تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سفیدشویی کردن یک چیز بد

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

استراتژی، راهبرد There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

تاکتیک، شیوه رزم There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مکان * قرار دادن Steer clear of crowded places during flu season. This is a beautiful place for a picnic. اینجا مکان زیبایی برای پیک نیک است. I ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

فصل در حالت اسم Steer clear of crowded places during flu season.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

یه کاری کردن متضاد است با do nothong به معنای کاری نکردن مثلاً شادمهر توی آهنگی میگه یه کاری کن که می دونی میشه do something that you know I need t ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب سوختگی در حالت اسم You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کرم جلوگیری از آفتاب سوختگی یا کرم ضد آفتاب You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کمک کردن به بهتر شدن چیزی Drinking water can help with your headache.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به ته رسیدن چیزی مثلاً اگه توی اوج خستگی باشیم میگیم Exhausted Exhaust ( فعل ) : یعنی استفاده کردن از چیزی تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند ( مثل ان ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خسته در حالت صفت و مترادف است با tired We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted. I’ve been working for 12 hours, and ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

احساس خستگی کردن We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایراد فنی The new update has a few bugs. ( آپدیت جدید چند تا ایراد فنی/باگ دارد. )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن یا اجتناب کردن Her doctor told her to avoid dairy products.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی تقریباً مترادف است با to keep away from I steer clear of coffee in the evenings. I’d steer clear of that restaura ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

�فاصله در حالت اسم �گرفتن در حالت فعل ۱. وقتی Distance �اسم� است ( فاصله/مسافت ) در این حالت به یک مقدار یا فضای بین دو چیز اشاره دارد. مثال: "Th ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن از چیزی You need to keep away from alcohol while taking this medication. You should keep away from the edge of the cliff. باید از لبه پ ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رژیم یا مجموعه پرهیزها از هر چیزی مثلاً مجموعه پرهیزهای غذایی یا رژیم غذایی The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

متعادل در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مصرف کردن The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. The body needs to consume enough calories to function. بدن برای ف ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سالم در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سالم ماندن It's important to eat well to stay healthy. You need to exercise regularly to stay healthy. برای سالم ماندن باید به طور منظم ورزش کنی. ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه اسم است و به معنای نصیحت advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه از نظر ظاهری بسیار شبیه هستند اما ن ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوب غذا خوردن Doctors advise patients to eat well after surgery. You need to eat well to recover from your illness. باید خوب غذا بخوری تا از بیما ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام ندادن We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing. The best thing to do for a cold is to ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Get rest ( گِت رِست ) به معنای �استراحت کردن� است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که کسی خسته یا بیمار است و نیاز دارد بدنش را بازیابی ک ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوره We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

�راه درمان�، � راه بهبود و درمان یک عارضه� یا �راه حل بهبود دادن یک عارضه بدنی� A glass of warm milk is a great remedy for insomnia. یک لیوان شیر گ ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه زردآلو These apricots look delicious.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه توت فرنگی Shall we buy also some strawberries?

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه گیلاس These cherries are so good!

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

غیرقابل تصور ( صفت )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مطمئن شدن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مسائل for health - related issues

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مسئله this is your issue

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کلمه

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح یا عبارت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تأیید کردن / حمایت کردن The celebrity was paid to endorse the new perfume. به آن فرد مشهور پول دادند تا آن عطر جدید را تبلیغ ( تأیید ) کند. The c ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اگه لازم باشه I can stay late to help you if needed. من می توانم در صورت نیاز بمانم تا به تو کمک کنم. Take this medicine every six hours if neede ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شروع به کار در حالت اسم Receptionist: Of course. We have an opening on Wednesday morning. Patient: Yes, that's perfect

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن The doctor needs to write an order for your blood test. دکتر باید یک دستور ( ن ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در داروسازی گروهی از داروهای ضد درد یا مسکن هستند

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تجویز کردن The doctor prescribed her medication for her sore back.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماده The laboratory is testing an unknown substance. آزمایشگاه در حال آزمایش بر روی یک ماده ناشناخته است. Rubber is a flexible substance. لاستیک ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نکته زیر بسیار مهم است ۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medi ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medication: فقط به معنای �دا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

�دارو خوردن� You should take your medication with water. شما باید داروی خود را با آب بخورید. He refuses to take his medication. او از خوردن دارو ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

�معاینه کردن�، �بررسی کردن� یا �بازرسی کردن� The doctor needs to examine your throat. دکتر باید گلوی شما را معاینه کند. The police are examining t ...