پیشنهادهای Milad (١,٧٥٣)
دوره چیزی را تمام کردن مثلاً دوره یک دارو را تمام کردن Finish the course "Make sure to finish the course. " ( حتماً دوره درمان [دوره آنتی بیوتیک ...
در صورت نیاز "Take it as needed for pain. " ( در صورت نیاز برای درد مصرف کنید. )
قطره چکاندن "Instill two drops in each eye. " ( در هر چشم دو قطره بچکانید. )
غرغره کردن "Gargle with this for 30 seconds. " ( با این محلول ۳۰ ثانیه غرغره کنید. )
مثلاً وقتی می خواهیم بگوییم یک حرفی یا کاری یا چیزی تهوع آور بود در حالت عمومی نیز از این فعل استفاده می کنیم What you said was truly nauseating. " ...
با feel sick به معنای احساس تهوع کردن متفاوت است
احساس تهوع ( یا به نوعی مریضی ( کردن و با get sick به معمای مریض شدن متفاوت است
Such as ( مثلِ / مانندِ ) این عبارت برای مثال زدن ( List of examples ) به کار می رود و هم معنی Like است. "I love citrus fruits, such as oranges a ...
۱. Such ( این چنین. . . / چنین. . . ) این کلمه معمولاً برای تأکید روی صفت یا قبل از اسم های جمع یا غیرقابل شمارش می آید. "They are such nice peopl ...
Such a ( عجب. . . / این قدر. . . / واقعاً. . . ) این ساختار قبل از اسم های مفرد و قابل شمارش می آید تا روی شدت یا کیفیت چیزی تأکید کند "It’s such ...
دوری کردن یا اجتناب کردن که همیشه با هر سه تا فعل زیر نوشت "You should avoid alcohol while taking this medicine. " ( موقع خوردن این دارو، باید از ...
خیار نکته ای که داره تلفظش هست که کیوکامبر خونده میشه و نه کوکومبر Also cut a cucumber.
نسخه پزشکی که باید به داروخانه مراجعه کرد و داروها را دریافت کرد با آن "The doctor gave me a prescription for some antibiotics. " ( دکتر برام یه نس ...
به معنای فاکتور فروش یا گاهی هم نسخه پزشکی می دهد "I lost the receipt, so I can't return the shoes. " ( من رسید رو گم کردم، برای همین نمی تونم کفش ...
دستور پخت یا دستورالعمل پخت یا درست کردن چیزی "I’m following a new recipe for dinner. " ( دارم برای شام از یه دستور پخت جدید استفاده می کنم. ) دق ...
نسخه می تونه نسخه فروش چیزی باشه یا نسخه پزشکی باشه یا دستور پخت غذا باشه در مورد تلفظ این کلمه ریسیپت نوشته میشه اما ریسیت خونده میشه One bell pep ...
فلفل دلمه Get a yellow bell pepper, please.
نارس و جا نیفتاده An unripe tomato has a nice yellow colour.
هویج Shall I put a carrot in the salad?
�بالاخره یه جایی. . . � "You'll have to face him at some point. " ( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. ) "At some point, the rain tur ...
صادر کردن the police issued a warning
توجه کردن please note that the office is closed on fridays
یادداشت کردن you should write a note for that
نسخه مثلا نسخه پزشکی this is a prescription for your high blood pressure
واسه الان for now, do not smoke
سیگار کشیدن در حالت فعل do you smoke?
زیاد از the food is high in salt
کم از the food is low in salt
مرخصی یک روزه گرفتن No, I can just take the day off from work. I'm going to take a day off tomorrow to relax. ( فردا را برای استراحت مرخصی می گی ...
�گواهی پزشکی� یا �نامه ی استعلاجی� مثلاً اگر برای نرفتن به مدرسه نیاز به یک گواهی پزشکی دارید به آن معناست Today, you should get some rest. Do you n ...
احساس سرگیجه داشتن I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I feel dizzy every time I stand up too fast. هر بار که خیلی سریع بلند می ...
احساس ضعف کردن The heat made me feel dizzy and weak. گرما باعث شد سرم گیج برود و احساس ضعف کنم.
سرگیجه این کلمه برای زمانی است که سرتان گیج می رود و احساس می کنید دنیا دور سرتان می چرخد. I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I ...
تند یا تیز I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I felt a sharp pain in my chest. ( یک درد تیز و ناگهانی در سینه ام حس کردم. ) ...
مشاوره در حالت اسم Please go to consultation room 8. The first consultation with the lawyer is free. ( اولین جلسه مشاوره با وکیل رایگان است. ) ...
به آهستگی Try to breathe in and out slowly.
به بیرون نفس کشیدن و مترادف است با exhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .
به درون نفس کشیدن و مترادف است با inhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .
به درون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .
به بیرون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .
به معنای خوردن دارو هست و مترادف است با take medicine عبارت Take medication یا Take medicine به معنای �دارو خوردن� یا �مصرف دارو� است. در انگلیسی، م ...
خوردن دارو I take medicine for my high blood pressure.
خنک شدن یا کم کردن از حرارت چیزی He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.
توصیه کردن و معادل است با فعل advise He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.
�پاشیدنِ مایعات روی چیزی مثلاً روی صورت� if your heartbeat is too fast try to Splash cold water on your face to cool down The kids are splashing ea ...
کم کردن سرعت چیزی Food that is low in salt can slow down your heartbeat. The car began to slow down as it approached the stop sign. با نزدیک شدن ...
ضربان قلب Food that is low in salt can slow down your heartbeat.
بررسی کردن This monitor can check how high my blood pressure is. Let me check my calendar. ( اجازه بده تقویمم را چک کنم / نگاهی بیندازم. )