for now

انگلیسی به انگلیسی

• for the present time, for the time being

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فعلاً، برای حالا
• در حال حاضر، تا این لحظه
• موقتاً، به طور موقت
• فعلاً که ( با مفهوم �بعداً ممکن است تغییر کند� )
🔸 مثال ها:
"For now, we'll keep the old system until the new one is fully tested. "
...
[مشاهده متن کامل]

فعلاً سیستم قدیمی را نگه می داریم تا سیستم جدید کاملاً آزمایش شود.
"The problem is solved for now, but we need a permanent fix. "
مشکل فعلاً حل شده است، اما به یک راه حل دائمی نیاز داریم.
"For now, let's just agree to disagree. "
فعلاً بیا قبول کنیم که با هم اختلاف نظر داریم.
Greenland remains part of Denmark "for now, " Secretary of State Marco Rubio said during a Wednesday House hearing.

واسه الان
for now, do not smoke
درجا
علی الحساب، تااطلاع ثانوی، علی العجاله، اینک، کنون، حال، هم اکنون، الساعه
عجالتاً، فعلاً، در حال حاضر
الانه
تا اینجای کار
در حال حاضر
By for now
فعلا خدافظ
فعلا، اکنون
اکنون
how is your headache?
it's ok for now
سردردت چطوره؟
فعلا که خوبه
what else do you eat?
that's it for now
دیگه چی میل دارید؟
فعلا همین ( فعلا چیز دیگه ای میل نداریم )
فعلا. . . کلمه ای که به جای خداحافظی در انتهای صحبت بکار میرود و فرد موقتا از میدان گفتگو خارج میشود
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)