تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمایشگر در حالت اسم * مانیتور کردن یا زیر نظر داشتن در حالت فعل This monitor can check how high my blood pressure is. I need a larger monitor for ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایین آوردن در حالت فعل* پایین تر در حالت صفت Can you lower the volume? می توانی صدا را کم کنی ( پایین بیاوری ) ؟ The lower shelf is for books. ق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایین یا کم در حالت صفت Your blood pressure is very low. The battery is low. باتری کم است. The prices here are very low. قیمت ها اینجا خیلی پا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فشار خون Your blood pressure is very low.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینه It's hard to breathe with this chest pain.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس در حالت اسم Take a deep breath. یک نفس عمیق بکش. His breath smelled like coffee. دهانش ( بازدمش ) بوی قهوه می داد. I'm out of breath afte ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس کشیدن Breathe deeply through your nose. از طریق بینی عمیق نفس بکش. It’s so smoky in here, I can’t breathe! اینجا خیلی دود هست، نمی توانم نفس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفیدشویی کردن یک چیز بد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراتژی، راهبرد There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاکتیک، شیوه رزم There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان * قرار دادن Steer clear of crowded places during flu season. This is a beautiful place for a picnic. اینجا مکان زیبایی برای پیک نیک است. I ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فصل در حالت اسم Steer clear of crowded places during flu season.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه کاری کردن متضاد است با do nothong به معنای کاری نکردن مثلاً شادمهر توی آهنگی میگه یه کاری کن که می دونی میشه do something that you know I need t ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب سوختگی در حالت اسم You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم جلوگیری از آفتاب سوختگی یا کرم ضد آفتاب You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمک کردن به بهتر شدن چیزی Drinking water can help with your headache.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ته رسیدن چیزی مثلاً اگه توی اوج خستگی باشیم میگیم Exhausted Exhaust ( فعل ) : یعنی استفاده کردن از چیزی تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند ( مثل ان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته در حالت صفت و مترادف است با tired We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted. I’ve been working for 12 hours, and ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس خستگی کردن We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایراد فنی The new update has a few bugs. ( آپدیت جدید چند تا ایراد فنی/باگ دارد. )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن یا اجتناب کردن Her doctor told her to avoid dairy products.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی تقریباً مترادف است با to keep away from I steer clear of coffee in the evenings. I’d steer clear of that restaura ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�فاصله در حالت اسم �گرفتن در حالت فعل ۱. وقتی Distance �اسم� است ( فاصله/مسافت ) در این حالت به یک مقدار یا فضای بین دو چیز اشاره دارد. مثال: "Th ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن از چیزی You need to keep away from alcohol while taking this medication. You should keep away from the edge of the cliff. باید از لبه پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رژیم یا مجموعه پرهیزها از هر چیزی مثلاً مجموعه پرهیزهای غذایی یا رژیم غذایی The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متعادل در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصرف کردن The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. The body needs to consume enough calories to function. بدن برای ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم ماندن It's important to eat well to stay healthy. You need to exercise regularly to stay healthy. برای سالم ماندن باید به طور منظم ورزش کنی. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه اسم است و به معنای نصیحت advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه از نظر ظاهری بسیار شبیه هستند اما ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب غذا خوردن Doctors advise patients to eat well after surgery. You need to eat well to recover from your illness. باید خوب غذا بخوری تا از بیما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام ندادن We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing. The best thing to do for a cold is to ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Get rest ( گِت رِست ) به معنای �استراحت کردن� است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که کسی خسته یا بیمار است و نیاز دارد بدنش را بازیابی ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوره We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�راه درمان�، � راه بهبود و درمان یک عارضه� یا �راه حل بهبود دادن یک عارضه بدنی� A glass of warm milk is a great remedy for insomnia. یک لیوان شیر گ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه زردآلو These apricots look delicious.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه توت فرنگی Shall we buy also some strawberries?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه گیلاس These cherries are so good!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرقابل تصور ( صفت )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطمئن شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

مسائل for health - related issues

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئله this is your issue

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح یا عبارت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تأیید کردن / حمایت کردن The celebrity was paid to endorse the new perfume. به آن فرد مشهور پول دادند تا آن عطر جدید را تبلیغ ( تأیید ) کند. The c ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه لازم باشه I can stay late to help you if needed. من می توانم در صورت نیاز بمانم تا به تو کمک کنم. Take this medicine every six hours if neede ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع به کار در حالت اسم Receptionist: Of course. We have an opening on Wednesday morning. Patient: Yes, that's perfect

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن The doctor needs to write an order for your blood test. دکتر باید یک دستور ( ن ...