تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن یا اجتناب کردن Her doctor told her to avoid dairy products.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی تقریباً مترادف است با to keep away from I steer clear of coffee in the evenings. I’d steer clear of that restaura ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�فاصله در حالت اسم �گرفتن در حالت فعل ۱. وقتی Distance �اسم� است ( فاصله/مسافت ) در این حالت به یک مقدار یا فضای بین دو چیز اشاره دارد. مثال: "Th ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوری کردن از چیزی You need to keep away from alcohol while taking this medication. You should keep away from the edge of the cliff. باید از لبه پ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رژیم یا مجموعه پرهیزها از هر چیزی مثلاً مجموعه پرهیزهای غذایی یا رژیم غذایی The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متعادل در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصرف کردن The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. The body needs to consume enough calories to function. بدن برای ف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم ماندن It's important to eat well to stay healthy. You need to exercise regularly to stay healthy. برای سالم ماندن باید به طور منظم ورزش کنی. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه از نظر ظاهری بسیار شبیه هستند اما ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه اسم است و به معنای نصیحت advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت ‫Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب غذا خوردن Doctors advise patients to eat well after surgery. You need to eat well to recover from your illness. باید خوب غذا بخوری تا از بیما ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاری انجام ندادن We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing. The best thing to do for a cold is to ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Get rest ( گِت رِست ) به معنای �استراحت کردن� است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که کسی خسته یا بیمار است و نیاز دارد بدنش را بازیابی ک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوره We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�راه درمان�، � راه بهبود و درمان یک عارضه� یا �راه حل بهبود دادن یک عارضه بدنی� A glass of warm milk is a great remedy for insomnia. یک لیوان شیر گ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه زردآلو These apricots look delicious.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه توت فرنگی Shall we buy also some strawberries?

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه گیلاس These cherries are so good!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرقابل تصور ( صفت )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مطمئن شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

مسائل for health - related issues

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسئله this is your issue

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح یا عبارت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تأیید کردن / حمایت کردن The celebrity was paid to endorse the new perfume. به آن فرد مشهور پول دادند تا آن عطر جدید را تبلیغ ( تأیید ) کند. The c ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه لازم باشه I can stay late to help you if needed. من می توانم در صورت نیاز بمانم تا به تو کمک کنم. Take this medicine every six hours if neede ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع به کار در حالت اسم Receptionist: Of course. We have an opening on Wednesday morning. Patient: Yes, that's perfect

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن The doctor needs to write an order for your blood test. دکتر باید یک دستور ( ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در داروسازی گروهی از داروهای ضد درد یا مسکن هستند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجویز کردن The doctor prescribed her medication for her sore back.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماده The laboratory is testing an unknown substance. آزمایشگاه در حال آزمایش بر روی یک ماده ناشناخته است. Rubber is a flexible substance. لاستیک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نکته زیر بسیار مهم است ۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medi ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medication: فقط به معنای �دا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�دارو خوردن� You should take your medication with water. شما باید داروی خود را با آب بخورید. He refuses to take his medication. او از خوردن دارو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�معاینه کردن�، �بررسی کردن� یا �بازرسی کردن� The doctor needs to examine your throat. دکتر باید گلوی شما را معاینه کند. The police are examining t ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�چک آپ کردن� یا �معاینه فنی/پزشکی شدن� I try to have a checkup once a year. من سعی می کنم سالی یک بار چک آپ کامل انجام دهم. The doctor told me I ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشخص مثلاً در یک تایم مشخص در حالتی که صفت باشه She has arranged a meeting with her lawyer at a set time. Example: "The medication must be taken a ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�ترتیب دادن یک جلسه� یا �هماهنگ کردن یک قرار ملاقات� Example: "We need to arrange a meeting to discuss the new project. " ( باید برای بحث درباره پر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت ملاقات گرفتن I need to make an appointment to see my lawyer. Example: "You should make an appointment to see the manager. " ( باید برای دیدن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط بودن یا ارتباط داشتن یا ربط دادن Example: "It's difficult to relate these two events. " ( سخت است که این دو اتفاق را به هم ربط بدهیم. ) The ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. حرفه ای به عنوان صفت: Example: "He is very professional in his work. " ( او در کارش بسیار حرفه ای است. ) Example: "You need to look professiona ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معنای واقعی میشه دیدن یک دکتر زمانی که مریض میشیم Do you need to see a doctor?

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لوستر و چراغ آویز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه Parody ( پَرُدی ) به معنای �نقیضه� یا �ادای کسی را درآوردن�یا تقلید طنزآمیز از چیزی کردن در حالت صفت است. این کلمه زمانی به کار می رود که کسی آگ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�دراز کشیدن� Example: "I’m going to lie down for a few minutes. " ( می روم چند دقیقه دراز بکشم. ) Example: "You look pale; why don't you lie down ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حال بد داشتن - حال اقتضاح داشتن Example: "I feel terrible; I’ve been coughing all night. " ( حالم خیلی بده؛ تمام شب داشتم سرفه می کردم. ) Example ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to pick up a bug �مریض شدن� عبارت To pick up a bug یک اصطلاح بسیار رایج و خودمانی در انگلیسی است که دقیقاً به معنای �ویروس گرفتن� یا �مریض شدن� ( م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to have a cold �سرما خوردن� مثال: "I can't go out tonight; I have a cold. " ( امشب نمی توانم بیرون بیایم؛ سرما خورده ام. ) مثال: "He’s been havin ...