پیشنهادهای Milad (١,٧٨٣)
دوری کردن یا اجتناب کردن Her doctor told her to avoid dairy products.
اجتناب کردن یا دوری کردن از چیزی تقریباً مترادف است با to keep away from I steer clear of coffee in the evenings. I’d steer clear of that restaura ...
�فاصله در حالت اسم �گرفتن در حالت فعل ۱. وقتی Distance �اسم� است ( فاصله/مسافت ) در این حالت به یک مقدار یا فضای بین دو چیز اشاره دارد. مثال: "Th ...
دوری کردن از چیزی You need to keep away from alcohol while taking this medication. You should keep away from the edge of the cliff. باید از لبه پ ...
رژیم یا مجموعه پرهیزها از هر چیزی مثلاً مجموعه پرهیزهای غذایی یا رژیم غذایی The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. ...
متعادل در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.
مصرف کردن The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet. The body needs to consume enough calories to function. بدن برای ف ...
سالم در حالت صفت The phrase "to eat well" means consuming a healthy and balanced diet.
سالم ماندن It's important to eat well to stay healthy. You need to exercise regularly to stay healthy. برای سالم ماندن باید به طور منظم ورزش کنی. ...
advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه از نظر ظاهری بسیار شبیه هستند اما ن ...
این کلمه اسم است و به معنای نصیحت advise در حالت فعل یعنی نصیحت کردن advice در حالت اسم یعنی نصیحت Gemini گفت همان طور که اشاره کردی، این دو کلمه ...
خوب غذا خوردن Doctors advise patients to eat well after surgery. You need to eat well to recover from your illness. باید خوب غذا بخوری تا از بیما ...
کاری انجام ندادن We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing. The best thing to do for a cold is to ...
عبارت Get rest ( گِت رِست ) به معنای �استراحت کردن� است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که کسی خسته یا بیمار است و نیاز دارد بدنش را بازیابی ک ...
دوره We can use "to get some rest" to talk about a period of relaxation, sleep or doing nothing.
�راه درمان�، � راه بهبود و درمان یک عارضه� یا �راه حل بهبود دادن یک عارضه بدنی� A glass of warm milk is a great remedy for insomnia. یک لیوان شیر گ ...
میوه زردآلو These apricots look delicious.
میوه توت فرنگی Shall we buy also some strawberries?
میوه گیلاس These cherries are so good!
غیرقابل تصور ( صفت )
مطمئن شدن
مسائل for health - related issues
مسئله this is your issue
کلمه
اصطلاح یا عبارت
تأیید کردن / حمایت کردن The celebrity was paid to endorse the new perfume. به آن فرد مشهور پول دادند تا آن عطر جدید را تبلیغ ( تأیید ) کند. The c ...
اگه لازم باشه I can stay late to help you if needed. من می توانم در صورت نیاز بمانم تا به تو کمک کنم. Take this medicine every six hours if neede ...
شروع به کار در حالت اسم Receptionist: Of course. We have an opening on Wednesday morning. Patient: Yes, that's perfect
نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن The doctor needs to write an order for your blood test. دکتر باید یک دستور ( ن ...
در داروسازی گروهی از داروهای ضد درد یا مسکن هستند
تجویز کردن The doctor prescribed her medication for her sore back.
ماده The laboratory is testing an unknown substance. آزمایشگاه در حال آزمایش بر روی یک ماده ناشناخته است. Rubber is a flexible substance. لاستیک ...
نکته زیر بسیار مهم است ۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medi ...
۱. Medicine: هم به معنای �رشته و علم پزشکی� است و هم به معنای �دارو�. این کلمه در صحبت های روزمره بسیار رایج تر است. ۲. Medication: فقط به معنای �دا ...
�دارو خوردن� You should take your medication with water. شما باید داروی خود را با آب بخورید. He refuses to take his medication. او از خوردن دارو ...
�معاینه کردن�، �بررسی کردن� یا �بازرسی کردن� The doctor needs to examine your throat. دکتر باید گلوی شما را معاینه کند. The police are examining t ...
�چک آپ کردن� یا �معاینه فنی/پزشکی شدن� I try to have a checkup once a year. من سعی می کنم سالی یک بار چک آپ کامل انجام دهم. The doctor told me I ...
مشخص مثلاً در یک تایم مشخص در حالتی که صفت باشه She has arranged a meeting with her lawyer at a set time. Example: "The medication must be taken a ...
�ترتیب دادن یک جلسه� یا �هماهنگ کردن یک قرار ملاقات� Example: "We need to arrange a meeting to discuss the new project. " ( باید برای بحث درباره پر ...
وقت ملاقات گرفتن I need to make an appointment to see my lawyer. Example: "You should make an appointment to see the manager. " ( باید برای دیدن ...
مرتبط بودن یا ارتباط داشتن یا ربط دادن Example: "It's difficult to relate these two events. " ( سخت است که این دو اتفاق را به هم ربط بدهیم. ) The ...
۱. حرفه ای به عنوان صفت: Example: "He is very professional in his work. " ( او در کارش بسیار حرفه ای است. ) Example: "You need to look professiona ...
در معنای واقعی میشه دیدن یک دکتر زمانی که مریض میشیم Do you need to see a doctor?
لوستر و چراغ آویز
کلمه Parody ( پَرُدی ) به معنای �نقیضه� یا �ادای کسی را درآوردن�یا تقلید طنزآمیز از چیزی کردن در حالت صفت است. این کلمه زمانی به کار می رود که کسی آگ ...
�دراز کشیدن� Example: "I’m going to lie down for a few minutes. " ( می روم چند دقیقه دراز بکشم. ) Example: "You look pale; why don't you lie down ...
حال بد داشتن - حال اقتضاح داشتن Example: "I feel terrible; I’ve been coughing all night. " ( حالم خیلی بده؛ تمام شب داشتم سرفه می کردم. ) Example ...
to pick up a bug �مریض شدن� عبارت To pick up a bug یک اصطلاح بسیار رایج و خودمانی در انگلیسی است که دقیقاً به معنای �ویروس گرفتن� یا �مریض شدن� ( م ...
to have a cold �سرما خوردن� مثال: "I can't go out tonight; I have a cold. " ( امشب نمی توانم بیرون بیایم؛ سرما خورده ام. ) مثال: "He’s been havin ...