make sure

/meɪk ʃʊr//meɪk ʃʊə/

معنی: خاطر جمع کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to establish (something) as certain, or to make oneself certain with regard to something.

- Our teacher makes sure we learn something every day.
[ترجمه میترا زارع] معلممان اطمینان می دهد که ما هر روز یک چیز هایی یاد می گیریم
|
[ترجمه میترا زارع] معلم ما ثابت می کند که ما هر روز چیزی یاد می گیریم
|
[ترجمه ترگمان] معلم ما اطمینان حاصل می کند که ما هر روز چیزی یاد می گیریم
[ترجمه گوگل] معلم ما اطمینان می دهد که ما هر روز یاد می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I went back to make sure the door had been locked.
[ترجمه حمید رضا فلاح] برگشتم تا از قفل شدن درب مطمئن شوم
|
[ترجمه ترگمان] برگشتم تا مطمئن شوم که در بسته شده است
[ترجمه گوگل] من برگشتم تا مطمئن شوم که درب قفل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Make sure your hands are clean before you have your dinner.
[ترجمه ترگمان]مطمئن شو که قبل از اینکه شام بخوری دست هات پاک شده
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که قبل از اینکه شام ​​خود را به دست بیاورید، دستها پاک می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Looking round to make sure he was unobserved, he slipped through the door.
[ترجمه ترگمان]به اطراف نگاه کرد تا مطمئن شود کسی او را نمی بیند از در وارد شد
[ترجمه گوگل]به اطراف نگاه کرد تا اطمینان یابید که او بی نظیر بود، و از داخل دراز کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He glanced about to make sure that the audience were ready to hear his speech.
[ترجمه ترگمان]نگاهی به اطراف انداخت تا مطمئن شود که تماشاگران آماده شنیدن گفتار او هستند
[ترجمه گوگل]او در مورد اطمینان خاطر بود که مخاطبان آماده شنیدن سخنرانی او بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Make sure the yard is well swilled out.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که حیاط به خوبی تمیز باشد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که حیاط به خوبی پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Make sure that all the nails are punched in so that the floor is smooth.
[ترجمه ترگمان]مطمئن شوید که تمام ناخن های شما به گونه ای است که کف صاف است
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که تمام ناخن ها به صورت صاف و صاف به یکدیگر متصل می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Make sure you keep within the new lower speed limit.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که در محدوده سرعت پایین تر حرکت کنید
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که در حد جدید سرعت پایین نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Make sure the tripod is stable.
[ترجمه ترگمان]مطمئن شوید که سه پایه ثابت است
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که سه پایه پایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You have to make sure you're comparing like with like.
[ترجمه ترگمان]تو باید مطمئن بشی که داری اینطوری مقایسه می کنی
[ترجمه گوگل]شما باید مطمئن شوید که با چیزهای مشابه مقایسه می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Kate looks really unhappy - I'd better make sure she's all right.
[ترجمه ترگمان]کیت واقعا ناراحت به نظر می رسد - بهتره مطمئن بشم که حالش خوبه
[ترجمه گوگل]کیت واقعا ناراحت به نظر می رسد - بهتر است مطمئن شویم که او درست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Make sure the letter is properly addressed.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که این نامه به درستی مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که نامه درست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Make sure you have a balanced intake of vitamins A, B, C and D.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که یک ورودی متعادل از ویتامین های آ، B، C و D داشته باشید
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که مصرف متعادل ویتامین A، B، C و D
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We need to make sure that we exploit our resources as fully as possible.
[ترجمه ترگمان]ما باید مطمئن شویم که از منابع خود تا جایی که ممکن است بهره برداری می کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید اطمینان حاصل کنیم که از منابع ما به طور کامل بهره برداری می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Please make sure that the house is locked before you leave.
[ترجمه ترگمان]لطفا مطمئن شوید که خانه قبل از رفتن قفل است
[ترجمه گوگل]لطفا مطمئن شوید که خانه قبل از ترک خانه قفل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I make sure I make time for fishing because it's how I de-stress.
[ترجمه ترگمان]من مطمئن می شوم زمانی برای ماهیگیری وقت دارم، چون این طور استرس دارم
[ترجمه گوگل]من اطمینان دارم که من برای ماهیگیری وقت می گذارم چون این کار من استرس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Make sure both surfaces are free from dust and grit.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که هر دو سطح از گرد و غبار و سنگریزه آزاد باشند
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که هر دو سطح از گرد و غبار و شن و ماسه آزاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خاطر جمع کردن (فعل)
assure, make sure

