تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رایج In Singapore it's common to bow slightly when you give the gift to show respect.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معمولاً When you're invited to dinner it's traditional to bring a small gift for the host. Typically, people give a box of chocolates, sweets, fruit ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنتی * مرسوم When you're invited to dinner it's traditional to bring a small gift for the host.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آداب و رسوم برای یه چیزی مثلاً آداب و رسوم مهمانی یا آداب و رسوم ازدواج It is good etiquette to say "thank you" after receiving a gift. ( این جزو آ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عمدتاً they mainly speak english at home.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از نظر فرهنگی t's also one of the most culturally interesting cities I know.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

احساس امنیت کردن Singapore is one of the most expensive cities in the world, but it feels safe and there's lots to do here. I don't feel safe walk ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط یا رابطه در حالت اسم It's quieter than in the city centre, but the transport links are good, so travel to work is easy. Example: There is a ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آرام تر - ساکت تر It's quieter than in the city centre, but the transport links are good, so travel to work is easy.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجربه در حالت اسم و تجربه کردن در حالت فعل ۱. به عنوان اسم ( Noun ) در این حالت دو معنای متمایز دارد: الف ) دانش و مهارتی که در طول زمان به دست می ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

cow گاو ماده اما برای گاو نر می شود bull

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاو نر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خروس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیر بودن و پر بودن معده Thanks, but I don't have room for seconds. I'm full! We say "I'm full" when we don't want to eat any more food.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرریز برای نوشیدنی رو top - up میگن اما سرریز برای غذا میشه seconds Do you want a top - up? offering more drink *** Would you like seconds? offerin ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

احساس گرسنگی کردن . I don't feel hungry yet because I had a late breakfast. ( هنوز احساس گرسنگی نمی کنم چون صبحانه را دیر خوردم. ) If you feel hung ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرریز برای غذا زمانی که تموم شده در بشقابمون We've got some more noodles. Would you like seconds?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شارژ کردن یا پر کردن چیزی که خالی شده Your glass is empty, can I top it up for you?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از خودتون پذیرایی کنید At the dinner table, "help yourself" means that we can start putting food on our plates and we do not have to wait for anyone ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرسنه در حالت صفت I'm hungry I hope you're feeling hungry because dinner's ready!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای بابا حیف شد این عبارت برخلاف کلمه Shame ( که به معنای خجالت یا شرمندگی است ) ، اصلاً بار منفی یا خجالت آور ندارد؛ بلکه برای بیان این است که شما ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این مخفف یک کلمه فرانسوی هست که دقیقاً در انگلیسی هم فقط مخففش به کار میره The initials "RSVP" are from the French "r�pondez, s'il vous pla�t" ( li ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک مخفف انگلیسی است که دقیقاً به همین شکل در مکالمات به کار میره "RSVP" means the same as "respond to the invitation" Don't forget to RSVP by 20th ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرکت کردن در چیزی Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمایل داشتن Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Count In / Count Out این دو اصطلاح برای اعلام حضور یا انصراف از یک برنامه گروهی به کار می روند. **. Count ( someone ) In 🙋‍♂️ به معنای �حساب کردن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن He says "Count me in!", which is a phrase we can use to accept an invitation.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رو چیزی حساب کردن در چیزی معنای این عبارت این است که نام کسی را در لیست شرکت کنندگان یک برنامه قرار دهید یا او را در یک فعالیت گروهی سهیم بدانید. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

قدردانی کردن I really appreciate the invitation. I really appreciate your help. ( من واقعاً از کمک شما قدردانی می کنم. ) We appreciate everythin ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دعوت Thank you for the invitation.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پست منتشر کردن در شبکه های اجتماعی to post details on social media Don't post the details of the party on social media yet; it's a surprise! ( هنوز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکان وقوع یک چیزی مثلاً جشن عروسی یا مهمانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعیین کردن set a date تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, bu ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, but they haven't set a da ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهمانی برگزار کردن My parents are throwing me a party to celebrate my graduation. We are planning to throw a party for his graduation. ( ما در حال ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیمار * صبور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدار کمی م برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره I made some sandwiches. I made some decorations.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم برای اسامی قابل شمارش و هم برای اسامی غیرقابل شمارش به کار میره Did you buy any snacks? Did you buy any fruit?

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدار زیادی و هم برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره We have plenty of soft drinks. We have plenty of ice.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرز مشخص که دو چیز را از هم جدا می کنه Uncountable nouns don't have clear boundaries, which is why we can't count them.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخاوتمند یا بخشنده یا دست و دل باز It was very generous of you to pay for everyone's dinner. ( خیلی بخشندگی کردید که هزینه شام همه را پرداخت کردید. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اجتماعی Paola is more sociable than Matteo.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره ساختن ، بازسازی کردن ، سیم کشی کردن مجدد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالا بردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبر