تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سورپرایز شده یا شگفت زده شده

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترساندن و معادل است با terrorize Example: "You scared me! I didn't see you there. " ( منو ترساندی! ندیدمت اونجا بودی. ) Example: "Don't scare the ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترسیده و معادل است با terrorized Example: "I’m scared of the dark. " ( من از تاریکی می ترسم. ) Example: "She was scared when she heard a noise. " ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترساندن - به وحشت انداختن "The gang has been terrorizing the neighborhood for months. " ( آن باند تبهکار ماه هاست که محله را وحشت زده کرده است / می ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

Terrorized به وحشت افتاده - وحشت زده و معادل است با scared "The terrorized citizens were afraid to leave their homes. " ( شهروندان وحشت زده می ترس ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن "I find it hard to concentrate with the TV on. " ( با روشن بودن تلویزیون، تمرکز کردن برایم سخت است. ) "You need to concentrate on your ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

موفق شدن If you work hard, you will succeed. ( اگر سخت تلاش کنی، موفق خواهی شد. ) He finally succeeded in passing the exam. ( او بالاخره موفق ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

حواس پرت شده اگه بخواهیم در حالت فعل استفاده کنیم میشه get distracted "I was distracted by the noise outside. " ( من به خاطر سر و صدای بیرون، حواس ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق "You don't sound very enthusiastic about the trip. " ( به نظر نمی رسد خیلی برای این سفر مشتاق باشی. ) "He is an enthusiastic supporter of t ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر شدن Example: A rainbow appeared in the sky after the rain. ( بعد از باران، یک رنگین کمان در آسمان ظاهر شد. ) Example: He suddenly appeared at ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد علاقه و محبوب The cake was my favourite flavour too - lemon and blueberry! It felt very special!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مزه The cake was my favourite flavour too - lemon and blueberry! It felt very special! "This soup has a very spicy flavour. " ( این سوپ طعم بسیار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قطع شدن برق - خاموش شدن چیزی ۱. قطع شدن ناگهانی برق: The power went out during the storm. ( در طول طوفان، برق قطع شد. ) If the lights go out, the ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور ناگهانی my friends even planned a surprise. We were eating and talking, when suddenly the lights went out. My friend came into the room with ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناگهانی There was a sudden noise in the kitchen. ( یک صدای ناگهانی در آشپزخانه آمد. ) His sudden decision surprised everyone. ( تصمیم ناگهانی او ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

�برنامه ریزی برای یک سورپرایز� my friends even planned a surprise. We were eating and talking, when suddenly the lights went out. My friend came int ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قرار دادن We put everything on the table and everyone helped themselves.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غذا درست کردن I bought plenty of drink and hired someone to make the food because I didn't want to cook on my birthday.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جشن گرفتن برای چیزی I threw a small dinner party for a few close friends at my house last weekend to celebrate my 50th birthday.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون رفتن از خانه Hey Sasha, how was your weekend? Did you go out?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خانه ماندن Martin: Hey Sasha, how was your weekend? Did you go out? Sasha: Hey, Martin. Actually, I stayed in!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت Example: Who is your favorite character in Harry Potter? ( شخصیت مورد علاقه ات در هری پاتر کیست؟ ) Example: She has a very strong character. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

personage مترادف با character است اما بسیار قدیمی است این کلمه بسیار رسمی، قدیمی و کتابی است. به معنای یک �شخصیت برجسته�، �فرد مهم� یا �شخصیت تاریخی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر وقت بودن و وقت شناس بودن کسی که همیشه در همان زمانی که قرار گذاشته شده، در محل حاضر می شود و دیر نمی کند. It is important to be punctual for a ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با انگیزه در حالت صفت Laura is the least motivated student in the course.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انگیزه دادن به دیگران: A good teacher knows how to motivate their students. ( یک معلم خوب می داند چطور به دانش آموزانش انگیزه بدهد. ) He is very g ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نوار فعالیت یا نوار موفقیت توی چیزی یا کاری رو که داری انجام میدی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چقدر سخت بودن How hard was it for you to learn English?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه سایزی How big was the meal? To ask about the size of the meal, we can say "How big was the meal?".

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه قدی How tall is the tree in your garden?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چند سال How old are your children?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا چه مدتی How long have you lived in Singapore?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چقدر دوره How far is your house from the city centre?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخت شدن یا سخت بودن مثلاً می خوای بگی چقدر سخت میشه این قضیه اگه این کارو بکنی How hard was it to get here? The journey was quite easy!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرم شدن مثلاً می خوای بگی که در فلان فصل یا فلان ماه این شهر چقدر گرم می شه How hot does it get where you live?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرد شدن مثلاً می خوای بگی یه جایی سرد میشه تو این فصل

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرم worm

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشان دادن تشکر و قدردانی از چیزی Complimenting the food is a great way to show gratitude to the host. ( تعریف کردن از غذا، راهی عالی برای نشان دادن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تشکر در حالت اسم This is a great way to show gratitude to the host. I would like to express my deep gratitude for your support. ( مایلم سپاسگزاری ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست به دست کردن مثلاً ظرف غذا در میز شام We usually pass dishes around the table so that everyone can help themselves. The host started to pass ar ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلمه Elder ( اِلدِر ) هم به عنوان صفت و هم به عنوان اسم به کار می رود و به معنای �بزرگ تر� یا �شخص سالمند� است. we like to show respect for the eld ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعریف و تمجید کردن از چیزی مثلاً تعریف کردن از غذا تمجید کردن ازش ۱. به عنوان اسم ( Noun ) Example: He paid her a nice compliment on her new hairc ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

درآوردن مثلاً کفش ها هم میشه مانند take off It's traditional to remove your shoes when you enter someone's home.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست دادن با کسی Logan says people often shake hands with the host when giving a gift. It is polite to shake hands when you meet someone for the fi ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشان دادن احترام You can bring a gift to dinner to show respect for your host.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعظیم کردن یا تعظیم In Singapore it's common to bow slightly when you give the gift to show respect. به عنوان فعل: نشان دادن احترام با خم کردن بدن ...