burr under your saddle

پیشنهاد کاربران

این اصطلاح به معنای یک مسئله یا موضوع آزاردهنده و مداوم که باعث نگرانی یا کلافگی یک فرد می شود است.
درست مثل اینکه یک خار کوچک ( burr ) زیر زین اسب رفته باشد و اسب را اذیت کند، این اصطلاح به مشکلی اشاره دارد که به ظاهر کوچک است اما به طور مداوم فرد را آزار می دهد و تمرکز او را بر هم می زند.
...
[مشاهده متن کامل]

استخوان در گلو
مثال:
1. “He’s been trying to get that promotion for years, and his rival getting it instead is clearly a burr under his saddle. ”
او سال هاست که تلاش می کند آن ترفیع را بگیرد، و اینکه رقیبش به جای او آن را دریافت کرده، به وضوح موضوعی آزاردهنده و مداوم برای او شده است.
2. “The constant delays in the project are a real burr under my saddle; I can’t seem to move forward effectively. ”
تأخیرهای مداوم در پروژه به شدت مرا کلافه کرده است؛ به نظر نمی رسد بتوانم به طور مؤثر پیش بروم.
“She’s polite, but you can tell the unresolved issue with her neighbor is a burr under her saddle. ”
او مؤدب است، اما مشخص است که مشکل حل نشده با همسایه اش مسئله ای است که او را اذیت می کند.