such

/ˈsət͡ʃ//sʌt͡ʃ/

معنی: این قبیل، یک چنین، این جور، چنان، چنین، این طور
معانی دیگر: همچون، مانند، مثل، طوری، به این، به آن، این چنین، هر، آنچنان، آن همه، اینگونه، این نوع، آنقدر، کسی که، کسانی که، آنانکه

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of this particular character or kind.

- Such cakes as are produced by this bakery can't be found in supermarkets.
[ترجمه علی حسینی] از این قبیل کیک ها که توسط این نانوایی تولید می شوددر سوپر مارکت ها یافت نمی شوند
|
[ترجمه اصغر!!!] این کیک هارو نون وایی اصغر درست میکنه دوکون ها بمیری پیدا نمی کنی
|
[ترجمه مهلا] این نوع کیک هایی که توسط این نانوایی تولید می شود در سوپر مارکت ها پیدا نمی شود.
|
[ترجمه گوگل] چنین کیک هایی که توسط این نانوایی تولید می شود را نمی توان در سوپرمارکت ها یافت
[ترجمه ترگمان] این کیک ها که توسط این نانوایی تولید می شوند در سوپرمارکت ها یافت نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having a similar quality; like.

- She packed her shampoo, soap, and other such things in her small bag.
[ترجمه Karen] او شامپو ، صابون و چیزهایی از این قبیل را در کیفش گذاشت.
|
[ترجمه گوگل] او شامپو، صابون و چیزهای دیگر را در کیف کوچکش بسته بندی کرد
[ترجمه ترگمان] She، صابون و چیزهای دیگر را در کیف کوچکش بست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of a nature implied but not specified.

- Such things are never discussed.
[ترجمه گوگل] چنین چیزهایی هرگز مطرح نمی شود
[ترجمه ترگمان] چنین چیزهایی هرگز مورد بحث قرار نمی گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: of a degree or quality that is extreme.

- This is such fun!
[ترجمه گوگل] این خیلی سرگرم کننده است!
[ترجمه ترگمان] ! خیلی حال میده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- What you're saying is such nonsense!
[ترجمه بابک] چیزی که شما میگویید واقعا بی معنی است
|
[ترجمه امیر] چیزی که میگویید خیلی مزخرف است!
|
[ترجمه گوگل] اینایی که میگی خیلی مزخرفه!
[ترجمه ترگمان] چیزی که شما می گویید این است که چنین مزخرفاتی است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
• : تعریف: to the degree mentioned or implied, or to the degree that someone can understand from the situation or from the strong emotion in one's voice.

- Do you really need such a big car?
[ترجمه بابک] آیا شما واقعا به یک ماشین اینقدر بزرگ نیاز دارید؟
|
[ترجمه Mobin] آیا شما واقعا به چنین ماشین بزرگی نیاز دارید؟
|
[ترجمه گوگل] آیا واقعاً به چنین ماشین بزرگی نیاز دارید؟
[ترجمه ترگمان] تو واقعا به این ماشین بزرگ نیاز داری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'm so happy! That is such good news.
[ترجمه بابک] من واقعا خوشحالم، این واقعا خبر خوبی هست
|
[ترجمه sam] خیلی خوشحالم، عجب خبر خوبی.
|
[ترجمه گوگل] من خیلی خوشحالم! این چنین خبر خوبی است
[ترجمه ترگمان] من خیلی خوشحالم! چه خبر خوبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
ضمیر ( pronoun )
عبارات: as such, such as
(1) تعریف: such a person or thing or such persons or things.

- His thinking, if I may call it such, is confused.
[ترجمه گوگل] تفکر او، اگر بتوانم آن را چنین بنامم، گیج است
[ترجمه ترگمان] فکر می کند، اگر من چنین چیزی بگویم، گیج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: someone or something indicated, implied, or exemplified.

- Such is the nature of man.
[ترجمه گوگل] طبیعت انسان چنین است
[ترجمه ترگمان] این طبیعت انسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. such a creature does not exist at all
چنین موجودی اصلا وجود ندارد.

2. such a cruel decision will never receive my seal
این چنین تصمیم ظالمانه هرگز مورد تایید من نخواهد بود.

3. such a food
چنین خوراکی

4. such an absurd life is ghastly
زندگی این چنین پوچ بسیار ناخوشایند است .

5. such as live by the sword
آنانکه از راه شمشیر زندگی می کنند

6. such contradictions perplex the historian
چنین تناقضاتی مورخ را سردرگم می کند.

7. such curses are unworthy of a gentleman like you
این دشنام ها در شان آقایی مثل شما نیست.

