پیشنهادهای Milad (١,٧٧٤)
قالب چیزی
بی اثر مثلاً در بحث داروسازی دو تا پودر را با هم قاطی می کنیم اما یه پودر سوم بی اثر هم به او می زنیم برای اینکه خواص بهبود پیدا کند
جوشان مانند قرص جوشان Effervescent tablet
فشرده کردن ثلاً در داروسازی ذرات پودر دارویی را فشرده و تبدیل به قرص Tablet می کنند
فشرده سازی ذرات پودر دارویی در داروسازی که تبدیل به یک عدد قرص یا Tablet می شود
بازپرداخت مبلغ دارو که بیمار در داروخانه گرفته است توسط سازمان سلامت آن کشور را می گویند
داروی دست ساز یا ترکیبی که توسط دکتر داروساز در داروخانه یا مطابق با نسخه ( Magistral ) و یا مطابق با استانداردهای داروسازی ( Officinal ) ساخته می شود
دستوری یعنی انجام کاری طبق دستور فرد دیگری و دقیقاً مطابق با آنچه که او می گوید
ساخته و آماده شده مطابق استاندارد و بدون دستور دیگری مثلاً داروی ترکیبی از قبل آماده شده در داروخانه برای هر بیماری که به آن نیاز دارد مثل ماینوکسیدیل
امتیاز انحصاری مثلاً فلان مکان تحت امتیاز دولت است ( Private Pharmacy under Government Concession
پرونده مثلاً می خوایم بگیم پرونده این دارو چیه Registration Dossier
سلسله مراتب چیزی مثلاً سلسله مراتب قوانین Hierarchy of Sources
ملاک یا معیار
یعنی بخشنامه مثلاً یه بخشنامه قانونی
فرمان مثل فرمان ریاست جمهوری Presidential Decree
بچه درس خون و استاد همه چیز دان
مشوق برای کاری
یتیم و تک و تنها و بی سرپرست
تراوش کردن Pulmonary infiltrates یعنی ترشحات یا نفوذی های ریوی یا INFILTRATEهای ریه؛ این ها مواد غلیظ تر از هوا ( مثل پوسیدگی، خون، پروتئین یا ترشحا ...
یعنی تنگی نفس ( احساس کمبود هوا یا سختی در تنفس )
ریختن به بیرون - انتشار به بیرون مثلاً در علم داروسازی زمانی که سلول اقدام به ریختن دارو به بیرون از محیط داخلی سلول می کند مقاومت سلولی در برابر آن ...
دوره چیزی را تمام کردن مثلاً دوره یک دارو را تمام کردن Finish the course "Make sure to finish the course. " ( حتماً دوره درمان [دوره آنتی بیوتیک ...
در صورت نیاز "Take it as needed for pain. " ( در صورت نیاز برای درد مصرف کنید. )
قطره چکاندن "Instill two drops in each eye. " ( در هر چشم دو قطره بچکانید. )
غرغره کردن "Gargle with this for 30 seconds. " ( با این محلول ۳۰ ثانیه غرغره کنید. )
مثلاً وقتی می خواهیم بگوییم یک حرفی یا کاری یا چیزی تهوع آور بود در حالت عمومی نیز از این فعل استفاده می کنیم What you said was truly nauseating. " ...
با feel sick به معنای احساس تهوع کردن متفاوت است
احساس تهوع ( یا به نوعی مریضی ( کردن و با get sick به معمای مریض شدن متفاوت است
Such as ( مثلِ / مانندِ ) این عبارت برای مثال زدن ( List of examples ) به کار می رود و هم معنی Like است. "I love citrus fruits, such as oranges a ...
۱. Such ( این چنین. . . / چنین. . . ) این کلمه معمولاً برای تأکید روی صفت یا قبل از اسم های جمع یا غیرقابل شمارش می آید. "They are such nice peopl ...
Such a ( عجب. . . / این قدر. . . / واقعاً. . . ) این ساختار قبل از اسم های مفرد و قابل شمارش می آید تا روی شدت یا کیفیت چیزی تأکید کند "It’s such ...
دوری کردن یا اجتناب کردن که همیشه با هر سه تا فعل زیر نوشت "You should avoid alcohol while taking this medicine. " ( موقع خوردن این دارو، باید از ...
خیار نکته ای که داره تلفظش هست که کیوکامبر خونده میشه و نه کوکومبر Also cut a cucumber.
نسخه پزشکی که باید به داروخانه مراجعه کرد و داروها را دریافت کرد با آن "The doctor gave me a prescription for some antibiotics. " ( دکتر برام یه نس ...
به معنای فاکتور فروش یا گاهی هم نسخه پزشکی می دهد "I lost the receipt, so I can't return the shoes. " ( من رسید رو گم کردم، برای همین نمی تونم کفش ...
دستور پخت یا دستورالعمل پخت یا درست کردن چیزی "I’m following a new recipe for dinner. " ( دارم برای شام از یه دستور پخت جدید استفاده می کنم. ) دق ...
نسخه می تونه نسخه فروش چیزی باشه یا نسخه پزشکی باشه یا دستور پخت غذا باشه در مورد تلفظ این کلمه ریسیپت نوشته میشه اما ریسیت خونده میشه One bell pep ...
فلفل دلمه Get a yellow bell pepper, please.
نارس و جا نیفتاده An unripe tomato has a nice yellow colour.
هویج Shall I put a carrot in the salad?
�بالاخره یه جایی. . . � "You'll have to face him at some point. " ( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. ) "At some point, the rain tur ...
صادر کردن the police issued a warning
توجه کردن please note that the office is closed on fridays
یادداشت کردن you should write a note for that
نسخه مثلا نسخه پزشکی this is a prescription for your high blood pressure
واسه الان for now, do not smoke
سیگار کشیدن در حالت فعل do you smoke?
کم از the food is low in salt
زیاد از the food is high in salt