پیشنهادهای Milad (١,٦٩٦)
سفیدشویی کردن یک چیز بد
استراتژی، راهبرد There might be a difference in tactics, but not in strategy.
تاکتیک، شیوه رزم There might be a difference in tactics, but not in strategy.
مکان * قرار دادن Steer clear of crowded places during flu season. This is a beautiful place for a picnic. اینجا مکان زیبایی برای پیک نیک است. I ...
فصل در حالت اسم Steer clear of crowded places during flu season.
یه کاری کردن متضاد است با do nothong به معنای کاری نکردن مثلاً شادمهر توی آهنگی میگه یه کاری کن که می دونی میشه do something that you know I need t ...
آفتاب سوختگی در حالت اسم You should use sunscreen to avoid sunburn.
کرم جلوگیری از آفتاب سوختگی یا کرم ضد آفتاب You should use sunscreen to avoid sunburn.
کمک کردن به بهتر شدن چیزی Drinking water can help with your headache.
به ته رسیدن چیزی مثلاً اگه توی اوج خستگی باشیم میگیم Exhausted Exhaust ( فعل ) : یعنی استفاده کردن از چیزی تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند ( مثل ان ...
خسته در حالت صفت و مترادف است با tired We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted. I’ve been working for 12 hours, and ...
احساس خستگی کردن We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted.
ایراد فنی The new update has a few bugs. ( آپدیت جدید چند تا ایراد فنی/باگ دارد. )
دوری کردن یا اجتناب کردن Her doctor told her to avoid dairy products.
اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی تقریباً مترادف است با to keep away from I steer clear of coffee in the evenings. I’d steer clear of that restaura ...
�فاصله در حالت اسم �گرفتن در حالت فعل ۱. وقتی Distance �اسم� است ( فاصله/مسافت ) در این حالت به یک مقدار یا فضای بین دو چیز اشاره دارد. مثال: "Th ...
دوری کردن از چیزی You need to keep away from alcohol while taking this medication. You should keep away from the edge of the cliff. باید از لبه پ ...
رژیم یا مجموعه پرهیزها از هر چیزی مثلاً مجموعه پرهیزهای غذایی یا رژیم غذایی The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. ...
متعادل در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.
مصرف کردن The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. The body needs to consume enough calories to function. بدن برای ف ...
سالم در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.
سالم ماندن It's important to eat well to stay healthy. You need to exercise regularly to stay healthy. برای سالم ماندن باید به طور منظم ورزش کنی. ...
این کلمه اسم است و به معنای نصیحت advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه ...
advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه از نظر ظاهری بسیار شبیه هستند اما ن ...
خوب غذا خوردن Doctors advise patients to eat well after surgery. You need to eat well to recover from your illness. باید خوب غذا بخوری تا از بیما ...
کاری انجام ندادن We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing. The best thing to do for a cold is to ...
عبارت Get rest ( گِت رِست ) به معنای �استراحت کردن� است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که کسی خسته یا بیمار است و نیاز دارد بدنش را بازیابی ک ...
دوره We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing.
�راه درمان�، � راه بهبود و درمان یک عارضه� یا �راه حل بهبود دادن یک عارضه بدنی� A glass of warm milk is a great remedy for insomnia. یک لیوان شیر گ ...
میوه زردآلو These apricots look delicious.
میوه توت فرنگی Shall we buy also some strawberries?
میوه گیلاس These cherries are so good!
غیرقابل تصور ( صفت )
مطمئن شدن
مسائل for health - related issues
مسئله this is your issue
کلمه
اصطلاح یا عبارت
تأیید کردن / حمایت کردن The celebrity was paid to endorse the new perfume. به آن فرد مشهور پول دادند تا آن عطر جدید را تبلیغ ( تأیید ) کند. The c ...
اگه لازم باشه I can stay late to help you if needed. من می توانم در صورت نیاز بمانم تا به تو کمک کنم. Take this medicine every six hours if neede ...
شروع به کار در حالت اسم Receptionist: Of course. We have an opening on Wednesday morning. Patient: Yes, that's perfect
نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن The doctor needs to write an order for your blood test. دکتر باید یک دستور ( ن ...
در داروسازی گروهی از داروهای ضد درد یا مسکن هستند
تجویز کردن The doctor prescribed her medication for her sore back.
ماده The laboratory is testing an unknown substance. آزمایشگاه در حال آزمایش بر روی یک ماده ناشناخته است. Rubber is a flexible substance. لاستیک ...
نکته زیر بسیار مهم است ۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medi ...
۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medication: فقط به معنای �دا ...
�دارو خوردن� You should take your medication with water. شما باید داروی خود را با آب بخورید. He refuses to take his medication. او از خوردن دارو ...
�معاینه کردن�، �بررسی کردن� یا �بازرسی کردن� The doctor needs to examine your throat. دکتر باید گلوی شما را معاینه کند. The police are examining t ...