8. such curses as poverty and illiteracy
بدبختی هایی همچون فقر و بی سوادی

9. such decisions require much deliberation
اینگونه تصمیمات نیاز به غور و بررسی فراوان دارد.

10. such deeds queer our profession
این چنین کارها وجهه ی حرفه ی ما را خراب می کند.

11. such disparate amusements as fishing and painting
تفریحات کاملا متفاوتی مانند ماهی گیری و نقاشی

12. such entities as love and beauty
چیزهایی مانند عشق و زیبایی

13. such events shape the future of each nation
چنین رویدادهایی آینده ی هر ملت را می سازند.

14. such experiences are very instructive
این قبیل تجربیات بسیار آموزنده است.

15. such experiences enlarge your point of view
چنین تجربیاتی بینش شما را بیشتر می کند.

16. such good news
خبری به این خوبی (این چنین خوب)

17. such hard drugs as heroin
مواد مخدر قوی مانند هروئین

18. such has been the decree of fate
خواست سرنوشت چنین بوده است.

19. such influences may operate remarkable changes
این گونه نفوذها می توانند باعث دگرگونی های قابل ملاحظه ای بشوند.

20. such love as his is seldom seen
عشقی مثل عشق او کمتر دیده می شود.

21. such men are slaves of their appetites
چنین مردانی اسیر امیال خویش هستند.

22. such nonsensical questions do not need answers
چنین پرسش های بی معنی پاسخ نمی خواهد.

23. such people are to be pitied
چنین مردمانی مستحق ترحم هستند.

24. such regulations will throttle scientific freedom
این گونه مقررات موجب سرکوب کردن آزادی علمی خواهد شد.

25. such was her nature
خصلت او چنین بود.

26. such women are rare
اینگونه زن ها نادرند.

27. such as
مثل،مانند،مثلا

28. such as
مانند،از قبیل،مثلا

29. such as it is (a was)
هر چه که باشد،لااقل،ناقابل

30. at such time as you go
هرگاه که بروی

31. deterrents such as the atomic bomb and rockets
سلاح های بازدارنده مانند بمب اتمی و موشک

32. fruits such as apples and oranges
میوه های از قبیل سیب و پرتقال

33. herbivores such as cows and carnivores such as lions
گیاهخواران مانند گاو و گوشتخوران مانند شیر

34. in such a way that no one would know
به روشی که هیچ کس نداند

35. in such cases the laugh is on those who lose money
در این گونه موارد کسانی که پول از دست می دهند مورد تمسخر قرار می گیرند.

36. metals such as copper and silver
فلزاتی همچون مس و نقره

37. perishables such as milk must be refrigerated
چیزهای فاسد شدنی مانند شیر باید در یخچال نگهداری شوند.

38. writing such a book is very time-consuming
نگاشتن چنین کتابی بسیار وقت گیر است.

39. as such
به خودی خود،به تنهایی،خودش

40. to such an extent
تا به آن حد که،آن قدر که

41. a man such as his father
مردی همچون پدرش

42. automobile accessories such as spotlights and safety locks
ابزار اضافی اتومبیل مانند نورافکن و قفل های ایمنی

43. don't be such a child!
بچه نشو!،بچگی نکن !

44. embarrassed by such praise
خجل از آن همه تعریف

45. fungible goods such as petroleum or wheat are different from non-fungible goods such as rugs or paintings
کالاهای قابل معاوضه مانند نفت و گندم با کالاهای غیر قابل معاوضه مانند فرش و نقاشی فرق دارند.

46. he has such long legs!
عجب لنگ های درازی دارد!

47. invisible exports such as tourism and banking
صادرات ناآشکار مانند جهانگردی و بانکداری

48. labor-intensive industries such as garment making and shoe manufacturing
صنایع کاربر مانند لباس دوزی و کفش دوزی

49. madonna is such a nice dish!
مادونا عجب چیز خوبیه !

50. natural hazards such as earthquakes and floods
پیشامدهای طبیعی مانند زلزله و سیل

51. natural phenomena such as earhquakes and wind
پدیده های طبیعی مانند زلزله و باد

52. parting is such sweet sorrow. . .
(شکسپیر) الوداع گفتن حزنی آن چنان شیرین است. . .

53. perishable items such as butter and fruit
اقلام فاسد شدنی مانند کره ومیوه

54. pious deeds such as fasting and almsgiving
اعمال متقیانه مانند روزه گیری و دادن خیرات

55. tag questions such as "isn't it?" or" aren't you?"
پرسش های ریختاری مانند ((این طور نیست ؟)) یا ((نیستی ؟)).