تخصصی

[ریاضیات] تحقیق کردن، مشخص کردن، ثابت کردن

به انگلیسی

• make certain, verify

پیشنهاد کاربران

خاطر جمع
مطمئن بودن
مطمئن شدن، اطمینان حاصل کردن، تاکید کردن، عزمِ کاری را کردن، تضمین کردن،

و حتی ( فراهم کردن، در اختیار گذاشتن، خواستن )
اطمینان حاصل کردن، مطمئن بودن
اطمینان کسب کردن
Be certain
فهمیدن، اطلاع پیدا کردن
یعنی : Double checking یعنی دوبار چک کردن به عبارتی همون اطمینان حاصل کردن . کلمه ی بالا رو خودِ یه آمریکایی در معنای جمله ی make sure گفت .
هزینه یه دونه صلوات
ماشالا علیضا جان یاشا, make sure:مطمئن ساختن
be certain. we often use this as kind of a reminder:
make sure that you finish your homework.
make sure that you clean your room.
حصول اطمینان
با اطمینان خاطر ، با خیال راحت
حواست باشه.
Make sure to say hello.
حواست باشه، ( دقت کن ) حتما سلام بدی.
https://dictionary. cambridge. org/dictionary/english/make - sure
به نقل از هزاره:
1. مطمئن شدن ( از /که ) ، خاطرجمع شدن ( از/که ) ، اطمینان حاصل کردن ( از/که )
2. کاری کردن که
درسته که به معنای مطمئن شدن و اطمینان حاصل کردنه ولی تو ترجمه، بهتره از عبارتی که ملموس تر و قابل فهمتره، استفاده کرد؛ پس من برای ترجمه این فعل، این معانی ر پیشنهاد میکنم:

دلیل بودن
باعث شدن
مدام زیر نظر داشتن
پاییدن شخص
مراقب بودن

Even if he ain’t by my side
حتی اگه پیشم نباشه
He makes sure that I glow
به جای اینکه بگم 《اما اون مطمئن می شه که من می درخشم》
بهتره بگم:
《ولی دلیل خوش درخشیدنمه》یا
《با این حال، با کاراش باعث میشه که من در چشم همه باشم و جلوه خیره کننده تری داشته باشم. 》یا
《اما مدام مراقب منه که من در بهترین حال باشم》یا
《منو میپاد که همیشه بهترین باشم》یا . . . .


یادتان نره که، فراموش نکنید که
اطمینان حاصل کردن/نمودن
خاطر جمع کردن
کاری می کند - باعث می شود
کاری می کند که - باعث می شود که
یادت نره، حتما
محکم کاری - محکم کاری کردن
اطمینان
ensure that something is done or happens
ensure
assure
تضمین دادن
تضمین کردن
اطمینان دادن
Make sure👉 you listen to the next episode.
حتما 👈قسمت بعدی رو گوش کنید.

👈make sure ( of something/that… ) 👉
1 )
​ to do something in order to be certain that something else happens

✅Make sure you listen to the next episode.

You'll love it!
2 )
​ to check that something is true or has been done
✅make sure the knot is tight
محترمانه. . . ( رسمی )
be sure to listen to the next episod✅
حتمن قسمت بعدی رو گوش کنید. . .
محترمانه تر ( رسمی تر. . . )

make sure to listen to the next episode✅
اطمینان حاصل کنید به گوش دادن قسمت بعدی
منظورش👇
حتمن به قسمت بعدی گوش بدهید.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما