تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

قالب چیزی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی اثر مثلاً در بحث داروسازی دو تا پودر را با هم قاطی می کنیم اما یه پودر سوم بی اثر هم به او می زنیم برای اینکه خواص بهبود پیدا کند

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جوشان مانند قرص جوشان Effervescent tablet

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فشرده کردن ثلاً در داروسازی ذرات پودر دارویی را فشرده و تبدیل به قرص Tablet می کنند

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فشرده سازی ذرات پودر دارویی در داروسازی که تبدیل به یک عدد قرص یا Tablet می شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازپرداخت مبلغ دارو که بیمار در داروخانه گرفته است توسط سازمان سلامت آن کشور را می گویند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داروی دست ساز یا ترکیبی که توسط دکتر داروساز در داروخانه یا مطابق با نسخه ( Magistral ) و یا مطابق با استانداردهای داروسازی ( Officinal ) ساخته می شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستوری یعنی انجام کاری طبق دستور فرد دیگری و دقیقاً مطابق با آنچه که او می گوید

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساخته و آماده شده مطابق استاندارد و بدون دستور دیگری مثلاً داروی ترکیبی از قبل آماده شده در داروخانه برای هر بیماری که به آن نیاز دارد مثل ماینوکسیدیل

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امتیاز انحصاری مثلاً فلان مکان تحت امتیاز دولت است ( Private Pharmacy under Government Concession

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرونده مثلاً می خوایم بگیم پرونده این دارو چیه Registration Dossier

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلسله مراتب چیزی مثلاً سلسله مراتب قوانین Hierarchy of Sources

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ملاک یا معیار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی بخشنامه مثلاً یه بخشنامه قانونی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرمان مثل فرمان ریاست جمهوری Presidential Decree

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بچه درس خون و استاد همه چیز دان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشوق برای کاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یتیم و تک و تنها و بی سرپرست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تراوش کردن Pulmonary infiltrates یعنی ترشحات یا نفوذی های ریوی یا INFILTRATEهای ریه؛ این ها مواد غلیظ تر از هوا ( مثل پوسیدگی، خون، پروتئین یا ترشحا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی تنگی نفس ( احساس کمبود هوا یا سختی در تنفس )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریختن به بیرون - انتشار به بیرون مثلاً در علم داروسازی زمانی که سلول اقدام به ریختن دارو به بیرون از محیط داخلی سلول می کند مقاومت سلولی در برابر آن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوره چیزی را تمام کردن مثلاً دوره یک دارو را تمام کردن Finish the course ​"Make sure to finish the course. " ​ ( حتماً دوره درمان [دوره آنتی بیوتیک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صورت نیاز ​"Take it as needed for pain. " ​ ( در صورت نیاز برای درد مصرف کنید. )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطره چکاندن ​"Instill two drops in each eye. " ​ ( در هر چشم دو قطره بچکانید. )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرغره کردن ​"Gargle with this for 30 seconds. " ​ ( با این محلول ۳۰ ثانیه غرغره کنید. )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثلاً وقتی می خواهیم بگوییم یک حرفی یا کاری یا چیزی تهوع آور بود در حالت عمومی نیز از این فعل استفاده می کنیم What you said was truly nauseating. " ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

با feel sick به معنای احساس تهوع کردن متفاوت است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساس تهوع ( یا به نوعی مریضی ( کردن و با get sick به معمای مریض شدن متفاوت است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Such as ( مثلِ / مانندِ ) این عبارت برای مثال زدن ( List of examples ) به کار می رود و هم معنی Like است. "I love citrus fruits, such as oranges a ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. Such ( این چنین. . . / چنین. . . ) این کلمه معمولاً برای تأکید روی صفت یا قبل از اسم های جمع یا غیرقابل شمارش می آید. "They are such nice peopl ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Such a ( عجب. . . / این قدر. . . / واقعاً. . . ) این ساختار قبل از اسم های مفرد و قابل شمارش می آید تا روی شدت یا کیفیت چیزی تأکید کند "It’s such ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن یا اجتناب کردن که همیشه با هر سه تا فعل زیر نوشت "You should avoid alcohol while taking this medicine. " ( موقع خوردن این دارو، باید از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیار نکته ای که داره تلفظش هست که کیوکامبر خونده میشه و نه کوکومبر Also cut a cucumber.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پزشکی که باید به داروخانه مراجعه کرد و داروها را دریافت کرد با آن "The doctor gave me a prescription for some antibiotics. " ( دکتر برام یه نس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای فاکتور فروش یا گاهی هم نسخه پزشکی می دهد "I lost the receipt, so I can't return the shoes. " ( من رسید رو گم کردم، برای همین نمی تونم کفش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور پخت یا دستورالعمل پخت یا درست کردن چیزی "I’m following a new recipe for dinner. " ( دارم برای شام از یه دستور پخت جدید استفاده می کنم. ) دق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه می تونه نسخه فروش چیزی باشه یا نسخه پزشکی باشه یا دستور پخت غذا باشه در مورد تلفظ این کلمه ریسیپت نوشته میشه اما ریسیت خونده میشه One bell pep ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلفل دلمه Get a yellow bell pepper, please.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارس و جا نیفتاده An unripe tomato has a nice yellow colour.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هویج Shall I put a carrot in the salad?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

�بالاخره یه جایی. . . � ​"You'll have to face him at some point. " ( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. ) ​"At some point, the rain tur ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

صادر کردن the police issued a warning

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه کردن please note that the office is closed on fridays

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادداشت کردن you should write a note for that

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه مثلا نسخه پزشکی this is a prescription for your high blood pressure

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسه الان for now, do not smoke

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیگار کشیدن در حالت فعل do you smoke?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم از the food is low in salt

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد از the food is high in salt