تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوره چیزی را تمام کردن مثلاً دوره یک دارو را تمام کردن Finish the course ​"Make sure to finish the course. " ​ ( حتماً دوره درمان [دوره آنتی بیوتیک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صورت نیاز ​"Take it as needed for pain. " ​ ( در صورت نیاز برای درد مصرف کنید. )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطره چکاندن ​"Instill two drops in each eye. " ​ ( در هر چشم دو قطره بچکانید. )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرغره کردن ​"Gargle with this for 30 seconds. " ​ ( با این محلول ۳۰ ثانیه غرغره کنید. )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثلاً وقتی می خواهیم بگوییم یک حرفی یا کاری یا چیزی تهوع آور بود در حالت عمومی نیز از این فعل استفاده می کنیم What you said was truly nauseating. " ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

با feel sick به معنای احساس تهوع کردن متفاوت است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساس تهوع ( یا به نوعی مریضی ( کردن و با get sick به معمای مریض شدن متفاوت است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Such as ( مثلِ / مانندِ ) این عبارت برای مثال زدن ( List of examples ) به کار می رود و هم معنی Like است. "I love citrus fruits, such as oranges a ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. Such ( این چنین. . . / چنین. . . ) این کلمه معمولاً برای تأکید روی صفت یا قبل از اسم های جمع یا غیرقابل شمارش می آید. "They are such nice peopl ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Such a ( عجب. . . / این قدر. . . / واقعاً. . . ) این ساختار قبل از اسم های مفرد و قابل شمارش می آید تا روی شدت یا کیفیت چیزی تأکید کند "It’s such ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن یا اجتناب کردن که همیشه با هر سه تا فعل زیر نوشت "You should avoid alcohol while taking this medicine. " ( موقع خوردن این دارو، باید از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیار نکته ای که داره تلفظش هست که کیوکامبر خونده میشه و نه کوکومبر Also cut a cucumber.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پزشکی که باید به داروخانه مراجعه کرد و داروها را دریافت کرد با آن "The doctor gave me a prescription for some antibiotics. " ( دکتر برام یه نس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای فاکتور فروش یا گاهی هم نسخه پزشکی می دهد "I lost the receipt, so I can't return the shoes. " ( من رسید رو گم کردم، برای همین نمی تونم کفش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور پخت یا دستورالعمل پخت یا درست کردن چیزی "I’m following a new recipe for dinner. " ( دارم برای شام از یه دستور پخت جدید استفاده می کنم. ) دق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه می تونه نسخه فروش چیزی باشه یا نسخه پزشکی باشه یا دستور پخت غذا باشه در مورد تلفظ این کلمه ریسیپت نوشته میشه اما ریسیت خونده میشه One bell pep ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلفل دلمه Get a yellow bell pepper, please.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارس و جا نیفتاده An unripe tomato has a nice yellow colour.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هویج Shall I put a carrot in the salad?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

�بالاخره یه جایی. . . � ​"You'll have to face him at some point. " ( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. ) ​"At some point, the rain tur ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

صادر کردن the police issued a warning

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه کردن please note that the office is closed on fridays

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادداشت کردن you should write a note for that

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه مثلا نسخه پزشکی this is a prescription for your high blood pressure

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسه الان for now, do not smoke

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیگار کشیدن در حالت فعل do you smoke?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد از the food is high in salt

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم از the food is low in salt

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرخصی یک روزه گرفتن No, I can just take the day off from work. I'm going to take a day off tomorrow to relax. ( فردا را برای استراحت مرخصی می گی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�گواهی پزشکی� یا �نامه ی استعلاجی� مثلاً اگر برای نرفتن به مدرسه نیاز به یک گواهی پزشکی دارید به آن معناست Today, you should get some rest. Do you n ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس سرگیجه داشتن I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I feel dizzy every time I stand up too fast. هر بار که خیلی سریع بلند می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس ضعف کردن The heat made me feel dizzy and weak. گرما باعث شد سرم گیج برود و احساس ضعف کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرگیجه این کلمه برای زمانی است که سرتان گیج می رود و احساس می کنید دنیا دور سرتان می چرخد. I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تند یا تیز I've felt a sharp pain in my chest and I feel dizzy. I felt a sharp pain in my chest. ( یک درد تیز و ناگهانی در سینه ام حس کردم. ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاوره در حالت اسم Please go to consultation room 8. The first consultation with the lawyer is free. ( اولین جلسه مشاوره با وکیل رایگان است. ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آهستگی Try to breathe in and out slowly.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بیرون نفس کشیدن و مترادف است با exhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درون نفس کشیدن و مترادف است با inhale We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بیرون نفس کشیدن We say "to breathe in" ( to inhale ) and "to breathe out" ( to exhale ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای خوردن دارو هست و مترادف است با take medicine عبارت Take medication یا Take medicine به معنای �دارو خوردن� یا �مصرف دارو� است. در انگلیسی، م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خوردن دارو I take medicine for my high blood pressure.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنک شدن یا کم کردن از حرارت چیزی He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توصیه کردن و معادل است با فعل advise He is giving advice on what to do if your heartbeat is fast because of stress.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�پاشیدنِ مایعات روی چیزی مثلاً روی صورت� if your heartbeat is too fast try to Splash cold water on your face to cool down The kids are splashing ea ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کم کردن سرعت چیزی Food that is low in salt can slow down your heartbeat. The car began to slow down as it approached the stop sign. با نزدیک شدن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربان قلب Food that is low in salt can slow down your heartbeat.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن This monitor can check how high my blood pressure is. Let me check my calendar. ( اجازه بده تقویمم را چک کنم / نگاهی بیندازم. )