تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

�بالاخره یه جایی. . . � ​"You'll have to face him at some point. " ( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. ) ​"At some point, the rain tur ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صادر کردن the police issued a warning

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه کردن please note that the office is closed on fridays

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادداشت کردن you should write a note for that

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه مثلا نسخه پزشکی this is a prescription for your high blood pressure

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسه الان for now, do not smoke

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیگار کشیدن در حالت فعل do you smoke?

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم از the food is low in salt

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد از the food is high in salt

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرخصی یک روزه گرفتن No, I can just take the day off from work. I'm going to take a day off tomorrow to relax. ( فردا را برای استراحت مرخصی می گی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�گواهی پزشکی� یا �نامه ی استعلاجی� مثلاً اگر برای نرفتن به مدرسه نیاز به یک گواهی پزشکی دارید به آن معناست Today, you should get some rest. Do you n ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس سرگیجه داشتن I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I feel dizzy every time I stand up too fast. هر بار که خیلی سریع بلند می ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس ضعف کردن The heat made me feel dizzy and weak. گرما باعث شد سرم گیج برود و احساس ضعف کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرگیجه این کلمه برای زمانی است که سرتان گیج می رود و احساس می کنید دنیا دور سرتان می چرخد. I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تند یا تیز I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I felt a sharp pain in my chest. ( یک درد تیز و ناگهانی در سینه ام حس کردم. ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاوره در حالت اسم Please go to consultation room 8. The first consultation with the lawyer is free. ( اولین جلسه مشاوره با وکیل رایگان است. ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آهستگی Try to breathe in and out slowly.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بیرون نفس کشیدن و مترادف است با exhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درون نفس کشیدن و مترادف است با inhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بیرون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای خوردن دارو هست و مترادف است با take medicine عبارت Take medication یا Take medicine به معنای �دارو خوردن� یا �مصرف دارو� است. در انگلیسی، م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خوردن دارو I take medicine for my high blood pressure.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنک شدن یا کم کردن از حرارت چیزی He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توصیه کردن و معادل است با فعل advise He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�پاشیدنِ مایعات روی چیزی مثلاً روی صورت� if your heartbeat is too fast try to Splash cold water on your face to cool down The kids are splashing ea ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کم کردن سرعت چیزی Food that is low in salt can slow down your heartbeat. The car began to slow down as it approached the stop sign. با نزدیک شدن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربان قلب Food that is low in salt can slow down your heartbeat.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن This monitor can check how high my blood pressure is. Let me check my calendar. ( اجازه بده تقویمم را چک کنم / نگاهی بیندازم. )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمایشگر در حالت اسم * مانیتور کردن یا زیر نظر داشتن در حالت فعل This monitor can check how high my blood pressure is. I need a larger monitor for ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایین آوردن در حالت فعل* پایین تر در حالت صفت Can you lower the volume? می توانی صدا را کم کنی ( پایین بیاوری ) ؟ The lower shelf is for books. ق ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایین یا کم در حالت صفت Your blood pressure is very low. The battery is low. باتری کم است. The prices here are very low. قیمت ها اینجا خیلی پا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فشار خون Your blood pressure is very low.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینه It's hard to breathe with this chest pain.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس در حالت اسم Take a deep breath. یک نفس عمیق بکش. His breath smelled like coffee. دهانش ( بازدمش ) بوی قهوه می داد. I'm out of breath afte ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس کشیدن Breathe deeply through your nose. از طریق بینی عمیق نفس بکش. It’s so smoky in here, I can’t breathe! اینجا خیلی دود هست، نمی توانم نفس ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفیدشویی کردن یک چیز بد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراتژی، راهبرد There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاکتیک، شیوه رزم There might be a difference in tactics, but not in strategy.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان * قرار دادن Steer clear of crowded places during flu season. This is a beautiful place for a picnic. اینجا مکان زیبایی برای پیک نیک است. I ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فصل در حالت اسم Steer clear of crowded places during flu season.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه کاری کردن متضاد است با do nothong به معنای کاری نکردن مثلاً شادمهر توی آهنگی میگه یه کاری کن که می دونی میشه do something that you know I need t ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفتاب سوختگی در حالت اسم You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرم جلوگیری از آفتاب سوختگی یا کرم ضد آفتاب You should use sunscreen to avoid sunburn.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمک کردن به بهتر شدن چیزی Drinking water can help with your headache.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ته رسیدن چیزی مثلاً اگه توی اوج خستگی باشیم میگیم Exhausted Exhaust ( فعل ) : یعنی استفاده کردن از چیزی تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند ( مثل ان ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته در حالت صفت و مترادف است با tired We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted. I’ve been working for 12 hours, and ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس خستگی کردن We can use "to get some rest" if someone is feeling tired or exhausted.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایراد فنی The new update has a few bugs. ( آپدیت جدید چند تا ایراد فنی/باگ دارد. )