تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

پیوسته - مداوم "The rain was continuous all day. " ( باران تمام روز مداوم بود. ) "There was a continuous flow of traffic. " ( جریان مداومی از ترافی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

استراحت کردن - مکث کردن Let's take a break. " ( بیا یک استراحت کنیم. ) "I need to take a break from studying. " ( من باید از درس خواندن استراحت کنم ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

به دلیلِ "The flight was canceled due to bad weather. " ( پرواز به دلیل هوای بد لغو شد. ) "He was late due to traffic. " ( او به دلیل ترافیک دیر کر ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دور - از دور - دورافتاده They live in a remote village. " ( آنها در یک روستای دورافتاده زندگی می کنند. ) "He works remote. " ( او از راه دور کار می ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیاده کردن فردی از ماشین یا تاکسی "Could you drop me off here, please?" → می شه لطفاً منو اینجا پیاده کنید؟ ( مؤدبانه تر ) "You can drop me off h ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

برنامه کار، دستور جلسه "We need to stick to the agenda. " ( ما باید به دستور جلسه پایبند باشیم. ) "Let's review the agenda before we start. " ( قبل ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به فروش رساندن "They sell clothes at that store. " ( آنها در آن فروشگاه لباس می فروشند. ) "I need to sell my old car. " ( من باید ماشین قدیمی ام را ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

فروش "There's a big sale at the department store. " ( یک حراج بزرگ در فروشگاه بزرگ وجود دارد. ) "I bought these shoes on sale. " ( من این کفش ها را ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مراقب بودن "beware" به عنوان یک فعل امری، دستوری برای مراقبت و احتیاط را صادر می کند. به همین دلیل، اغلب در ابتدای جملات یا در عبارات هشدار دهنده است ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در کل - همه با هم That's �95 altogether.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کل - مجموع - کامل "The total cost was $10. " ( کل هزینه 10 دلار بود. ) "We had a total of 20 people at the party. " ( ما در مجموع 20 نفر در مهمانی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شلواری که از پارچه جین یا پارچه نخی محکم دیگر، معمولاً آبی رنگ، ساخته می شود. به این خاطر به شکل جمع نوشته میشه که یک کلمه جمع هست و شبیه به کفش یا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

متاسف بودن I'm afraid you can't try those socks on.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جوراب و چون جوراب جفتی هستش به صورت جمعی نوشته می شه I'm afraid you can't try those socks on.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

دورتر "The next town is further away than this one. " ( شهر بعدی دورتر از این یکی است. ) "We decided to move to a house further away from the city. ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در نزدیکی و در آخر جمله میاد "Is there a gas station nearby?" ( آیا پمپ بنزینی در نزدیکی وجود دارد؟ ) "We found a nice restaurant nearby. " ( ما یک ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"نشان دهنده" یا "اثبات کننده" "His actions were very demonstrative of his anger. " ( اعمال او به وضوح نشان دهنده عصبانیت او بود. ) "She gave a demo ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"نشان دادن نحوه عملکرد چیزی" یا "توضیح یا اثبات چیزی با ارائه مثال یا مدرک" "Let me demonstrate how to use this app. " ( بذار نشون بدم چطور از این ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شلوار کلمه "trousers" در انگلیسی بریتانیایی به معنای "شلوار" است. در انگلیسی آمریکایی، معادل رایج تر آن کلمه "pants" است. بنابراین، "pants" را می تو ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جستجو کردن. تلاش برای یافتن کسی یا چیزی. "I'm looking for my keys. " ( من دنبال کلیدهایم می گردم. ) "She's looking for a new job. " ( او دنبال یک ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هر زمانی که "Call me whenever you need help. " ( هر وقت به کمک نیاز داشتی بهم زنگ بزن. ) "I smile whenever I see him. " ( هر وقت او را می بینم لبخن ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هرزمانیکه You can say "I'll take. . . " whenever you've decided to buy something.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گرفتن You can say "I'll take. . . " whenever you've decided to buy something.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در انتهای جمله معمولاً میاد و به عنوان دوتایی هستش work in pairs

