drop the hammer

پیشنهاد کاربران

1. انجام کاری با قاطعیت و شدت: این رایج ترین معنی است. یعنی یک اقدام قاطعانه، جدی و قدرتمند انجام دادن. معمولاً در مورد تصمیم گیری ها، مجازات ها، یا حملات شدید به کار می رود.
مثال:
“The police decided to drop the hammer on the drug ring. ”
...
[مشاهده متن کامل]

( پلیس تصمیم گرفت با شدت با حلقهٔ مواد مخدر برخورد کند. )
2. اعلام یا اجرای یک حکم یا تصمیم نهایی: گاهی اوقات به معنی اعلام رسمی یک حکم، قانون، یا تصمیم مهم است که دیگر قابل تغییر نیست.
مثال:
“The judge dropped the hammer with a life sentence. ”
( قاضی با صدور حکم حبس ابد، قاطعانه حکم داد. )
3. آغاز یک حمله یا عملیات ( کمتر رایج ) : در برخی زمینه ها، می تواند به معنی شروع یک حمله نظامی یا عملیات بزرگ باشد.
معمولاً وقتی کسی این اصطلاح را به کار می برد، منظورش اجرای یک اقدام قاطع و بدون تردید است.