56. there was such a drought in damascus . . .
چنان خشکسالی شد اندر دمشق . . .

57. there was such a famine in damascus . . .
چنان خشکسالی شد اندر دمشق . . . .

58. to perpetrate such terrible sentences is a sin!
نوشتن این چنین جملات وحشتناکی گناه است !

59. traditional disciplines such as history, literature, and philosophy
رشته های سنتی مانند تاریخ و ادبیات و فلسفه

60. wholesome foods such as milk and vegetables
خوردنی های سالم مانند شیر و سبزیجات

61. a building of such mass and height
ساختمانی به آن بزرگی و بلندی

62. a hard currency such as the swiss frank
پول محکمی مانند فرانک سوئیس

63. a nation of such diverse racial origins
ملتی دارای ریشه های نژادی چنان متفاوت

64. a war of such magnitude
جنگی به این عظمت

65. any immovable object such as a stone
هرچیز بی تحرک مثل یک سنگ

66. deeds issuing from such thoughts
اعمالی که از این اندیشه ها ناشی می شود

67. don't grieve at such trifles!
غصه ی اینجور چیزهای کم اهمیت را نخور!

68. he performed wonders such as moving stones
او کارهای خارق العاده ای می کرد مثلا به حرکت درآوردن سنگ.

69. historic evidence supports such guesses
شواهد تاریخی این حدسیات را تایید می کند.

70. i never expected such crudity from her
هرگز انتظار چنین بی ادبی را از او نداشتم.

مترادف ها

این قبیل (صفت)
such, suchlike

یک چنین (صفت)
such

این جور (ضمير)
such

چنان (قید)
so, thus, such

چنین (قید)
so, thus, likewise, such, sic

این طور (قید)
so, thus, such

تخصصی

[فوتبال] این چنین –این قبیل

انگلیسی به انگلیسی

• like, similar; of a particular kind; of a certain degree
to a certain degree; very
of a similar kind
you use such to refer to the person or thing you have just mentioned or to something similar.
you also use such to emphasize the degree or extent of something.
you use such as or such...as to introduce one or more examples of something.
you use such...that or such...as when saying what the result or consequence of something is.
you use such as it is to indicate that something is not very good, important, or useful.
you use as such to indicate that you are considering something by itself without considering related things or issues.

پیشنهاد کاربران

to so high a degree; so great ( often used to emphasize a quality )
این چنان/ اون چنان، این قدر/اون قدر، ( تا/در/به ) این/آن حد
"I'd create an economic boom to such an extent that no one needs this 45000 tomans subsidy"
...
[مشاهده متن کامل]

اُوننن چناننن رونق اقتصادی ایجاد کنم که. . .
بقیه موارد:
of the type previously mentioned.
چنین، اینجور، ( از ) این قبیل/دست
"I have been involved in many such courses"
of the type about to be mentioned.
همچین ( چیزی ) ، چنین، ( چیزی ) بنامِ/بصورتِ
"There is no such thing as free lunch"

مثل . مانند
اینچنین اینقدرا
مترادف چنین: این سان، این گونه، این طور، مانند این، مثل این
چون این، ماننداین، مثل این، اینطور، این سان
Such به معنی تعریف یه چیزی هم هست مثل such a boy چه پسری ، such a huose چه خونه ایی 🤔
used to emphasize your description of something or someone
اونقدر
معنی عجب، چقدر، چه هم میدهد مانند:
عجب پسر خوبی :such a good boy
چه نان خوش مزه ای : such a tasty bread
این چقدر ایده بدی هست : this is such a bad idea
بعضی وقت ها به خاطر تاکید بیشتر اورده می شود و معنی نمی شودمثل:
he has such beautiful eyes
این چنین 🕛🕛
such books are not very interesting
این چنین کتاب ها خیلی جذاب نیستند
خیلی، زیاد
1: مانندِ
2:چه
مثل، مانند، چنان
از این دست
بدین شکل، این شکل از
such a rise and fall of an urban world :
فراز و فرود دنیای شهری بدین شکل، این شکل از فراز و فرود دنیای شهری
All cities experience one year of growth, and Guangzhou has three such years :
...
[مشاهده متن کامل]

همه شهرها یک سال رشد را به خود می بینند، و شهر گوانگ ژو سه سال را بدین شکل می گذراند

Beni بعداز such اسم میاد/ like so
نظیر
مانندِ
چه
Such beautiful picture = چه تصویر زیبایی
من عنوز چنین چیزی ندیدم I still did not like such
درود بر شما
این جمله ایا درست است استاد؟
این چنین:such
نیز
Such=مثل، مانند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٢)

سوال های مرتبط