزات شب نما یا فسفری • در زبان محاوره ای: لباس شب نما، لباس فسفری کار ______________________________ ...
🔸 معادل فارسی: • روی اعصاب کسی رفتن • کسی را آزار دادن یا کلافه کردن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – ...
🔸 معادل فارسی: • فعالیت پشت سرهم و بی وقفه • دوره ی شدید از یک رفتار ( مثبت یا منفی ) ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ...
🔸 معادل فارسی: • قتل های خشونت آمیز و بی وقفه • کشتار بی مهار ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( جنایی – اصلی ) :** ...
🔸 معادل فارسی: • بی احساس نسبت به دنیا • بی تفاوت شدن در برابر اطراف ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – ...
🔸 معادل فارسی: • کاملاً بی حس بودن • کرخت شدن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** توصیف فردی ک ...
__ 🔸 معادل فارسی: • ذهن خالی شدن، چیزی یاد نیامدن • پاک کردن یا محو کردن نوشته/تصویر ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ...
🔸 معادل فارسی: • قرار گذاشتن یا ملاقات کردن ( محاوره ای ) • رابطه ی عاشقانه یا جنسی برقرار کردن ( محاوره ای – در جمله ی شما ) • در زبان محاوره ا ...