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آستین "My shirt has long sleeves. " ( پیراهن من آستین های بلند دارد. ) "She rolled up her sleeves. " ( او آستین هایش را بالا زد. ) "The jacket has ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کت و شلوار "He wore a dark blue suit to the interview. " ( او یک کت و شلوار آبی تیره برای مصاحبه پوشید. ) "She looked elegant in her business suit. ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پوشیدن "I wear jeans every day. " ( من هر روز شلوار جین می پوشم. ) "She wears a beautiful necklace. " ( او یک گردنبند زیبا می پوشد. ) "He wore a h ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس مبدل مخصوص یک مکان یا اتفاقی یا مراسم خاصی "She wore a witch costume for Halloween. " ( او برای هالووین لباس مبدل جادوگر پوشید. ) "The actors ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

( فعل ) لباس پوشیدن، لباس پوشاندن. ( اسم ) لباس زنانه ( فعل ) "I need to dress for work. " ( من باید برای کار لباس بپوشم. ) ( فعل ) "She dresse ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس ها "I need to wash my clothes. " ( من باید لباس هایم را بشویم. ) "She bought new clothes for the party. " ( او لباس های جدیدی برای مهمانی خرید ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس پوشاندن "We need to clothe the homeless. " ( ما باید بی خانمان ها را لباس بپوشانیم. ) "She clothed her baby in warm clothes. " ( او نوزادش را ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تکه پارچه "Wipe the table with a clean cloth. " ( میز را با یک پارچه تمیز پاک کنید. ) "This cloth is made of cotton. " ( این پارچه از پنبه ساخته شد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

cloth. clothe. clothes. dress. costume بین این کلمات مشابه تفاوت هست

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تا ( آن زمان ) ، تا زمانی که "I will wait until you arrive. " ( من تا زمانی که شما برسید صبر خواهم کرد. ) "We stayed at the party until midnight. " ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بسته کردن - بسته - نزدیک "Please close the door. " ( لطفاً در را ببندید. ) "The store closes at 9 PM. " ( فروشگاه ساعت 9 شب بسته می شود. ) "He clo ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

باز کردن - باز "Please open the door. " ( لطفاً در را باز کنید. ) "The store opens at 9 AM. " ( فروشگاه ساعت 9 صبح باز می شود. ) "He opened his ey ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آغاز یا شروع یا افتتاح یا گشایش "The store's opening is tomorrow. " ( افتتاحیه فروشگاه فردا است. ) "The opening of the movie was exciting. " ( شروع ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

معامله، تراکنش، مبادله "I made a cash transaction at the store. " ( من یک معامله نقدی در فروشگاه انجام دادم. ) "The bank recorded the transaction. ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

باقی ماندن "Could", "can" and "may" remain the same with all personal pronouns. "The rain will remain throughout the day. " ( باران در طول روز باقی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

وجهی ( رایج ترین کاربرد "modal" در گرامر انگلیسی آمریکایی است، جایی که به افعال وجهی ( modal verbs ) اشاره دارد. ) ( افعال وجهی مانند "can"، "shou ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

قیمت داشتن The food and drink cost eight dollars ( $8 )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ثبت کردن یک سفارش - سفارش دادن "I want to place an order for a pizza. " ( می خواهم یک پیتزا سفارش دهم. ) "You can place your order online. " ( می ت ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آوردن How many coffees can I get you?

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. یک بار ( One time ) : "I've only been to Paris once. " ( من فقط یک بار به پاریس رفته ام. ) "He called once and then hung up. " ( او یک بار تماس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ادعا کردن "He claimed he was innocent, but exclaimed in surprise when the verdict was read. " ( او ادعا کرد که بی گناه است، اما وقتی حکم قرائت شد، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فریاد زدن "Stop exclaiming so much, I'm talking to you calmly. " ( اینقدر فریاد نزن، من دارم باهات آروم حرف می زنم. ) "Wow!" she exclaimed. ( وای! ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جستجو کردن "They seek information about the new product. " ( آنها به دنبال اطلاعات در مورد محصول جدید هستند. ) "He seeks advice from his lawyer. " ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب کردن "We need to combine these two ingredients. " ( ما باید این دو ماده را با هم ترکیب کنیم. ) "They decided to combine their businesses. " ( ...